باشگاه خبرنگاران جوان - در حالی که بیش از ۲۲ درصد جوانان ایرانی بیکارند، تغییر شغلهای مکرر به یکی از رفتارهای رایج نسل جدید تبدیل شده است؛ پدیدهای که برخی آن را نشانه بیثباتی میدانند و برخی دیگر آن را لازمه بازار کار مدرن ارزیابی میکنند.
حسین ۲۶ ساله، مهندس نرمافزار است. زمانی که وارد اولین شغل رسمی خود شد، تصور نمیکرد پس از یک سال به فکر ترک محل کارش بیفتد. او میگوید: «اوایل فکر میکردم مسیرم مشخص شده، اما بعد از چند ماه فشار کاری و اختلاف با مدیرم باعث شد احساس کنم ماندن فقط تحمل است، نه پیشرفت.» تجربهای که امروز برای بسیاری از جوانان آشناست. در سالهای اخیر، تغییر شغلهای مکرر در میان جوانان به یکی از ویژگیهای قابل توجه بازار کار تبدیل شده است. برخلاف برداشتهای رایج، دادههای آماری نشان میدهد این پدیده الزاماً نشانه بیثباتی یا ضعف تعهد نیست، بلکه بخشی از الگوی طبیعی ورود به بازار کار در نسلهای مختلف محسوب میشود. اما پرسش اصلی این است که این تمایل به ترک شغل از کجا میآید؛ از درون ذهن فرد یا از بیرون ساختار بازار؟
تجربه کوتاه شغلی؛ یک روند جهانی
بر اساس آمار رسمی اداره آمار اشتغال آمریکا (BLS)، میانگین مدت ماندگاری افراد ۲۵ تا ۳۴ سال در یک شغل حدود ۲.۷ سال است. این آمار مربوط به بازار کار کشورهای توسعهیافته است و نشان میدهد جوانان این گروه سنی در سطح جهانی تمایل دارند مسیر شغلی خود را در بازههای کوتاهمدت تجربه کنند.
ذهن انسان و «راهحلهای فرار»
پیمان دوستی، روانشناس، با تأکید بر اینکه دلایل متعددی برای تمایل افراد به تغییر شغل وجود دارد، گفت: ذهن انسان طی سالهای تکامل بهگونهای شکل گرفته که با برجستهسازی جنبههای منفی شرایط، نقش یک سیستم هشداردهنده را ایفا میکند و همواره راههایی برای حل مسئله از جمله «گریز» پیشنهاد میدهد. وقتی فرد در محیط کار با فشار، نارضایتی یا احساس ناکامی مواجه میشود، ذهن بلافاصله شروع به بزرگنمایی نقاط ضعف میکند و تغییر شغل را بهعنوان یک راهحل سریع مطرح میسازد. شنیدن چنین راهکاری از ذهن تقریباً برای همه افراد رخ میدهد و امری غیرطبیعی نیست. مسئله اصلی اینجاست که برخی افراد بدون ارزیابی منطقی شرایط، کنترل کامل رفتار خود را به همان بخش حل مسئله ذهن میسپارند و بهصورت تکانشی تصمیم به تغییر شغل میگیرند؛ در حالی که بسیاری از مشکلات شغلی با اصلاح مهارتها، مدیریت هیجانات و بازنگری انتظارات قابل حل است.
نرخ بیکاری جوانان ایران بیش از ۲۲ درصد است
در ایران، نرخ بیکاری جوانان به مراتب بالاتر از نرخ کل جمعیت است؛ آمار رسمی نشان میدهد که حدود ۲۲.۷ درصد از جوانان ۱۵ تا ۲۴ ساله فعال در بازار کار بدون شغل هستند، در حالی که نرخ بیکاری کل جمعیت ۱۵ ساله و بالاتر ۷.۳ درصد برآورد میشود. علاوه بر این، نرخ مشارکت اقتصادی در کشور حدود ۴۰ درصد است؛ یعنی کمتر از نیمی از جمعیت در سن کار، شاغل یا به طور فعال در بازار کار حضور دارند. بخش قابل توجهی از جمعیت نیز غیرفعال اقتصادی هستند و بیش از ۴۱ میلیون نفر در سن کار نه شاغل هستند و نه فعالانه به دنبال کار میگردند. این ارقام نشان میدهد جوانان در ایران با چالشهای جدی در یافتن شغل و تثبیت موقعیت شغلی مواجه هستند و زمینه اجتماعی-اقتصادی برای جابهجایی و تغییر شغل وجود دارد. این ساختار باعث شده بسیاری از جوانان اساساً اولین شغل خود را موقت، کمدرآمد و فاقد امنیت بدانند و از همان ابتدا به جابهجایی فکر کنند.
بازار کار مدرن و جابهجاییهای ناگزیر
علی رضایی، کارشناس اقتصاد کار، اظهار کرد: ساختار بازار کار امروز با گذشته تفاوت اساسی دارد؛ قراردادهای کوتاهمدت، مشاغل پروژهای و اقتصاد پلتفرمی باعث شده مفهوم «شغل مادامالعمر» عملاً جای خود را به مسیرهای شغلی متغیر بدهد. برای بسیاری از جوانان، تغییر شغل نه از سر بیتعهدی، بلکه راهی برای کسب تجربه، ارتقای مهارت و تطبیق با فرصتهای جدید است. در واقع، جابهجایی شغلی بخشی از فرآیند یادگیری حرفهای محسوب میشود.
رضایی تأکید کرد: مشکل زمانی ایجاد میشود که این تغییرات بدون برنامه و صرفاً بهعنوان واکنش هیجانی به فشارهای مقطعی صورت گیرد؛ در این صورت فرد با فرسودگی روانی، کاهش اعتماد به نفس و احساس بیثباتی مزمن مواجه خواهد شد.
همه چیز تقصیر بازار کار نیست
مهدی شریفی، مدیر منابع انسانی یکی از شرکتهای بزرگ فناوری نگاه متفاوتی دارد و میگوید: بخشی از تغییر شغلهای مکرر در میان جوانان نه الزاماً نتیجه فشار بازار کار، بلکه حاصل کاهش تابآوری حرفهای است. بسیاری از نیروهای جوان انتظار دارند مسیر شغلی سریع، بدون تنش و با رشد فوری طی شود، در حالی که واقعیت محیط کار پر از تعارض، فشار و یادگیری تدریجی است.وقتی فرد در اولین چالش جدی تصمیم به ترک میگیرد، عملاً فرصت ساختن سرمایه حرفهای بلندمدت را از خودش میگیرد.
بنابراین، تغییر شغل در ایران نه صرفاً فرار از مسوولیت است و نه بحران روانی یک نسل؛ بلکه واکنشی طبیعی به بازاری ناامن و تلاشی برای بقا در اقتصاد پلتفرمی است.حسین هنوز نمیداند شغل بعدیاش چه خواهد بود؛ فقط مطمئن است چیزی که نسل او را خسته کرده، کار کردن نیست، بیثباتیِ دائمی چیزی است که اسمش را «شغل» گذاشتهاند.
منبع:فارس