باشگاه خبرنگاران جوان - تحولات مناطق کردنشین در سالهای اخیر نشان داده که پویاییهای امنیتی، اجتماعی و سیاسی این پهنه، پیچیده¬تر از برداشتهای رایج است؛ شامل مجموعهای از رقابتهای درونی، فشارهای بیرونی و شرایط متغیر منطقهای سبب شده بازیگران مختلف، از گروههای مسلح تا نخبگان محلی و قدرتهای خارجی، که هرکدام با محاسبات متفاوت در این میدان حضور دارند. در چنین فضایی، شناخت سازوکارهای اثرگذاری این جریانها و محدودیتهای ساختاری آنها اهمیت ویژهای پیدا میکند.
از این رو مؤسسه تاریخ و فرهنگ دیار کهن طی نشستی تخصصی با حضور علی پیروز، کارشناس ارشد مسائل ژئوپلیتیک غرب آسیا، و دکتر پیمان عارف، پژوهشگر ارشد مسائل خاورمیانه، ابعاد کمتر دیدهشده این تحولات، الزامات امنیتی منطقه و چالشهای پیشروی بازیگران را مورد بررسی قرار داد.
«کردستان و لایههای پنهان قدرت؛ جایی که تکثر هویتی سناریوها را متوقف میکند»
در ابتدا علی پیروز، کارشناس ارشد مسائل ژئوپلیتیک منطقه غرب آسیا، با اشاره به پیچیدگی معادلات امنیتی و نقش¬آفرینی گروه¬های تروریستی در مناطق کردنشین اظهار داشت، میزان و امکان نفوذ و اثرگذاری این جریانات با لحاظ موقعیت و از منظر فرایندی قابل ارزیابی است. پیروز توضیح داد که گروههای کردی یکپارچه نیستند، هرچند در سالهای اخیر ائتلافهایی میان پژاک و دموکراتها شکل گرفته است. او افزود که با وجود نارضایتیهای اقتصادی، آگاهی تاریخی مردم نسبت به جنگ و خطرات تروریسم سبب میشود که جامعه به ابزار سوءاستفاده دیگران تبدیل نشود و وارد میدانسازیهای بیرونی نگردد. به گفته این کارشناس، تجربه جنگی استانهای غربی و حافظه جمعی مردم، یک عامل بازدارنده مهم در برابر تنشزایی است.
وی در ادامه با اشاره به سوابق جذب به گروههای تروریستی گفت، این گروهها سالها تلاش کردهاند از طریق نفوذ در خانوادههای تأثیرگذار و ارتباط با چهرههای سرشناس و سندیکالیستها برای خود پایگاه اجتماعی ایجاد کنند. او توضیح داد که در برخی مناطق از جمله اورامانات نوعی «نشر اجتماعی» در پیوستن به کومله دیده میشود، به این معنا که گاهی در هر خانواده یک یا دو نفر به این جریان میپیوندند.
در ادامه پیروز به نقد جریانهای کردی پرداخت و با وجود تعلق قومی خود، تأکید کرد که حتی اگر فرضاً یک کردستان واحد تشکیل شود، به علت تضادهای درونی میان سوران، گوران، زازا، شکاک و کرمانج، چنین ساختاری به وضعیت پیچیدهای شبیه افغانستان دچار خواهد شد. او خاطرنشان کرد که بخش مهمی از کشتارهای داخلی در جوامع کردی، توسط خود کردها علیه یکدیگر رخ داده است. وی از منظر ژئوپلیتیکی نیز توضیح داد که مناطق کردی به دلیل نداشتن دسترسی به آبهای آزاد ناگزیر وابسته به ایران، ترکیه یا اسرائیل باقی میمانند.

این کارشناس سپس به بررسی جریانهای سیاسی کردی پرداخت و اظهار داشت که این جریانها یکدست نیستند: بخشی چپ و کارگریاند، بخشی ناسیونالیست یا فدرالیست، و ائتلافهای ظاهری میان آنها پشتوانه واقعی ندارد. او قومگرایی را ابزاری دانست که استعمار بریتانیا برای تکهتکه کردن ملتها طراحی کرده است. در مقابل، به گفته وی، سیاست منطقهای ایران امروز مبتنی بر اتحاد منطقهای و مقابله با قومگرایی پیش میرود. او افزود که جریانهای قومگرا اثر سیاسی دارند، اما مردم همواره تابع آنها نیستند و «شرایط زمانی» نقش تعیینکنندهای در رفتار جامعه دارد.
وی افزود که در شرایط جنگی، اختلالاتی که این گروهها ایجاد میکنند قابل مهار است، اما عرصه رسانه میتواند معادلات را تغییر دهد. پیروز بیان کرد که محاسبه غلط برخی رسانههای بیگانه درباره گرایش مردم منطقه نسبت به پهلوی و سادهسازی معادله ایران موجب شد تصور کنند میتوانند با اتکا به هژمونی رسانهای، جامعه کردستان را علیه ایران فعال کنند. در حالی که به گفته او، جریانات کردی نه تنها ذیل یکدیگر تعریف نمیشوند، بلکه اختلافات تاریخی میان موکریان، سوران، گوران و اورامان عمق قابلتوجهی دارد.
این کارشناس در بخش دیگری از سخنان خود به چالشهای انرژی، آب، مذهب، سیاست و همچنین آمیختگی قومی کردها با ترکها، لرها و اعراب اشاره کرد. وی توضیح داد که این آمیختگی برای ملت ایران یک سرمایه به شمار میرود، اما برای پروژههایی که با هدف «جعل ملت» طراحی میشوند مانع ایجاد میکند. او افزود که همین الگو در طرحهایی مشاهده میشود که صهیونیسم برای آینده منطقه ترسیم کرده و نتیجه آن میتواند جنگهای بیپایان باشد.
پیروز همچنین درباره سران گروههای تروریستی کردی مانند مهتدی و کعبی توضیح داد که ممکن است این افراد در چارچوب منافع آمریکا یا اسرائیل وارد تعاملات کوتاهمدت شوند، اما چنین هماهنگیهایی به انسجام اجتماعی منجر نمیشود و فاقد پایه پایدار در جامعه کردستان است.
در پایان، این کارشناس ژئوپلیتیک هشدار داد که در صورت تهدید تمامیت ارضی ایران، انسجام اجتماعی بهطور طبیعی افزایش مییابد؛ اما اگر تهدیدی بزرگتر وارد شود و به تلفات گسترده بینجامد، ممکن است معادلات اجتماعی و قومی تغییر کند. او توضیح داد که در چنین شرایطی مسئله قومیت در اولویت نیست، بلکه «مسئله بقاى جمعیت» مطرح میشود. همین تهدید بزرگ میتواند برای برخی گروههای حاشیهای نقش محرک داشته باشد. پیروز تأکید کرد که نباید اجازه داد چنین تهدیدی رخ دهد، زیرا پاسخ دیرهنگام میتواند معادلات را بهطور کامل دگرگون کند.
«ائتلافهایی روی کاغذ؛ واقعیتهای میدانی که روایتها را واژگون میکنند»
دکتر پیمان عارف، پژوهشگر ارشد مسائل خاورمیانه، در آغاز با اشاره به روند تحولات اخیر، تأکید کرد که خطر گروههای تجزیهطلب کرد در مسیر کاهش قرار گرفته و این وضعیت محصول مجموعهای از چالشهای داخلی و محیطی است که این گروهها با آن مواجهاند.
وی در ادامه نخستین چالش را ناپایداری «اتحاد پنجگروهی» دانست؛ اتحادی که پیش از تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایران شکل گرفته بود. به گفته او، «عبدالله مهتدی» در ابتدا حاضر به پیوستن به این اتحاد نبود، اما پس از پیوستن او، گروه پژاک عملاً به حاشیه رانده شد و نشانه این حاشیهنشینی، لغو دعوت از پژاک به «کنفرانس آزادی» در لندن و اعتراض رسمی این گروه به برگزارکنندگان بود.
وی سپس به چالش دوم پرداخت و آن را خصومت تاریخی جریانهای قومگرای کرد با پهلوی توصیف کرد. به گفته او، احزاب کردی همچون «حزب دموکرات کردستان» که خود را میراثدار «قاضی محمد» میدانند، بخش مهمی از مشروعیت تاریخیشان را از همان تجربه میگیرند و همین موضوع موجب تعارض مستمر آنها با جریان سلطنت شده است.
این پژوهشگر در ادامه چالش سوم را فقدان هویت واحد کردی در سطح اجتماعی دانست. وی توضیح داد که تفاوتهای زبانی، فرهنگی و زیستی میان کردها بسیار عمیق است و این تکثر در ساختار حزبی و ایدئولوژیک گروههای تروریستی کردی نیز بازتاب مستقیم یافته است.
وی افزود که چالش چهارم به درهمتنیدگی جمعیت کُرد و ترکزبان در مناطق غرب و شمالغرب کشور بازمیگردد؛ وضعیتی که هر تحول در ارومیه، ماکو یا نقده را ناگزیر با اصطکاک با جمعیت آذریزبان روبهرو میکند. به گفته عارف، ترکیه نیز نسبت به شکلگیری سناریویی مشابه شرق فرات نگران است و بنابراین تحولات این مناطق را با نگرانی و بهطور فعال دنبال میکند.

عارف سپس چالش پنجم را محاسبه اشتباه برخی بازیگران خارجی درخصوص فروپاشی سریع دولت مرکزی ایران پس از ترور رهبران ایران دانست. وی توضیح داد که برخلاف تصور ترامپ و جریان پهلوی، چنین فروپاشی رخ نداد. علیرغم حملات به زیرساختهای امنیتی و انتظامی در منطقه، «قرارگاه حمزه» توانست تحرکات را مهار کند. او عملیات نیروهای ایرانی علیه «کوی سنجر» و همچنین بازدارندگی آنها را نمونههایی از این مهار میداند.
وی در ادامه خاطرنشان کرد که در این شرایط، «یکیتی» همراهی نکرد و «بافل طالبانی» برخلاف انتظار برخی بازیگران، همان خط تاریخی پدرش را دنبال کرد. عارف همچنین اشاره کرد که در اربیل نیز «نچیروان بارزانی» برخلاف «مسعود بارزانی» مواضع تند ضدایرانی اتخاذ نکرد و این موضوع بر معادلات میدانی و سیاسی اثرگذار بود.
این پژوهشگر در بخش دیگری از سخنان خود به آینده گروههای مسلح کُرد پرداخت و گفت روند گذشته کماکان ادامه خواهد یافت. به گفته او، بخشی از اعضای این گروهها از سال ۲۰۰۳ از طریق کمیساریای عالی پناهندگان به اروپا منتقل شدهاند؛ برخی نیز با تهیه و خرید نامههای تأییدیه از کومله و دموکرات مسیر مهاجرت به اروپا را طی میکنند. همچنین شماری از اعضا با ازدواج با شهروندان اقلیم کردستان از گروهها جدا میشوند.
وی در پایان تأکید کرد که اگر ایران وارد دورهای از ثبات و شکوفایی اقتصادی شود، در چنین فضایی مطالبات فرهنگی و مذهبی از طریق احزاب قانونی و نهادهای مدنی دنبال خواهد شد و گروههای مسلح قومی بیش از پیش به حاشیه رانده خواهند شد.
نتیجه گیری
تحولات مناطق کردنشین بیش از آنکه محصول توانمندی گروههای مسلح باشد، تحت تأثیر محدودیتهای درونی این جریانها، پیچیدگیهای قومی و محاسبات اشتباه بازیگران خارجی قرار دارد. شکافهای ساختاری، تنوع هویتی و حافظه تاریخی جامعه محلی، مانعی جدی در برابر تلاشها برای بیثباتسازی ایجاد کرده است. در عین حال، هرچند ظرفیتهای مداخلهگر بیرونی میتواند در مقاطع خاص اثرگذار شود، اما پایداری امنیت و ثبات منطقه در گرو تقویت انسجام داخلی و بهبود شرایط اجتماعی و اقتصادی کشور ارزیابی میشود.
حفظ زبان کردی باعث حفظ زبان فارسی خواهد شد و کلمات انگلیسی کمتری وارد زبان فارسی خواهد شد.
خدا در قرآن هم به کثرت زبانها اشاره نموده و مغایر عمل به قرآن شایسته نیست.