باشگاه خبرنگاران جوان - همزمان با برگزاری چهل و چهارمین دوره جشنواره فیلم فجر، فضای فرهنگی و هنری کشور بار دیگر تحتتأثیر حواشی اجتماعی و سیاسی قرار گرفته و در نتیجه، بخشی از هنرمندان به تاسی از این فضا - به اجبار یا به اختیار - از حضور در این رویداد سینمایی انصراف دادند.
اما در سوی دیگر ماجرا، هنرمندانی که ترجیح دادند در جشنواره شرکت کنند، از داخل و خارج کشور با موجی از حملات رسانهای و مجازی مواجه شدند؛ حملاتی که گاه از نقد فراتر رفته و به تخریب، برچسبزنی و حتی تهدید رسیده است.
حجم این حملات به حدی بود که منوچهر هادی، کارگردان و تهیهکننده «خیابان جمهوری» در واکنش به تهدیدات و فحاشیهای انجامشده بابت حضور در جشنواره فیلم فجر گفت: چرا باید یک فیلمساز فیلم بسازد و بازیگرانش از حضور در نشست پرسش و پاسخ و مراسم فتوکال بترسند؟ من برای مردم فیلم میسازم. چرا باید از مردم فرار کنم؟ چرا باید تحت تاثیر یک نفر در خارج از کشور قرار بگیرم؟ این چه توقعی است که از هنرمند دارید؟
محمدحسین مهدویان کارگردان فیلم «نیمشب» هم که آثاری چون ایستاده در غبار، ماجرای نیمروز و سریال زخم کاری را در کارنامه دارد، در نشست خبری فیلم «نیمشب» با دفاع از تصمیم خود برای حضور در جشنواره فیلم فجر گفت که دیگر حاضر نیست در فیلمهایش از "ستارههای ترسویی" استفاده کند که میترسند در کنار فیلمشان بایستند و برای پاسخگویی به خبرنگاران در جشنواره فیلم فجر حاضر شوند.
الناز ملک بازیگر سینما که در نشست خبری فیلم «خیابان جمهوری» حاضر شده بود هم گفت میداند که از جشنواره فجر که به خانه برگردد، به او فحاشی خواهند کرد اما با این وجود، به جشنواره فیلم فجر آمده تا پشت فیلمی که در آن بازی کرده است، بایستد.
کارگردانان و بازیگرانی چون منوچهر هادی، محمدحسین مهدویان، الناز ملک، کاظم دانشی و دیگر عوامل آثار حاضر در جشنواره، صرفاً به دلیل ادامه فعالیت حرفهای خود، در معرض چنین هجمههایی قرار گرفتهاند؛ هجمههایی که بسیاری از هنرمندان را از ترس هزینه دادن، گرفتار «مارپیچ سکوت» کرده و پرسشهای جدی و قابلتاملی را درباره «مرز آزادی بیان و تحمل نظر مخالف» مطرح میکند.
منتقدان جشنواره سالهاست مفاهیمی چون آزادی بیان و آزادی انتخاب را لازمه فعالیت و پیشرفت در عرصه هنر میدانند اما در عمل، هرگونه انتخاب متفاوت با خواست جریان مسلط در فضای مجازی را برنمیتابند. این رویکرد دوگانه، نوعی «دموکراسی گزینشی» را بازتولید میکند؛ دموکراسیای که تنها تا جایی پذیرفته میشود که نتیجه آن مطابق میل یک گروه خاص باشد.
جشنواره فیلم فجر، فارغ از نگاههای سیاسی به آن، برای بسیاری از سینماگران یک رویداد حرفهای و بخشی از زیست شغلی آنان است. از این رو، همانطورکه تحریم آن، تصمیمی شخصی است؛ حضور در آن نیز باید تصمیمی فردی تلقی شود. تبدیل این انتخاب به معیاری برای قضاوت اخلاقی یا سیاسی هنرمندان، نهتنها به توسعه فرهنگی کشور کمکی نمیکند، بلکه فضا را بیش از پیش دوقطبی و بسته نگهمیدارد.
واقعیت آن است که فشار برای خالیکردن جشنواره از هنرمندان، با هدف بیاعتبارسازی آن و در نهایت تضعیف نمادهای رسمی فرهنگی کشور دنبال میشود. اما تجربه نشان داده است که فرهنگ و هنر، بیش از آنکه با تحریم و اجبار اصلاح شود، نیازمند گفتوگو، تنوع صداها و پذیرش تکثر است.
در شرایطی که جامعه بیش از هر زمان دیگری به آرامش و همزیستی دیدگاههای مختلف نیاز دارد، انتظار میرود مدعیان آزادی و دموکراسی، پیش از هر چیز به حق انتخاب دیگران احترام بگذارند؛ حتی اگر آن انتخاب با باورهای شخصی آنها همسو نباشد.