با جمع‌شدن بساط «شعبان بی‌مخ‌های خیابانی» تشکیلات پهلوی، کار به «شعبان بی‌مخ‌های مجازی» این جریان رسیده است.

باشگاه خبرنگاران جوان - با جمع‌شدن بساط «شعبان بی‌مخ‌های خیابانی» تشکیلات پهلوی، کار به «شعبان بی‌مخ‌های مجازی» این جریان رسیده است. تمام براندازان بهت‌زده‌اند. کسانی که چند سال قبل، خود خشونت را برای کف خیابان تئوریزه می‌کردند، با چشیدن خشونتی که تشکیلات پهلوی به کار می‌برد، جا خورده‌اند. شاید با وجود سازمان‌های خشن و خونریزی مانند منافقین و تجزیه‌طلبان، تشکیلات پهلوی با شعار‌های سلطنت‌طلبانه و ملی‌گرایانه، کمی نرم‌تر به نظر می‌رسید؛ اما آنچه در دی‌ماه انجام داد، تمام خاطرات پیش از ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ را زنده کرد.

تشکیلات پهلوی در خونریزی می‌تواند سازمان‌های جنایت‌کار و تروریستی همچون القاعده و داعش را با قدرت و سرعت پشت سر بگذارد؛ ازاین‌رو در تاریخ ایران، پرتلفات‌ترین اقدامات مربوط به این خاندان است.

در جریان کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ (۱۹۵۳ میلادی) «شعبان جعفری» مشهور به «شعبان بی‌مخ» از اوباش تهران، میدان‌داری خیابان را برعهده داشت. ایران در آن دوره جمعیتی حدود ۱۸ میلیون داشت. در آن روز در تهران ۳۰۰ نفر طعمه مرگ شدند. کشتار سال‌های ۱۳۴۲ و ۱۳۵۷ از جمله وقایع ۱۷ شهریور ۱۳۵۷، دیگر مقاطع کشتار‌های دسته‌جمعی پهلوی‌ها را نشان می‌دهد. پهلوی‌ها در دی‌ماه ۱۳۵۷ برای از دست ندادن قدرت «تئوری کشتار یک میلیون نفری» را مطرح کردند که طی آن صد‌ها هزار نفر دستگیر شده و یک میلیون نفر با بمباران و گلوله باران کشته می‌شدند. پس از آن نیز این رویه ادامه یافته و حتی اعدادش بالاتر رفت به گونه‌ای که صحبت از کشتار ۲ تا ۳ میلیون ایرانی برای بازگشت پهلوی به قدرت مطرح شد.

«محسن بنایی» از چهره‌های نزدیک به رضا پهلوی، ماه قبل در مصاحبه با بی‌بی‌سی بار دیگر این تئوری را تکرار کرده و تأکید کرد «حاضریم یک میلیون نفر در ایران کشته شوند.» با ناکامی در کشتار یک میلیون ایرانی یا بیشتر، پهلوی‌ها به همان محیط پیشین خود در فضای مجازی بازگشتند. لشکر سایبری پهلوی، دست‌کمی از «شعبان بی‌مخ‌های خیابانی» ندارند. اگر شعبان بی‌مخ‌های پهلوی در وقایع ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه در کف خیابان سر مردم عادی، مأموران حفظ امنیت و معترضان را بریده و نمایش دادند، لشکر‌های سایبری این تشکیلات از راه دور و با پیام، چنان حاضران در شبکه‌های اجتماعی و بلاگر‌ها را می‌ترسانند که آنها طی چند ساعت و طی یک روز از ترس موضع‌گیری‌های ضدونقیضی می‌گیرند.

«گلشیفته فراهانی» و «ترانه علیدوستی» دو بازیگر و «شروین حاجی‌پور» و «توماج صالحی» دو خواننده معروف که در سال ۱۴۰۱ از اغتشاشات حمایت کردند، طعمه‌های معروف اغتشاشگران اصلی سال ۱۴۰۴ هستند.

می‌کشم آنکه مخالفم است

به‌تازگی فیلمی از «گلشیفته فراهانی» بازیگر سینما در گفت‌و‌گو با یک شبکه فرانسوی منتشر شده که وی تلویحاً با نفی ایده تهاجم خارجی به ایران، با تشکیلات پهلوی فاصله‌گذاری می‌کند. فراهانی از فعالان اپوزیسیون است، اما با مشاهده تهدید تشکیلات پهلوی برای به راه‌اندازی کشتار «یک‌میلیونی» که شعار قدیمی این تشکیلات برای حفظ و دستیابی مجدد به قدرت از دی‌ماه ۱۳۵۷ به این سو بوده است، و همچنین تحریک ترامپ برای حملات خارجی سنگین، تصمیم گرفت با این خط به شدت رادیکال فاصله‌گذاری کند؛ این تصمیم درحالی است که خود فراهانی از جمله فعالان رادیکال و نزدیک به جریانات افراطی چپ محسوب می‌شود.

اگر فراهانی به دلیل مخالفت با حمله خارجی و تردید نسبت به اهداف ترامپ مورد حمله واقع شده، دیگران به دلیل سکوت و یا انتقاد نسبت به اعمال خشونت‌آمیز تشکیلات پهلوی تحت‌فشار قرار گرفته‌اند. «توماج صالحی» خواننده رپ که از خشونت آنها انتقاد کرد، بلافاصله مورد هجوم لشکر سایبری پهلوی قرار گرفت. این لشکر سایبری که کارش تا پیش‌ازاین ساماندهی برخی سلبریتی‌ها و حمایت از آنها با حساب‌های کاربری فیک و ربات برای افزایش تعداد لایک در شبکه‌های اجتماعی بود، حالا کسانی مانند «شروین حاجی‌پور» خواننده و «ترانه علیدوستی» بازیگر سینما را آماج حملات خود ساخته‌اند. ترانه علیدوستی چندی پیش مستندی را در همکاری با یکی از دوستان خود منتشر کرد که به‌زعم برخی نشان از تلاش‌های خارجی برای ملتهب‌سازی ایران بود. بااین‌حال شدت خشونت سلطنت‌طلبان وابسته به پهلوی باعث شد او نیز مورد حمله قرار گیرد. شروین حاجی‌پور که انتشار تصاویر شرکتش در یک مراسم و جشن منتشر شده بود، به همین بهانه تحت‌فشار شدید لشکر سایبری پهلوی قرار گرفت تا مجبور شود به‌سرعت آهنگی ساده برای وقایع دی‌ماه بخواند.

از گلشیفته فراهانی و ترانه علیدوستی تا توماج صالحی و شروین حاجی‌پور، هیچ‌کدام، هیچ‌گاه فکر نمی‌کردند با برخی از مجریان صداوسیما در یک صنف قرار گرفته و هم‌زمان با آنها مورد حمله طیف پهلوی قرار گیرند. به‌ویژه ترانه علیدوستی که با مستندی که از وی ساخته شد، در دورترین نقطه نسبت به چنین اتفاقی قرار داشت؛ زیرا به‌تازگی با شبکه انگلیسی بی‌بی‌سی به جنگ داخل آمده بود. توماج صالحی که تا صدور حکم اعدام پیش رفت نیز خواب چنین اتفاقی را نمی‌دید.

شعبان بی‌مخ آپدیت ۲۰۲۶

شعبان بی‌مخ‌های امروز پهلوی کسانی مانند «احسان کرمی» مجری سابق هستند که در دوره‌ای با نزدیکی به دولت موفق شد مجری جشنواره فجر شود و حالا در اقدامی دون شأن مجریان و هنرمندان، شماره‌تلفن مجریان تلویزیون و آدرس منازل آنها را اعلام می‌کند تا در چنین افرادی هراس ایجاد کند.

تشکیلات پهلوی نه متفکر می‌خواهد و نه هنرمند. کاری که با احسان کرمی کرده همه چیز را روشن می‌کند. او از احسان کرمی هنر نمی‌خواهد، بلکه همان کاری را می‌خواهد که شعبان بی‌مخ، لات مشهور تهران انجام می‌داد؛ تهدید. احسان کرمی، اما به ترسناکی شعبان جعفری نیست و جرئتش را هم ندارد؛ تنها کاری که انجام می‌دهد به‌تن‌کردن بلوز مشکی و به‌سرکردن کلاه لبه‌دار مشکی، اخم‌کردن و گرفتن دوربین از بالاست تا جدیتش را به رخ بکشد؛ جدیتی که هیچ‌گاه نداشت و حالا هم ندارد. اگر شعبان بی‌مخ آدم‌ها را کتک می‌زد، شعبان بی‌مخ مجازی پهلوی شماره‌پخش‌کن است.

نکات

۱. مشاهده رفتار برخی از بلاگر‌ها نشان می‌دهد در بازه‌های زمانی کوتاه‌مدت، فشار‌های شدیدی به آنها وارد شده است. در مواردی تعدادی از بلاگر‌ها در استوری و پست‌های اینستاگرامی اعلام کردند که به دلیل نیاز به درآمد، چاره‌ای جز ادامه فعالیت برای اخذ تبلیغات و کسب درآمد ندارند. چنین استدلال‌های ناگهانی نشان می‌داد آنها برای تعطیل کردن فعالیت خود تحت فشار قرار دارند. با این‌حال بعضی از آنها به‌سرعت تغییر موضع داده و از استدلال برای ادامه فعالیت که مبتنی بر نیاز مالی بود، اعلام می‌کردند فعالیت‌های خود را برای همدردی با معترضان تعطیل می‌کنند.

هم‌اکنون یک ماه از وقایع ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه می‌گذرد و اعلام تعطیلی برخی پیج‌هایی که متعلق به کسب‌وکار‌ها و بلاگرهاست، معنی‌ای جز فشار ندارد. آنها اگر تمایلی به ابراز همدردی داشتند، مدت‌ها قبل این اقدام را انجام داده بودند.

۲. به‌زعم برخی، ناآرامی‌های سال ۱۴۰۱ ذیل شعار ادعایی «مبارزه با اقتدارگرایی» و مبارزه با نابرابری جنسیتی صورت گرفت، اما اغتشاشات سال ۱۴۰۴ با شعار‌ها و اهداف اقتدارگرایانه همراه شد که خواهان بازگشت «خاندان پهلوی» بودند.

۳. در سال ۱۴۰۱، دشمن هدایت کلی میدان را به «چپ افراطی» سپرد که ذیل شعار‌های حمایت از زنان عمل می‌کرد، اما در سال ۱۴۰۴، مدیریت اصلی صحنه با «راست افراطی» بود که به دنبال ملی‌گرایی باستانی و بازگشت نماد‌های تاریخی مثل سلطنت بود.

۴. در داخل مجموعه سیاسی کشور، جناح‌های با دیدگاه چپ و راست، با بازه‌های مختلف در دولت‌ها، مجالس و شورای‌های شهر حضور دارند و اساساً نمایندگی اصلی چنین جناح‌هایی در مجموعه حاکمیت قرار دارد. به عنوان نمونه جریان اصلی چپ و چپ افراطی در کشور فعالانی نبودند که در سال ۱۴۰۱ به میدان آمدند؛ طیفی که در این سال فعال شد، قسمتی ضعیف و بیرون از قدرت بودند.

در سال ۱۴۰۴ نیز، نماد اصلی راست افراطی در کشور «جریان سلطنت‌طلب» نبود، بلکه برخی جناح‌های حاضر در قدرت، این جایگاه را یدک می‌کشند. بر این اساس هردو جریان از بسیج حداکثری بازمانده و صرفاً معدود پیاده‌نظام خود را در معرض برخورد قرار دادند. در ایران فعلی، راست‌گرایی در بازه‌های مختلف، فعلا جنبه ملی ندارد و بیشتر توسط جریانات مذهبی و یا ملی‌گرایان رادیکال نمایندگی می‌شوند.

تشکیلات پهلوی ضمن آنکه یک جریان حاشیه‌ای از راست افراطی بود، از مشکلات دیگری نیز رنج می‌برد. نخست آنکه این جریان خواهان حمله خارجی شد که برخلاف مرام ملی‌گرایی بوده و با آن در تناقض قرار دارد. ازسوی‌دیگر همانند منافقین در سال ۱۴۰۱، عمده نفرات اصلی تشکیلات پهلوی در خارج از کشور و فاصله چند هزار کیلومتری با ایران حضور داشته و برآورد دقیقی از داخل نداشتند؛ تشکیلات منافقین در اروپا و تشکیلات پهلوی در آمریکا مرکزیت دارند. معضل دیگر، بدنامی این دو جریان و همچنین تجزیه‌طلبان همراه آنهاست.

۵. به نظر می‌رسد تضاد در میان جریان برانداز عامل مهمی در خنثی‌سازی و موقت بودن هرگونه حرکت در آنهاست، زیرا هربار که حرکتی آغاز می‌شود به‌سرعت و در میانه کار، آنها با یکدیگر دچار چالش می‌شوند. حمله فعالان سازمان منافقین به تجمعات سلطنت‌طلبان به‌ویژه در آمریکا این مسئله را نشان می‌دهد.

۶. هردو حرکت ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴، سلیبریتی‌پایه بوده و هرچند برای تحریک اولیه می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد، اما بلافاصله دچار مشکل در تداوم مسیر می‌شود. سلبریتی‌محوری اغتشاشات برای فراگیری و سرعت به کار براندازان می‌آید، اما مشکل آنجاست که دیگر اقشار معترض از ادامه همکاری با آنها خودداری می‌کنند. هردو جریان گرچه برای آغاز ادعا‌هایی داشتند، اما در میانه راه و در نشان دادن مقصد، ناکام ماندند.

۷. به نظر می‌رسد فعالان سال ۱۴۰۱ به نتیجه‌گیری‌هایی رسیده‌اند. فعالان ۱۴۰۱ می‌دانند حکومت به‌سرعت و دقت و با فراگیری بالا می‌تواند تحولات ضد خود را مهار کند؛ اما هم‌زمان دارای ظرفیت‌هایی برای انطباق با مشکلات و کنار آمدن با معترضان است. از این رو احتمالاً لایه‌هایی از این گروه، ولو سلیبریتی‌های فعال از براندازی عدول کرده و به سمت رفرم و اصلاح‌خواهی رسیده‌اند. وقایع دی‌ماه ۱۴۰۴ این گزاره را بار دیگر برای آنها اثبات کرد به‌گونه‌ای که وقایع طی دو روز مدیریت شدند.

چه کسانی محل فشارند؟ محیط فشار کجاست؟

با بسته‌شدن راه‌ها در ایران به روی تشکیلات پهلوی آنها تمرکز خود را بر هنرمندان و بلاگر‌ها و ایرانیان خارج از کشور قرار داده‌اند.

۱. بلاگر‌ها

اعضای لشکر سایبری پهلوی در دایرکت حساب کاربری کسب‌وکار‌ها و بلاگر‌ها با فحاشی و تهدید، صاحبان آنها را ترسانده و با تهدید به توهین و تلاش برای ریپورت گسترده پیج اینستاگرامی که محل درآمد آنهاست، این افراد را تحت‌فشار قرار می‌دهند. محیط فعالیت در این شاخه، شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی است.

۲. ایرانیان خارج از کشور

تعدادی فیلم منتشر شده که در آن مراجعان به سفارت‌خانه‌های ایران مورد حمله لفظی و فیزیکی عده‌ای از مزدوران قرار می‌گیرند. این مراجعان به‌سادگی می‌گویند برای تمدید پاسپورت و اقدامات اقامتی چاره‌ای جز مراجعه به سفارت ندارند، اما تجمع‌کنندگان مزدور، می‌گویند به دلیل تحریم سفارت‌خانه‌ها هیچ‌کس حق ورود و خروج به این اماکن را ندارد.

لوفیگارو دست رضا را رو کرد

روزنامه فرانسوی «لوفیگارو» اخیراً در گزارشی با عنوان «جنگ دیجیتال اسرائیل علیه جمهوری اسلامی در سایه؛ حساب‌های جعلی، لایک‌ها و شاه ایران»، به بررسی لشکر سایبری پهلوی پرداخته و می‌نویسد: «سازمان سوشال فورنزیکس ۴هزار و ۷۶۵ حساب را شناسایی کرده که هرکدام بیش از ۱۰۰ پیام در روز منتشر می‌کنند؛ یعنی در مجموع ۸۴۳ میلیون توییت در طول عمرشان که این موضوع، دست‌داشتن ربات‌ها در انتشار پیام‌ها را ثابت می‌کند.»

در ادامه گزارش آمده است: «۱۱ هزار و ۴۲۱ حساب دیگر تعامل غیرعادی بالایی دارند و در مجموع ۱.۷ میلیارد «لایک» ثبت کرده‌اند. ۸ هزار و ۸۳۰ حساب نیز چندین بار نام کاربری خود را تغییر داده‌اند؛ «روشی که معمولاً با عملیات هماهنگ مرتبط است.» در نهایت، ۳ هزار و ۳۶۱ حساب مرتبط با این گفت‌و‌گو‌ها توسط پلتفرم، تعلیق شده‌اند.»

این دو بخش از گزارش مفصل لوفیگارو حکایت از عمق فعالیت‌های سایبری پهلوی برای بزرگ‌نمایی طرفدارانش در فضای مجازی و توانمندی سایبری او برای اعمال فشار بر مخالفان است.

منبع: فرهیختگان

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha