هدف سفر ونس به قفقاز را در یک جمله کلیدی میتوان خلاصه کرد: «فاز جدید اقدامات واشنگتن برای اخراج همه جانبه ایران و روسیه از قفقاز و تنظیم نظم قفقازی در مدار امریکا»
ایران باید تلاش کند که این گزاره را برای ایروان جا بیندازد؛ کریدور آمریکایی به معنای بیثباتی امنیتی و ورود ارمنستان به رقابت ژئوپلیتیک خطرناکی است که آن را بی پناه و زمین بازی دیگران خواهد کرد.
برای تهران، این کریدور صرفاً یک مسیر ترانزیتی جدید نیست، بلکه تهدیدی مستقیم علیه جایگاه ژئوپلیتیکی ایران محسوب میشود. از سوی دیگر، قرار گرفتن این دالان تحت حمایت سیاسی آمریکا، آن را به اهرمی امنیتی تبدیل میکند که میتواند در شرایط بحرانی، فشار مضاعفی بر ایران وارد سازد. ادامه این روند میتواند قفقاز جنوبی را از یک منطقه حائل، به یک کمربند فشار ژئوپلیتیکی فعال علیه ایران تبدیل کند.
در ماههای اخیر اندیشکدههای آمریکایی چندین بار به شیوههای مختلف ایده پیوستن ارمنستان به جهان ترک را مطرح کردهاند، ایدهای که برای نابودی هویت و تمدن مستقل این کشور به طور جدی پیگیری میشود این تلاشها برای قانع کردن ارمنستان و تاجیکستان جهت پیوستن به جهان ترک بخشی از پروژه کلان دستکاری تمدنی، هویتی و ژئوپلیتیک در منطقه است.
همکاریهای باکو با ارمنستان برای تامین سوخت تابعی از فشارهای رئیس جمهور آمریکا برای ایجاد مسیر ترامپ در قفقاز جنوبی و دسترسی به منابع معدنی و زیرزمینی این منطقه، ایجاد کریدوری ارتباطی برای تهدید منافع اقتصادی و امنیتی ایران، روسیه، چین و همچنین باز کردن پای ناتو و تروریستهای تکفیری و وهابی به نزدیکی این کشورهاست.
تاخیر در ساخت خط سوم انتقال برق ایران-ارمنستان که باید در سال 2020 به پایان میرسید و امکان سه برابر کردن تبادل انرژی میان دو کشور را از 400 به 1200 مگاوات افزایش میداد نه تنها سرمایهگذاریهای ارمنستان را به خطر انداخته بلکه موجب بروز ناترازی انرژی در ایران شده