باشگاه خبرنگاران جوان؛ رضوان پاک منش - چند روز بیشتر تا فروپاشی کامل حکومت پهلوی باقی نمانده بود. شهرها بوی حادثه میدادند؛ مغازهها نیمهباز، مردم در رفتوآمد، اما بیکار، و شبها طولانیتر از همیشه. لرستان نیز مانند بسیاری از نقاط کشور در آستانه تحولی بزرگ قرار داشت؛ تحولی که نه با فرمان اداری، بلکه با حرکت مردم شکل میگرفت.
در خرمآباد، بروجرد و دورود دیگر صحبت از اعتراض نبود؛ صحبت از «نزدیک بودن پیروزی» بود.
ویژگی مهم تحرکات این استان، پیوند میان روحانیت، بازاریان، دانشآموزان، عشایر و کارگران بود.
شهرهای لرستان در سکوت حکومت نظامی
با اعلام حکومت نظامی، خیابانها بعد از غروب به ظاهر آرام میشدند، اما پشت درهای بسته خانهها، بحث انقلاب جریان داشت. مردم دور رادیو جمع میشدند تا اخبار تهران و پاریس را بشنوند.
حاج علی حسین بازاری قدیمی خرمآباد میگوید: «شبها چراغها رو کم میکردیم. رادیو رو آهسته میگذاشتیم. همه میترسیدیم نکند همسایه به ماموران نظام اطلاع بدهد، ولی بازم گوش میدادیم. وقتی خبر تظاهرات تهران می رسید، انگار خودمون اونجا بودیم.»
همزمان با شهرهای بزرگ، در لرستان نیز تظاهرات شکل گرفت. دانشآموزان مدارس تعطیل شدند. شعارنویسی شبانه، پخش اعلامیههای امام خمینی، راهپیمایی بعد از نماز جماعت بود و در شهرهای کوچکتر مانند نورآباد و الشتر، اخبار بیشتر توسط مسافران، رانندگان اتوبوس و روحانیون سیار منتقل میشد.
تعطیلی بازارها در بروجرد و خرمآباد، تظاهرات چند هزار نفری، درگیری با شهربانی، آتش زدن نمادهای حکومت (ادارات و مشروبفروشیها) و تشکیل کمیتههای مردمی محلی بیشتر شد ودر برخی مناطق، نیروهای نظامی حاضر به تیراندازی مستقیم نشدند.

مساجد؛ مرکز خبر و تصمیم
در لرستان، مسجد فقط محل عبادت نبود؛ تبدیل به مرکز اطلاعرسانی شده بود. اعلامیهها بعد از نماز خوانده میشد و زمان راهپیمایی همانجا تعیین میگردید.
کربلایی نعمت میگوید: «کسی بلندگو نداشت، اعلامیه چاپی هم کم بود. روحانی مسجد میگفت فردا راهپیمایی است، صبح کل شهر خبر دار می شد. خبر مثل برق میپیچید.»
لرستان به دلیل ساختار اجتماعی خاص، سریعتر از برخی مناطق به حرکت انقلابی پیوست.ویژگیهای منطقه شامل نفوذ بالای روحانیت در میان مردم، ساختار ایلی و عشیرهای، فقر اقتصادی و فاصله طبقاتی و حساسیت مذهبی بالا بود.مساجد مهمترین پایگاه سازماندهی اعتراضات بودند.در خرمآباد، مسجد صاحبالزمان، مسجد علوی و چند مسجد محوری محل تجمعات انقلابی شد.

دانشآموزان در خط مقدم
در دی و بهمن ۵۷ مدارس عملاً تعطیل شده بودند. بسیاری از دانشآموزان برای نخستین بار در زندگیشان وارد تظاهرات شدند.
خانم موسوی معلم بازنشسته در خرم آباد نیز میگوید «بچههای دبیرستان جلوتر از همه شعار میدادند. بعضیها کیف مدرسه داشتند، اما میآمدند راهپیمایی. ما هم دیگر درس نمیدادیم؛ فقط مواظب بودیم تیراندازی نشود.»

روزی که ترس شکست
با نزدیک شدن به ۱۲ بهمن و خبر بازگشت امام خمینی، فضای شهر ناگهان تغییر کرد. مردم دیگر آرام نبودند؛ امید جای ترس را گرفت.
اکبر احمدی راننده اتوبوس بینشهری میگوید: «وقتی گفتند امام برگشته، مسافرا وسط جاده پیاده شدند شیرینی پخش کردند. باور نمیکردیم شاه رفته باشد. همان روز فهمیدیم کار تمام است.»
با ورود امام خمینی، فضای لرستان به شدت تغییر کرد. جشنهای خیابانی، توزیع شیرینی، راهپیماییهای میلیونی در شهرها، نصب عکس امام بر سردر مغازهها مشاهده میشد.
روایتهای محلی میگویند بسیاری از مردم برای شنیدن خبرها شبها دور یک رادیو جمع میشدند.
۲۲ بهمن لحظه فروپاشی؛ رویارویی با نیروهای نظامی
در برخی نقاط شهر درگیریهایی رخ داد، اما در بسیاری موارد، تنش بدون تیراندازی پایان یافت. گفته میشود برخی سربازان تمایلی به مقابله نداشتند.صبح ۲۲ بهمن خبرها پشت سر هم رسید و پادگانها سقوط کردند، شهربانیها خلع سلاح شدند و کنترل شهرها به دست مردم افتاد.در خرمآباد مردم به سمت مراکز دولتی رفتند، اما برخلاف تصور، تخریب گسترده رخ نداد. بسیاری از سلاحها جمعآوری و تحویل روحانیون شد.
شب ۲۲ بهمن در لرستان کسی نخوابید. مردم در خیابانها بودند، شیرینی پخش میشد و صدای بوق ماشینها قطع نمیشد.برخلاف برخی شهرها، در لرستان خشونت گسترده کمتر بود، اعتماد به روحانیت بیشتر بود، حرکتها سازمانیافتهتر شد، تصرف مراکز حکومتی با کمترین تخریب انجام شد و این نشاندهنده ماهیت «اجتماعی ـ مذهبی» انقلاب در منطقه است
نقش مردم عادی؛ مهمتر از هر گروه سیاسی
بررسی روایتهای مردمی نشان میدهد انقلاب در لرستان بیش از آنکه حاصل سازمانهای سیاسی باشد، حاصل اعتماد اجتماعی و حرکت عمومی مردم بود. روحانیون زمان و مسیر را اعلام میکردند، بازاریان شهر را تعطیل میکردند، جوانان راهپیمایی را شکل میدادند، زنان جمعیت را حفظ میکردند و همین پیوند اجتماعی، مانع خشونت گسترده شد.انقلاب اسلامی در لرستان صرفاً بازتاب یک حرکت سراسری نبود، بلکه یک خیزش اجتماعی بومی با ویژگیهای مذهبی و مردمی بود.
نقش اعتماد اجتماعی، پیوندهای محلی و رهبری مذهبی باعث شد استان بدون هرجومرج شدید به انقلاب بپیوندد.آنچه در بهمن ۱۳۵۷ در لرستان رخ داد صرفاً بازتاب رویدادهای تهران نبود؛ بلکه تجربهای محلی از یک تحول ملی بود. مردم نه با سلاح، بلکه با حضور خود ساختار قدرت را تغییر دادند.
امروز پس از گذشت دههها، خاطرات آن روزها همچنان در ذهن شاهدان باقی مانده است؛ خاطراتی که نشان میدهد تاریخ انقلاب تنها در اسناد رسمی نیست، بلکه در حافظه مردم زندگی میکند.