باشگاه خبرنگاران جوان - در اول دسامبر ۱۹۵۵ [۹ آذر ۱۳۳۴]، رزا پارکس سوار اتوبوسی در مونتگمریِ آلاباما شد. به جای آنکه به انتهای اتوبوس برود ــ بخشی که برای آمریکاییهای آفریقاییتبار تعیین شده بود ــ در قسمت جلو نشست. وقتی اتوبوس کمکم با مسافران سفیدپوست پر شد، راننده از پارکس خواست جایش را عوض کند. او امتناع کرد. مقاومت او یکی از بزرگترین جنبشهای اجتماعی تاریخ، یعنی تحریم اتوبوسهای مونتگمری، را به حرکت درآورد.
نافرمانی رزا پارکس در برابر جداسازی نژادی در اتوبوسها تاریخی بود، اما داستان واقعیِ پشتِ بازداشت او بسیار پیچیدهتر از افسانه رایجی است که معمولاً نقل میشود.
بیشتر آمریکاییها رزا پارکس را با این تصویر میشناسند که از واگذار کردن صندلی خود خودداری میکند، اما افراد کمتری از داستان عمیقتری آگاهاند که موجب بازداشت تاریخی او شد. پارکس پیش از آن نیز یک فعال متعهد بود؛ سازماندهندهای باتجربه در انجمن ملی پیشرفت رنگینپوستان (NAACP) و کسی که پیشتر هم با رانندگان اتوبوس مونتگُمری درگیر شده بود. تصمیم او در آن روز نه از خستگی، بلکه حاصل یک عمر سر تسلیم فرود نیاوردن بود؛ تصمیمی که تحریم اتوبوسها را شعلهور کرد و او را به شکلی غیرمنتظره وارد فصل تازهای پرمخاطره از زندگیاش ساخت.
نه ماه پیش از زندانی شدن پارکس، کلودت کالوین ۱۵ ساله نخستین مسافر اتوبوس در مونتگمری بود که به دلیل امتناع از دادن صندلی خود به یک مسافر سفیدپوست بازداشت شد. پارکس در جمعآوری کمکهای مالی برای دفاع حقوقی از کالوین نقش داشت. سه زن آفریقاییتبار آمریکایی دیگر - اورلیا براودر، مری لوئیز اسمیت و سوزی مکدونالد - نیز پیش از پارکس با قانون جداسازی نژادی اتوبوسها درگیر شده بودند. این چهار زن شاکیان پرونده براودر علیه گِیل (Browder v. Gayle) بودند؛ پروندهای که به صدور رأی دیوان عالی ایالات متحده مبنی بر غیرقانونی بودن جداسازی نژادی در اتوبوسها انجامید.
پارکس از اعضای قدیمی شاخه مونتگُمریِ انجمن ملی پیشرفت رنگینپوستان (NAACP) بود و در سال ۱۹۴۳ به آن پیوست. او در زمان بازداشت، دبیر شاخه محلی NAACP بود و تابستان پیش از آن نیز در کارگاهی درباره عدالت اجتماعی و اقتصادی در مدرسه مردمی هایلندر در ایالت تنسی شرکت کرده بود. فعالیتهای سیاسی او در طول تحریم اتوبوسها و تا پایان عمرش ادامه یافت.
در سال ۱۹۴۳، «بلیک» پس از آنکه پارکس حاضر نشد بعد از پرداخت کرایه از درِ جلو، برای سوار شدن دوباره از درِ عقب وارد اتوبوس شود، او را از اتوبوس پیاده کرد. پارکس در زندگینامه خود نوشت: «هرگز نمیخواستم دوباره سوار اتوبوس آن مرد شوم.» او افزود: «بعد از آن، همیشه دقت میکردم ببینم راننده اتوبوس چه کسی است قبل از اینکه سوار شوم. نمیخواستم دیگر با آن آدم بدجنس برخوردی داشته باشم.»
پس از آنکه دستور کتبی دیوان عالی ایالات متحده مبنی بر ممنوعیت جداسازی نژادی در اتوبوسها صادر شد و تحریم اتوبوسهای مونتگُمری در ۲۱ دسامبر ۱۹۵۶ [۳۰ آذر ۱۳۳۵]پایان یافت، یکی از اتوبوسهایی که پارکس برای گرفتن عکسهای مطبوعاتی سوار آن شد، اتفاقاً توسط بلیک رانده میشد.
اگرچه پارکس میدانست که انجمن ملی پیشرفت رنگینپوستان (NAACP) به دنبال یک شاکی اصلی برای طرح پروندهای به منظور سنجش قانونی بودن قوانین جیم کرو [۱]است، اما با قصد بازداشت شدن سوار اتوبوس شماره ۲۸۵۷ نشد. پارکس در زندگینامه خود نوشت که آن روز آنقدر درگیر افکارش بود که متوجه نشد بلیک راننده اتوبوس است. او نوشت: «اگر توجه کرده بودم، اصلاً سوار آن اتوبوس نمیشدم.»
پارکس در ردیف جلوییِ بخش میانی اتوبوس نشسته بود؛ بخشی که در صورت خالی بودن صندلیها، برای سیاهپوستان نیز قابل استفاده بود. پس از آنکه در ایستگاههای بعدی بخش «ویژه سفیدپوستان» پر شد و یک مرد سفیدپوست ایستاده ماند، راننده از پارکس و سه نفر دیگر که در همان ردیف نشسته بودند، خواست صندلیهای خود را ترک کنند. در حالی که آن سه نفر درنهایت جابهجا شدند، پارکس چنین کاری نکرد.
پارکس در زندگینامه خود این باور نادرست را رد کرد که پس از یک روز کاری طولانی، به دلیل خستگی حاضر نشد صندلیاش را ترک کند. او نوشت: «از نظر جسمی خسته نبودم؛ یا دستکم بیش از آنچه معمولاً در پایان یک روز کاری خسته میشدم، خسته نبودم. من پیر هم نبودم، هرچند بعضیها تصویری از من دارند که گویی آن زمان پیر بودهام. من چهلودو ساله بودم. نه، تنها خستگیای که داشتم، خستگی از تسلیم شدن بود.»
پارکس عضو هیأتمدیره اجرایی گروهی بود که تحریم اتوبوسهای مونتگُمری را سازماندهی میکرد و مدتی کوتاه نیز به عنوان مسئول هماهنگی (دیسپچر) فعالیت داشت و رفتوآمدهای تحریمکنندگان را تنظیم میکرد. در ۲۱ فوریه ۱۹۵۶ [۱ اسفند ۱۳۳۴]، هیأت منصفه عالی کیفرخواستهایی علیه پارکس و دهها نفر دیگر به اتهام نقض قانون ایالتیِ منع تحریمهای سازمانیافته صادر کرد. او به همراه ۱۱۴ نفر دیگر بازداشت شد و روزنامه «نیویورک تایمز» عکسی از پارکس را در صفحه اول منتشر کرد که در آن پلیس از او انگشتنگاری میکرد.
پارکس چند هفته پس از بازداشت، شغل خود را در فروشگاهی بزرگ از دست داد، هرچند مسئول امور اداری به او گفته بود که این موضوع به تحریم مربوط نمیشود. همسرش نیز پس از آنکه به او اعلام شد در محل کار هیچگونه بحثی درباره تحریم یا همسرش مجاز نیست، از کار خود استعفا داد. در طول تحریم و حتی پس از آن، پارکس بارها تماسهای تلفنی تهدیدآمیز و تهدید به مرگ دریافت کرد. در سال ۱۹۵۷، او به همراه همسر و مادرش به دیترویت نقل مکان کرد؛ جایی که بعدها به عنوان دستیار اداری نماینده کنگره جان کانیرز جونیور مشغول به کار شد و تا پایان عمر در همانجا زندگی کرد.
پس از آنکه پارکس در ۲۴ اکتبر ۲۰۰۵ [۲ آبان ۱۳۸۴]و در سن ۹۲ سالگی درگذشت، آخرین ادای احترام به او با انتقال پیکرش به تالار گنبددار کاپیتول آمریکا انجام شد. بیش از ۳۰٬۰۰۰ نفر از کنار تابوت او عبور کردند تا احترام خود را ادا کنند.
در ۱ دسامبر ۲۰۰۵ [۱۰ آذر ۱۳۸۴]، مسئولان حملونقل عمومی در نیویورک، واشینگتن دیسی و دیگر شهرهای آمریکا به طور نمادین صندلیهای پشتِ راننده اتوبوس را خالی گذاشتند تا یاد و اقدام نافرمانی مدنی رزا پارکس را گرامی بدارند.
منبع: خبرآنلاین