باشگاه خبرنگاران جوان - تحلیل وبسایت «اوراسیا ریویو» در اواخر مارس ۲۰۲۶، مدعی است که درگیری نظامی موسوم به «جنگ سوم خلیج فارس»، فراتر از یک رویارویی منطقهای، در حال تخریب و بازسازیِ شتابانِ نظم جهانی است. این گزارش استدلال میکند که سال ۲۰۲۶ نقطهی پایانی بر «صلحِ طولانی» و نظمِ پسا-جنگ سرد است. نویسنده معتقد است که این جنگ برخلاف اسلاف خود در سالهای ۱۹۹۱ و ۲۰۰۳، در زمانی رخ میدهد که هژمونی آمریکا در ضعیفترین حالت خود قرار دارد و قدرتهای نوظهور شرق آمادهاند تا از خلأ امنیتی و اقتصادی ایجاد شده برای تثبیت برتری خود استفاده کنند. از نگاه اوراسیا ریویو، این جنگ نه یک انحراف در مسیر تاریخ، بلکه «تکانهی سیستماتیکی» است که فرآیندهای در جریانِ چندقطبی شدنِ جهان را به نتیجهی نهایی رسانده است.
یکی از محورهای بنیادین این تحلیل، تغییر پارادایم در اقتصاد جهانی از مدل «فقط بهموقع» (Just-in-Time) به مدل «فقط برای احتیاط» (Just-in-Case) است. این گزارش تأکید میکند که با ناامن شدن خلیج فارس در سال ۲۰۲۶، زنجیرههای تأمین جهانی که دههها بر پایه جریان ارزان و بدون وقفه انرژی و کالا استوار بودند، به کلی فروپاشیدهاند. این وضعیت منجر به تولد «اقتصادهای بلوکی» شده است که در آن امنیتِ مسیرهای تجاری، بر سودآوری مقدم شده است. اوراسیا ریویو اشاره میکند که ما اکنون شاهد «ناسیونالیسمِ منابع» در پایتختهای خلیج فارس هستیم؛ جایی که ریاض و ابوظبی دیگر به عنوان تأمینکنندگان بیطرف نفت نگریسته نمیشوند، بلکه به عنوان «قدرتهای موازنه» عمل میکنند که از انرژی به عنوان ابزاری برای تضمین جایگاه خود در نظم جدیدِ پسا-آمریکایی استفاده میکنند.
لایه دیگر این تحول، «دموکراتیزه شدنِ تخریب» از طریق فناوریهای نوین است. تحلیل مذکور نشان میدهد که در جنگ ۲۰۲۶، برتری نظامی سنتی غرب با چالشهای جدی روبرو شده است. استفاده انبوه از پهپادهای ارزانقیمت، موشکهای هایپرسونیک و حملات سایبری همزمان، باعث شده تا ناوهای هواپیمابر و پایگاههای گرانقیمتِ غربی در منطقه، بیش از آنکه عامل بازدارندگی باشند، به «اهدافِ آسیبپذیر» تبدیل شوند. این واقعیتِ جدید نظامی، اعتماد متحدان عرب به «چتر امنیتی واشینگتن» را برای همیشه نابود کرده و آنها را به سمت ایجاد ائتلافهای دفاعی بومی و خرید فناوریهای پیشرفته از پکن و مسکو سوق داده است. در واقع، جنگ سوم خلیج فارس ثابت کرد که در قرن بیست و یکم، قدرتِ تعیینکننده دیگر در دستِ دارندگان تسلیحاتِ بزرگ نیست، بلکه در اختیار کسانی است که بتوانند با هزینهای ناچیز، زیرساختهای حیاتی رقیب را فلج کنند.
در نهایت، اوراسیا ریویو نتیجه میگیرد که جهانی که از دل این جنگ بیرون میآید، جهانی «معاملهگر» (Transactional) و چندپاره خواهد بود. سال ۲۰۲۶ سالی است که در آن «جهانیسازی» به شیوه غربی رسماً به خاک سپرده شد. خلیج فارس اکنون به جایگاهی رسیده است که نه تنها قیمت نفت، بلکه قیمتِ نفوذِ ژئوپلیتیک در قرن آینده را تعیین میکند. این گزارش هشدار میدهد که قدرتهای بزرگ باید با واقعیتِ «خاورمیانه مستقل» کنار بیایند؛ منطقهای که دیگر به عنوان حیاطخلوت هیچ قدرتی عمل نمیکند، بلکه خود به کانونِ بازترسیمِ نقشههای سیاسی و اقتصادی جهان تبدیل شده است. این جنگ، جهان را به گونهای بازسازی کرده است که در آن «امنیت» دیگر یک کالای وارداتی نیست، بلکه نتیجهی موازنه دائمی و سرد میان قدرتهایی است که دیگر به هیچ تضمین کاغذی اعتماد ندارند.
منبع: فرهیختگان