در میان روایت‌های دفاع مقدس، نامی ثبت شده که متفاوت است؛ جوانی متولد پاریس که مسیر زندگی‌اش از اروپا آغاز شد و در غرب ایران پایان یافت.

باشگاه خبرنگاران جوان - در میان روایت‌های مرتبط با دفاع مقدس، نامی ثبت شده که از حیث جغرافیا و پیشینه فرهنگی، متفاوت از دیگر اسامی است؛ جوانی متولد پاریس که مسیر زندگی‌اش از اروپا آغاز شد و در تابستان ۱۳۶۷ در غرب ایران پایان یافت.

نامش در شناسنامه «ژروم ایمانوئل» ثبت شده بود؛ متولد ۹ آوریل ۱۹۶۴ در پاریس. پدری تونسی به نام محمد داشت که برای کار به فرانسه مهاجرت کرده و همان‌جا ماندگار شده بود و مادری فرانسوی که ژروم در سال‌های نخست زندگی، به تبعیت از او آیین مسیحیت را برگزید. اما مسیر زندگی او در کمتر از یک دهه، از قلب اروپا تا جبهه‌های غرب ایران تغییر کرد؛ مسیری که با تغییر اعتقاد آغاز شد و به حضور در عملیات مرصاد ختم شد.

«ژروم ایمانوئل» که بعدها نام «کمال کورسل» را برای خود برگزید، در سال‌های نوجوانی سفری به تونس داشت. آشنایی نزدیک با فضای اسلامی در آن سفر، نخستین مواجهه جدی او با دین اسلام بود. این آشنایی، چند سال بعد به تصمیمی قطعی انجامید و در ۱۷ سالگی به اسلام و مذهب اهل تسنن گرایش یافت.

جرقه‌های تحول در پاریس

اندکی پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، ترجمه فرانسوی سخنرانی‌های امام خمینی(ره) در پاریس دست‌به‌دست می‌شد. ژروم جوان، که ذهنی جست‌وجوگر داشت، با این متون آشنا شد. محتوای سخنان امام و مفاهیم عدالت‌خواهانه مطرح‌شده در آن‌ها، برای او صرفاً موضع‌گیری سیاسی نبود، بلکه دریچه‌ای تازه به فهمی دیگر از دین و مسئولیت اجتماعی گشود.

آشنایی او با دانشجویان ایرانی پیرو خط امام مقیم پاریس، فصل تازه‌ای در زندگی‌اش رقم زد. حضور مستمر در برنامه‌ها و مراسم کانون دانشجویان ایرانی، به بخش ثابت برنامه‌های هفتگی او تبدیل شد. در همین محافل بود که با دعای کمیل آشنا شد؛ متنی که بعدها بارها از آن به عنوان نقطه عطف زندگی‌اش یاد کرد.

ژروم می‌گفت شیعه‌شدنش را مدیون دعای کمیل است و از دوستانش می‌خواست او را «علی» یا «ابوحیدر» صدا کنند. این تغییر نام، تنها یک انتخاب ظاهری نبود؛ نشانه‌ای از دگرگونی درونی او بود که به تدریج از سنی به شیعه گرایش یافت و مسیر اعتقادی‌اش را تغییر داد.

خانه در نقطه تنش

تحول فکری ژروم، در فضای خانواده بی‌واکنش نماند. خودش روایت کرده بود که وقتی از جلسات کانون به خانه بازمی‌گشت، فضای زندگی همچنان مانند گذشته بود؛ موسیقی و سبک زندگی‌ای که دیگر با نگاه تازه‌اش همخوانی نداشت. این تضاد درونی او را آزار می‌داد. با این حال، توصیه دوستانش این بود که رابطه با مادر را قطع نکند.

در یکی از گفت‌وگوها به او گفته شد: «اگر سراغ مادرت نروی، گناه می‌کنی.» همین توصیه باعث شد ارتباطش با خانواده را حفظ کند. مادرش نیز چند بار به کانون آمد تا از شرایط پسرش آگاه شود. به درخواست ژروم، هنگام ورود به کانون روسری بر سر می‌گذاشت؛ رفتاری که نشان می‌داد اختلاف اولیه جای خود را به درکی متقابل داده است.

چندی بعد، زمانی که تصمیم گرفت برای دیدار مادرش به فرانسه بازگردد، پرسشی فقهی ذهنش را مشغول کرده بود: «اگر مادرم غذای غیرحلال درست کند چه کنم؟» پاسخ از دفتر امام خمینی(ره) این بود که اشکالی ندارد، اما بهتر است دوستان مسلمان با مادرش ارتباط بگیرند و او را راهنمایی کنند. این پرسش و پیگیری، نشان می‌داد تحول اعتقادی او تنها احساسی گذرا نبود، بلکه به دقت در جزئیات زندگی روزمره نیز رسیده بود.

آغاز یک دوره تازه

در سال ۱۳۶۱، ژروم ایمانوئل تصمیم گرفت ایران را به عنوان مقصدی دائمی انتخاب کند. او به قم رفت و در مدرسه حجتیه به تحصیل علوم حوزوی پرداخت. دوستانش از هوش بالا و پشتکار او در فراگیری دروس یاد کرده‌اند.

در همین دوران، موفق شد همراه جمعی از طلاب به دیدار امام خمینی(ره) برود؛ دیداری که تا پایان عمرش از آن با شور فراوان یاد می‌کرد. او امام را مرجع تقلید خود می‌دانست و معتقد بود اطاعت از ولی‌فقیه، امتداد همان آموزه‌هایی است که در معارف اهل‌بیت(ع) خوانده است.

کمال کورسل تنها به تحصیل بسنده نکرد. او تصمیم گرفت پلی میان معارف شیعی و زبان مادری‌اش ایجاد کند. بخشی از قرآن، چهل حدیث، رساله حقوق امام سجاد(ع)، کتاب «شیعه در اسلام»، موضوع حجاب و صفحاتی از آثار میرزا جواد آقا تبریزی از جمله متونی بود که به زبان فرانسه ترجمه کرد.

این فعالیت‌ها در حالی انجام می‌شد که هنوز تسلط کامل به فارسی برایش چالش‌برانگیز بود، اما تلاش می‌کرد مفاهیم را دقیق منتقل کند. هدفش آن بود که مخاطب فرانسوی‌زبان نیز با ادبیات شیعی آشنا شود؛ همان‌گونه که خودش از خلال ترجمه‌ها با این فضا آشنا شده بود.

در سفر ریاست‌جمهوری وقت، مقام معظم رهبری، به قم، کمال کورسل به نمایندگی از طلاب غیرایرانی سخنرانی کرد. انتخاب او برای این مسئولیت، نشان‌دهنده جایگاهش در میان طلاب خارجی بود. او در آن سخنرانی از انگیزه‌های حضور طلاب غیرایرانی در ایران و علاقه آنان به آشنایی با معارف اسلامی سخن گفت.

اصرار برای حضور در جبهه

با آغاز جنگ تحمیلی، کمال بارها درخواست حضور در جبهه را مطرح کرد. مسئولان به دلایل امنیتی با اعزام او مخالفت می‌کردند. با این حال، او دوره‌های آموزش نظامی را پیگیری کرد و بر تصمیمش پافشاری داشت.

سرانجام در سال ۱۳۶۳ از طریق سپاه بدر، که متشکل از نیروهای عراقی مخالف رژیم بعث بود، در قالب گردان شهید دستغیب به جبهه اعزام شد. نخستین حضورش در عملیات کربلای دو رقم خورد؛ تجربه‌ای که برای او صرفاً یک مأموریت نظامی نبود، بلکه تداوم همان مسیری بود که از پاریس آغاز کرده بود.

پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸، حمله نیروهای سازمان مجاهدین خلق به غرب کشور، شرایط تازه‌ای ایجاد کرد. کمال کورسل این مقطع را فرصتی برای حضور مجدد در جبهه دانست. با عضویت در گردان شهید صدر به منطقه غرب اعزام شد.

پنجم مرداد ۱۳۶۷، در جریان عملیات مرصاد و درگیری با نیروهای مهاجم در منطقه اسلام‌آباد غرب استان کرمانشاه، در ۲۴ سالگی جان خود را از دست داد. نام او در میان شهدای این عملیات ثبت شد.

زیست شبانه

هم‌حجره‌ای‌هایش نقل کرده‌اند که نیمه‌شب‌ها بیدار می‌شدند و او را در حال نماز شب می‌دیدند. گاه به زبان فرانسه با خدا سخن می‌گفت و اشک می‌ریخت. یک‌بار که از او پرسیده شد چه می‌گوید، پاسخ داد: «دارم با خودم صحبت می‌کنم.»

روزه نخستش را بدون سحری آغاز کرده بود، چون تصور می‌کرد عبادت باید با سختی مطلق همراه باشد. دوستانش به او توضیح دادند که روزه‌داری در اسلام آمیخته‌ای از سختی و آسانی است. این تجربه‌ها برای او بخشی از فرآیند شناخت عملی دین بود.

تنها شهید اروپایی دفاع مقدس

مسیر زندگی کمال کورسل در فاصله‌ای کوتاه طی شد؛ از تولد در پاریس تا شهادت در مرصاد، از مسیحیت تا تشیع، از حضور در کانون دانشجویان ایرانی در اروپا تا تحصیل در حوزه علمیه قم و سپس حضور در جبهه‌های غرب کشور.

نام او به عنوان تنها شهید اروپایی دفاع مقدس ثبت شده است. مزارش در گلزار شهدای علی‌بن‌جعفر(ع) قم، قطعه ۱۸ ردیف دوم قرار دارد؛ جایی که امروز نشانی از مسیری متفاوت در میان روایت‌های جنگ ایران و عراق است.

کتاب «موسیو کمال» به قلم بهزاد دانشگر و منتشرشده از سوی انتشارات حماسه یاران، روایتی تفصیلی از زندگی و شهادت او ارائه می‌دهد. این اثر با اتکا به اسناد و گفت‌وگوها، تلاش کرده مسیر هفت‌ساله تحول اعتقادی و اجتماعی او را بازسازی کند.

زندگی کمال کورسل نمونه‌ای از پیوند تجربه شخصی با تحولات سیاسی و اجتماعی یک دوره تاریخی است. تصمیم‌های او از تغییر مذهب تا مهاجرت، از ترجمه متون دینی تا حضور در جبهه همگی در فاصله زمانی کوتاهی رخ داد؛ فاصله‌ای که سرانجام در تابستان ۱۳۶۷ به پایان رسید.

منبع: مهر

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha