باشگاه خبرنگاران جوان - در هر جنگی، آنچه بیش از تجهیزات و تسلیحات تعیینکننده است، "ادراک عمومی" و "احساس امنیت" در جامعه است. دشمنان ایران در جریان آنچه از آن بهعنوان "جنگ رمضان" یاد میشود، بهخوبی این گزاره را درک کرده بودند؛ به همین دلیل، بهجای تمرکز صرف بر اهداف نظامی کلاسیک، یکی از مهمترین نقاط اتکای امنیت داخلی یعنی کلانتریها و مراکز انتظامی را در تهران و سایر استانها هدف قرار دادند.
در این میان، الگوی رفتاری دشمن نیز قابل تأمل بود؛ از یک سو با حملات مستقیم به مراکز پلیس، تلاش داشت "خاکریز اول امنیت" را بشکند و از سوی دیگر، با عملیات روانی و پیامرسانی، این گزاره را القا میکرد که "دیگر امنیت از کنترل خارج شده" و "اداره مناطق از دست پلیس خارج شده است"، حتی در برخی موارد، این پیام بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم به مردم مخابره میشد که "فلان نقطه دیگر در اختیار شماست"؛ عبارتی که بیش از آنکه بیانگر واقعیت میدانی باشد، بخشی از یک سناریوی هدفمند برای ایجاد هرجومرج و آشفتگی اجتماعی بود.
اما واقعیت صحنه، روایت دیگری داشت، بهخلاف تصور دشمن، مأموران پلیس نهتنها میدان را خالی نکردند، بلکه در بسیاری از موارد، حتی پس از آسیب دیدن مقرها، شکل خدمترسانی خود را تغییر دادند و با استقرار در معابر، خیابانها و نقاط در دسترس مردم، روند تأمین امنیت و ارائه خدمات را ادامه دادند، این همان نقطهای است که محاسبات دشمن را بههم زد؛ جایی که تصور میکرد با تخریب فیزیکی یک ساختمان، میتواند کارکرد یک نهاد را مختل کند، اما با واقعیتی بهنام «پلیسِ منعطف و میدانی» مواجه شد.
برای واکاوی عمیقتر این مسئله، با سردار مرتضی طلایی، رئیس اسبق پلیس تهران، گفتوگو کردهایم؛ گفتوگویی که ابعاد پنهانتری از این تقابل را روشن میکند.
سردار مرتضی طلایی، رئیس اسبق پلیس تهران، در تشریح دلایل عصبانیت دشمن از فراجا و هدف قرار دادن مراکز انتظامی در جریان جنگ اخیر، با اشاره به جایگاه پلیس در ساختار امنیتی کشور، اظهار کرد: بهنظر میرسد چند نکته کلیدی و مهم را باید مورد توجه قرار داد؛ نخست اینکه پلیس نماد نیروهای حافظ امنیت در کشور است؛ مجموعهای که شامل تمامی نیروهای مسلح اعم از سپاه، ارتش و سایر سازمانهای امنیتی میشود، در لایههای مختلف برای تأمین امنیت تلاش میکنند، اما ویترین و نماد بیرونی این مجموعه در جامعه، پلیس است.
وی گفت: وقتی مردم پلیس را میبینند، بهطور طبیعی احساس امنیت میکنند، حتی اگر هیچگونه ارتباط یا مواجهه مستقیمی هم با آن نداشته باشند. حضور گشتهای پلیس، استقرار نیروها در مناطق مختلف و حضور در اجتماعات و مراسمها، بهصورت مستقیم احساس امنیت را به جامعه منتقل میکند، در واقع پلیس در خط مقدم استقرار نظم و امنیت عمومی و اجتماعی قرار دارد و به همین دلیل، در افکار عمومی بهعنوان نماد نیروهای حافظ امنیت شناخته میشود.
رئیس اسبق پلیس تهران در ادامه با اشاره به تأثیر وضعیت پلیس بر افکار عمومی، افزود: شرایط روحی و روانی نیروهای پلیس تأثیر مستقیمی بر جامعه دارد. اگر مردم پلیس را مقتدر، بانشاط، مجهز و آماده ببینند، ضریب امنیت روانی آنها افزایش مییابد، اما اگر خداینکرده پلیس آسیبدیده، بیپناه یا فاقد امکانات دیده شود، این موضوع بهطور طبیعی بر روحیه جامعه تأثیر منفی خواهد گذاشت.
وی با تأکید بر نقش پلیس در خنثیسازی تهدیدات داخلی، تصریح کرد: پلیس در طول ادوار گذشته، بهویژه در بحرانها، در خط مقدم مقابله با تهدیدات بوده است. در بسیاری از موارد، دشمن تلاش کرده است از طریق عناصر خودفروخته، وابسته، نفوذی و جاسوس، اهداف خود را در داخل کشور پیش ببرد، اما این پلیس بوده که با شناسایی، دستگیری و خنثیسازی این عناصر، نقشههای دشمن را ناکام گذاشته است.
طلایی ادامه داد: یکی از دلایل اصلی عصبانیت دشمن از پلیس نیز همین موضوع است؛ چراکه پلیس توانسته است اهدافی را که دشمن در مقاطع مختلف، از جمله در دیماه و حتی در جنگ 12روزه دنبال میکرد، خنثی کند و مانع تحقق آنها شود.
وی با اشاره به اقدامات مستمر پلیس در حوزه امنیت، گفت: پلیس بهصورت مستمر و از طریق شبکههای مردمی، ارتباطات اجتماعی و روشهای تخصصی و حرفهای، در حال شناسایی و برخورد با عناصر وابسته به بیگانه، نفوذیها، جاسوسها و خائنان است. بسیاری از این اقدامات در سطح جامعه دیده نمیشود، اما نتایج آن در تأمین امنیت کشور کاملاً مشهود است.
رئیس اسبق پلیس تهران خاطرنشان کرد: به همین دلیل، دشمن از این جهت نیز از پلیس عصبانی است، چراکه نیروهای عملیاتی و بهاصطلاح ستون پنجم خود در داخل کشور را از دست داده است و شبکههایش توسط پلیس شناسایی و منهدم شدهاند.
وی در ادامه با تبیین اهداف دشمن از حمله به مراکز انتظامی، اظهار کرد: بهنظر میرسد این اقدامات با دو هدف اصلی صورت گرفته است؛ نخست، شکستن «خاکریز اول» نیروهای حافظ امنیت، یعنی دشمن تلاش کرده است با هدف قرار دادن پلیس، بهعنوان خط مقدم امنیت داخلی، این تصور را القا کند که توان عبور از این لایه را دارد و در نتیجه میتواند به لایههای بعدی نیز نفوذ کند.
طلایی افزود: هدف دوم، ایجاد اختلال در نظم و امنیت عمومی و اجتماعی بوده است. دشمن بهدنبال آن بود که با ضربه زدن به پلیس و کاهش حضور مؤثر آن در سطح جامعه، زمینه آشفتگی اجتماعی را فراهم و بستر اقدامات بعدی خود را از طریق عناصر وابسته مهیا کند.
وی در پاسخ به این پرسش که آیا دشمن در دستیابی به این اهداف موفق بوده است، تصریح کرد: هرگز. اگر دشمن میتوانست مردم را از صحنه خارج کند، میتوانست به اهداف خود برسد، اما چنین اتفاقی رخ نداد. پلیس همچنان در حال خدمترسانی و انجام وظایف قانونی خود است، حتی اگر شرایط کاری آن تغییر کرده باشد.
رئیس اسبق پلیس تهران ادامه داد: اگر پیش از این خدمات در ساختمان کلانتری ارائه میشد، امروز ممکن است همان خدمات در کف خیابان و در قالب میز خدمت ارائه شود، اما اصل خدمترسانی متوقف نشده است. این نشاندهنده انعطافپذیری و چالاکی ساختار پلیس است.
وی با اشاره به روحیه نیروهای پلیس گفت: پلیس از جنس مردم است و حتی فراتر از آن، با روحیه ایثار و شهادتطلبی در صحنه حضور دارد، همین ویژگی باعث میشود در شرایط سخت نیز نهتنها عقبنشینی نکند، بلکه با تغییر روشها، به مأموریت خود ادامه دهد.
طلایی با اشاره به ناکامی دشمن در هدف قرار دادن فرماندهان ارشد انتظامی، اضافه کرد: دشمن تلاش زیادی برای رصد و هدف قرار دادن فرماندهان داشت، اما بهدلیل همین انعطافپذیری و تغییر الگوهای رفتاری، موفق نشد، حتی فرماندهان ارشد نیز با روحیهای جهادی و بهدور از تشریفات، در میدان حضور دارند.
رئیس اسبق پلیس تهران با تأکید بر نقش مردم در ناکامی دشمن، گفت: این روحیه مردمی بودن، یکی از مهمترین مؤلفههای قدرت پلیس است. پلیس کنار مردم و میان مردم حضور دارد و همین موضوع، قدرت واقعی آن را شکل میدهد.
وی در پایان با اشاره به نقش نسل جوان در این تحولات، خاطرنشان کرد: بهخلاف برخی القائات که نسل جوان را جدا از نظام و کشور معرفی میکرد، در عمل مشاهده شد که همین جوانان در صحنههای مختلف، از میدان تا پشتیبانی، حضور فعال داشتند و نقشآفرینی کردند.
طلایی تأکید کرد: ملت ایران در طول تاریخ نشان داده است که در برابر هیچ دشمنی تسلیم نشده و با ایستادگی و پایمردی، دشمنان را ناکام گذاشته است؛ این ویژگی امروز نیز در جامعه ما بهوضوح قابل مشاهده است.
آنچه در جنگ رمضان رخ داد، صرفاً یک تقابل نظامی نبود؛ بلکه نبردی چندلایه در حوزههای امنیتی، اجتماعی و روانی بود. دشمن با هدف قرار دادن کلانتریها، بهدنبال آن بود که "تصویر امنیت" را در ذهن جامعه مخدوش کند و با القای خلأ حاکمیتی، زمینه بیثباتی را فراهم سازد.
با این حال، استمرار حضور پلیس در میدان در سادهترین شکل ممکن مانند استقرار میز خدمت در خیابان نشان داد که امنیت، صرفاً به ساختمان و تجهیزات وابسته نیست، بلکه به "اراده" و "حضور" وابسته است.
اینجاست که پاسخ پرسش اصلی روشن میشود؛ دشمن از پلیس عصبانی بود، چون پلیس نهتنها نماد امنیت، بلکه عامل خنثیسازی سناریوهای پیچیده او در میدان و ذهن جامعه است؛ نهادی که حتی زیر فشار مستقیم نیز کارکرد خود را از دست نداد و اجازه نداد روایت ناامنی، جای واقعیت امنیت را بگیرد.
منبع: تسنیم