چرخش ناگهانی واشنگتن از تهدید به مذاکره، نه نشانه قدرت، بلکه اعترافی پنهان به بنبست راهبردی است؛ جایی که هر روزِ تداوم جنگ، هزینههای آمریکا را سنگینتر و دست ایران را در معادله نهایی پُرتر میکند.
جنگ علیه ایران، که با ادعای حذف یک تهدید آغاز شد، در عمل به صحنهای از ناهماهنگی راهبردی و خطاهای محاسباتی تبدیل شده است؛ جایی که نه اهداف بهدرستی تعریف شدهاند و نه ابزارها توان تحقق آنها را دارند، و نتیجهای جز فرسایش، افزایش هزینهها و تقویت انگیزههای تقابل باقی نگذاشته است.
جنگی که قرار بود یک «ضربه سریع» باشد، حالا به معمایی پیچیده برای آمریکا تبدیل شده؛ جایی که هر روزِ بدون پیروزی قاطع، نهتنها موازنه منطقهای، بلکه جایگاه جهانی واشنگتن را بیش از پیش زیر سؤال میبرد.
وزیر امور خارجه ایران و «یرمِک کوشِربایِف» وزیر امور خارجه قزاقستان، در تماس تلفنی راجع به تحولات منطقه غرب آسیا و پیامدهای تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران گفتگو کردند.
ناوی که قرار بود نماد قدرت بیچونوچرای آمریکا باشد، حالا زیر بار نقصهای پیاپی فنی و مدیریتی، به نماد ناکارآمدی و شکست یک پروژه پرهزینه تبدیل شده است.
با وجود بمبارانها و فشارهای بیسابقه، تهران با استفاده از استراتژی «بقا و فرسایش» و بهرهگیری از توان نظامی و اقتصادی خود، آمریکا و اسرائیل را در بنبست استراتژیک قرار داده و نشان داده که میتواند در برابر قدرتمندترین ارتشهای جهان تاب بیاورد.
همزمان با بررسی سناریوی تصرف جزیره خارک از سوی دولت دونالد ترامپ، هشدارها در داخل ارتش آمریکا شدت گرفته؛ اقدامی که میتواند آغازگر یک جنگ فرسایشی، پرهزینه و بدون چشمانداز خروج باشد.