«سرزمین فرشته‌ها» قرار نیست خودِ جنگ را روایت کند، بلکه می‌خواهد اثر جنگ را بر روح انسان، آن هم از زاویه کودک و معلم، به تصویر بکشد.

باشگاه خبرنگاران جوان؛ هادی مقدسیان* - «سرزمین فرشته‌ها» به کارگردانی بابک خواجه پاشا از همان سکانس افتتاحیه‌اش تکلیفش را با مخاطب روشن می‌کند: این فیلم قرار نیست خودِ جنگ را روایت کند، بلکه می‌خواهد اثر جنگ را بر روح انسان، آن هم از زاویه کودک و معلم، به تصویر بکشد. انتخاب مدرسه به‌عنوان نقطه آغاز، انتخابی هوشمندانه است؛ جایی که باید امن‌ترین فضای ممکن برای کودک باشد، اما با آغاز موشک‌باران، ناامنی به حریم زندگی روزمره نفوذ می‌کند. همین تضاد، تم اصلی فیلم را پایه‌گذاری می‌کند.

یکی از درخشان‌ترین تصمیم‌های کارگردانی، افشای تدریجی فقدان خانواده ضحی است. سکانس میز شام که در ابتدا حضور خانواده را القا می‌کند و سپس با یک حرکت ساده دوربین، خلأ مطلق را پیش چشم مخاطب می‌گذارد، نمونه‌ای کم‌نظیر از روایت تصویری است؛ بدون دیالوگ، بدون اغراق، اما با ضربه‌ای عاطفی عمیق. در این لحظه، ضحی دیگر فقط یک معلم نیست، بلکه بدل به تصویری از خودِ غزه می‌شود؛ ایستاده، زخمی و تنها.

شروع تیتراژ در سکوت و زیر آوار، انتخابی جسورانه و حساب‌شده است. این تصمیم، شوک جنگ را نه با تصویر مستقیم خشونت، بلکه با تعلیق و خفگی منتقل می‌کند؛ تماشاگر پیش از آنکه وارد روایت شود، ناچار است چند دقیقه با مرگ نفس بکشد.

ورود کودکان جنگ‌زده به زندگی ضحی، فیلم را از یک روایت فردی به درامی جمعی و انسانی ارتقا می‌دهد. هر کودک نماینده زخمی متفاوت از جنگ است؛ از کودک مبتلا به سرطان با رؤیای ساده‌ی رفتن به شهربازی، تا کودکانی که حتی مفهوم «خانه» برایشان به خاطره‌ای مبهم تبدیل شده است. دیالوگ‌هایی چون «غزه شهربازی ندارد» یا جمله کلیدی ضحی خطاب به کودکان ــ «بچه‌ها نمی‌میرن» ــ به هسته معنایی فیلم شکل می‌دهند؛ جملاتی ساده که نه از جنس شعار، بلکه برخاسته از دل روایت‌اند.

بازی سلاف فواخرجی در نقش ضحی، ستون اصلی فیلم است. او رنج را فریاد نمی‌زند، بلکه آن را حمل می‌کند؛ در نگاه، در مکث‌ها، در دست‌هایی که می‌لرزند اما همچنان کار می‌کنند. همین بازی کنترل‌شده و درونی باعث می‌شود مخاطب حتی در دشوارترین موقعیت‌ها، ارتباطش با فیلم را از دست ندهد.
از نظر فنی، «سرزمین فرشته‌ها» فراتر از انتظار یک فیلم جنگی منطقه‌ای ظاهر می‌شود. فیلم‌برداری، نورپردازی و طراحی صحنه در سطح استانداردهای جهانی قرار دارند و استفاده از زبان عربی و بازیگران بومی، به اصالت اثر کمک شایانی کرده است. موسیقی نیز، هرچند در برخی لحظات یادآور آثار شناخته‌شده است، اما عموماً در خدمت فضا و احساس سکانس‌ها عمل می‌کند و به‌جای تحمیل عاطفه، آن را همراهی می‌کند.

نکته قابل توجه در شکل‌گیری این اثر، حضور منوچهر محمدی به‌عنوان تهیه‌کننده است؛ سینماگری که ۳۱ سال پس از تولید فیلم ماندگار «بازمانده»، بار دیگر به سراغ مسئله فلسطین رفته است. این بازگشت، نه تکرار گذشته، بلکه ادامه یک دغدغه انسانی و سینمایی است. «سرزمین فرشته‌ها» نشان می‌دهد که فلسطین هنوز زنده است؛ هم در واقعیت تلخ امروز و هم در حافظه و تعهد سینما. همراهی محمدی با این پروژه، به فیلم وزنی تاریخی و معنایی می‌بخشد که آن را در امتداد آثار ماندگار سینمای مقاومت قرار می‌دهد.

پایان‌بندی فیلم، با وجود تلخی اجتناب‌ناپذیرش، به دام سیاهی مطلق نمی‌افتد. نگاه شاعرانه کارگردان اجازه می‌دهد امید، نه به‌عنوان راه‌حل، بلکه به‌مثابه حقِ زنده ماندن روح انسان در دل ویرانی باقی بماند.

در نهایت، «سرزمین فرشته‌ها» فیلمی است که هم‌زمان می‌تواند مخاطب را بخنداند و بگریاند؛ نه از سر بازی با احساسات، بلکه به‌دلیل نزدیکی صادقانه‌اش به واقعیت. این فیلم تلاشی موفق برای نمایش کودکان غزه است، نه به‌عنوان قربانیان سیاسی، بلکه به‌عنوان انسان‌هایی با رؤیا، ترس و امید؛ فیلمی که با توجه به کیفیت ساخت و زبان روایت، ظرفیت حضور موفق در جشنواره‌های بین‌المللی و اکران در کشورهای عربی را دارد.

*فعال رسانه

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha