تفاوت‌های بنیادین در سبک زندگی در ویژگی‌های شخصیتی و ارزش‌های زوجین دلیل عدم توافق آنها است.

باشگاه خبرنگاران جوان - ازدواج، تهدیدها و بحران‌های زیادی به دنبال دارد؛ اختصاص زمان کمتر برای گفت‌وگو با یکدیگر، کاهش تفریحات در زمان اوقات فراغت و کم‌رنگ شدن انجام فعالیت‌های لذت‌بخش، از جمله عواملی است که ابتدای زندگی مشترک، سبب نارضایتی زوجین می‌شود. در این میان، عوامل دیگری نیز مانند نیاز به قدرت، کنترل‌گری، ارتباطات غیرکلامی منفی، ایرادگیری، بی‌احترامی، حالت تدافعی و قهر، جزو تهدیدهای زندگی زناشویی به شمار می‌رود.

به اعتقاد برخی روانشناسان،‌ هرچه هوش هیجانی زوجین بیشتر باشد، آنها بهتر یکدیگر را درک می‌کنند، به یکدیگر احترام می‌گذارند و برای زندگی زناشویی خود ارج قائل می‌شوند و احتمال بیشتری وجود دارد که همواره شادمانه به زندگی خود ادامه دهند؛ بیشتر مشاجرات زندگی زناشویی حل شدنی نیستند و تلاش زوجین در تغییر دادن طرز تفکر یکدیگر عملا بی‌فایده است.

برخی روانشناسان به عنوان راه‌حل پیشنهاد می‌کنند که زوجین ابتدا تفاوت‌های ریشه‌ای را که منجر به تعارض شده است، درک کنند؛ سپس بیاموزند که با وجود این تفاوت‌ها زندگی کنند و در نهایت، به یکدیگر احترام بگذارند.

در این زمینه هفت اصل برای زندگی زناشویی کارآمد است:

  • گسترش نقشه عشق
  • پرورش عشق و علاقه و تحسین کردن در خود
  • روی آوردن به یکدیگر به جای فرار از یکدیگر
  • اجازه نفوذپذیری زوجین بر یکدیگر
  • حل کردن مشکلات قابل حل
  • غلبه کردن بر بن‌بست
  • خلق کردن ارزش‌های مشترک

در این میان نیز نحوه مشاجرات زوجین یکی از گویاترین راه‌ها برای تشخیص سلامت ازدواج آنان است، چراکه زوجین با «مهارت‌های حرف زدن» می‌توانند در زمان لازم شریک زندگی خود را از آنچه در درونشان می‌گذرد، آگاه کنند.

این مهارت‌ها شامل حرف‌زدن از طرف خود، بیان اطلاعات حسی خود، بیان کردن افکار، مطرح کردن احساسات خود، گفتن خواسته‌ها و طرح کردن اقدامات خود است.

این درحالیست که زوج‌ها در برخورد با اختلافات و مشکلات زندگی مشترک، یکی از راهکارهای زیر را انتخاب می‌کنند:

اجتناب‌ کردن: بسیاری با نادیده گرفتن اهمیت موضوع و یا انکار آن، از روبه‌رو شدن با مشکل پرهیز می‌کنند. این روش در کوتاه مدت موثر است، اما می‌تواند در بلندمدت با عدم رضایت همراه باشد.

ترغیب کردن: زن و شوهر تلاش می‌کنند که یکدیگر را به فکر کردن درباره روش برخورد با مساله ترغیب کنند. در این روش ممکن است از میان زن و شوهر، یکی از آنان با زور و قدرت بیشتری سعی در ترغیب دیگری داشته باشد و در نهایت موفق شود با وجود این‌که می‌تواند این راه‌حل به حل و فصل مساله بینجامد، ولی در نهایت، نتیجه آن معمولا احساسات منفی برای دو طرف است.

مرافعه یا کوتاه‌آمدن: عدم توافق و کوتاه نیامدن دو طرف ممکن است موجب تشدید اختلاف و به بن بست رسیدن بحث شود. گاهی ممکن است یکی از زوجین در برابر احساس تنفر و خشم خود تسلیم شود و یا به طور واضح با رفتاری کنایه‌آمیز به تعارض دامن بزند. در این راهکار حتی هنگامی که زوجین به راه‌حلی دست پیدا می‌کنند، فرآیند مرافعه و تسلیم رضایت‌بخش نیستند و در درازمدت هر دو بازنده هستند.

بلاتکلیفی: دراین حالت هیچ‌گاه مساله اصلی مطرح و حل نمی‌شود، بلکه زوجین صورت مساله را پاک می‌کنند و هیچ‌گاه بحث کامل را تجربه نمی‌کنند، چرا که زوجین در واقع خود را متعهد و پایبند به حل مشکل نمی‌دانند. این راه‌حل در درازمدت رضایت‌بخش نیست.

آشتی‌کردن: در این راه‌حل زوجین برای رفع اختلاف، با دادن امتیازاتی به یکدیگر با هم آشتی می‌کنند.

مشارکت‌جویی: این راهکار فراتر از مصالحه و آشتی است و در آن زوجین درصدد راه‌حلی هستند که به نفع هر دوی آنها باشد. دراین حالت زن و شوهر با هم هماهنگ می‌شوند و تمام آگاهی و اطلاعات خود را برای فهم و حل تعارض‌شان به کار می‌گیرند. نگرش آنان دراین راهکار براساس «من برای خودم اهمیت قائلم» و «من برای تو اهمیت قائلم» است. در اصل، این رابطه بر پایه تفاهم و وفاق است و دراین حالت تصمیم‌گیری‌ها به نفع هر دو نفر است. در زندگی این نوع راهکار جهت حل اختلافات و مشکلات، موجب تحکیم روابط و صرفه‌جویی در وقت و انرژی می‌شود. فلسفه این راهکار حرف زدن و گوش دادن به همدیگر است.

براساس مطالعات انجام شده در این زمینه، زوج‌هایی که می‌آموزند چگونه اختلافات و تعارضات خود را به طور موثر و کارآمد حل و فصل کنند، می‌توانند بیشتر از زوج‌هایی که فاقد چنین مهارت‌هایی هستند، به زندگی مشترک خود ادامه دهند. لذا آموزش راهکارهای ارتباطات اثربخش در زندگی مشترک، باید با توجه به بستر فرهنگی و اجتماعی هر جامعه صورت گیرد.

طبق آخرین اعلام مرکز آمار ایران، بیشترین رویداد طلاق در زمستان سال گذشته در بازه زمانی یک تا پنج سال زندگی مشترک با ۱۳ هزار و ۹۲۷ رویداد رخ داده و در مقابل بازه زمانی ۲۵ تا ۲۹ سال زندگی مشترک کمترین رویداد طلاق را به خود اختصاص داده است؛ آمار طلاق در جامعه، گویای آموزش ناکافی و بسترسازی ناکارآمد است. از این‌رو علاوه بر جوانان که باید خودفعالانه در فرآیند خودشناسی و خودسازی در جست‌وجوی اهداف و ارزش‌های خود نقش داشته باشند، نهادهای جامعه نیز باید مسئولانه جوانان را برای زندگی مشترک آموزش دهند و شرایط آموزش اصول ارتباطی و روش‌های حل مساله در زندگی زناشویی را برای آنان فراهم کنند.

فراتر از آن، داشتن زندگی مشترک سعادتمند، سلامت هیجانی و شناختی افراد جامعه را تضمین و در نتیجه، خوشبختی و آرامش فرزندان را تامین می‌کند. پرورش کودکان در خانواده‌ای کارآمد و داشتن ارتباطات اثربخش در خانواده، آنان را برای زندگی در جامعه آماده می‌کند و در قبال آسیب‌ها و خطرات آماده و ایمن می‌سازد.

منبع: ایسنا

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha