بین چادری‌های تجمع میدان صادقیه با لباس سفید کوتاه و شالی صورتی پرچم به دست ایستاده و وقتی مردم شعار می‌دهند، پرچم را می‌چرخاند.

باشگاه خبرنگاران جوان - ساعت از ۱۰ شب گذشته است که خسته از پیاده‌روی کاروان مسجدی که همراهش بودم به میدان صادقیه رسیدم، مردم کوچک و بزرگ، زن و مرد شور و حال خاصی دارند، پرچم ایران اینجا ابهتی دارد.

چشم می‌دوانم بین جمعیت، که او را می‌بینم.

بین چادری‌های تجمع میدان صادقیه با لباس سفید کوتاهی که آستین‌هایش بالا رفته و شالی صورتی پرچم به دست ایستاده و وقتی مردم شعار می‌دهند، پرچم را می‌چرخاند. تنها آمده است.

می‌پرسم: اجازه می‌دهی عکس بگیرم؟

لبخند می‌زند و سری به تایید تکان می‌دهد. به دوربین موبایلم نگاه می‌کند و لبخندش را پررنگ‌تر می‌کند.

نشان دادن عکس گرفته شده بابی می‌شود تا بپرسم اینجا چه می‌کنی؟

دسته پرچم را محکم‌تر می‌فشرد و می‌گوید: به عشق رهبر آمدم. رهبر همیشه ما را دوست داشت.

مبهوت نگاهش می‌کنم تا ادامه دهد، « هر چی خوبیه ما در وجود آقا دیدیم، آقا مهربون بود و صداقت داشت، هر حرفی که زد من به حرفش رسیدم، راست می‌گفت و صادقانه با مردم حرف می‌زد».

حالا دیگر چشم‌های رنگیش دریایی هم شده بودند.

می‌خواهم بیشتر حرف بزند. 

« آقا همه جا حمایتمون می‌کرد، با زبون خودمون باهامون حرف می‌زد، برای ما بد شد اما خوش به حالش عاقبت به خیر شد»

می‌گویم: تقاصشو می‌گیریم.

می‌گوید: « باید تقاص بگیریم، الان همه دنیا دارند از ایران حمایت می‌کنند و از آمریکا و اسرائیل بد میگن، این چیز کوچکی نیست. به نظر من این نشان می‌دهد که فقط آدم کافیه آزاده باشه، اگه دین هم نداره آزاده باشه.بچه‌های معصوم ما را کشتند»

از تحصیلاتش می‌گوید که فوق لیسانس روان‌شناسی است و در یکی از ادارات تهران کار می‌کند، از خبرها هم خوب خبر دارد، معتقد است که حرف حق درباره آمریکا را فقط آقا می‌گفت.

« فقط کافیه کمی تاریخ بدونی، از سال ۱۳۲۰ رو مرور کنیم، ما هیچ وقت از انگلیس، آمریکا و اسرائیل صداقت ندیدیم، اینها قابل مذاکره نیستند، دروغ می‌گویند و پایبند به هیچ حرف و سند و تعهدی نیستند.»

فریاد مرگ بر آمریکای جمعیت که بلند می‌شود، پرچمش را بالاتر می‌گیرد و می‌چرخاند. چشم‌هایش هنوز دریایی است.

منبع: فارس

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha