باشگاه خبرنگاران جوان - همزمان با آغاز مذاکرات ایالات متحده و ایران، بار دیگر بازیگران منطقهای نیز در تلاشند مسیرهای دیپلماسی منطقهای را برای به ثمر رسیدن مذاکرات پررنگتر کنند. سرگئی لاوروف و بدر البوسعیدی وزرای خارجه روسیه و عمان از جمله مقاماتی هستند که اخیرا گفتوگو و تاکید کردهاند طرفین باید در مسیر دیپلماسی حرکت کنند. بر اساس این بیانیه، مسکو و مسقط بر این باورند که تداوم و تشویق گفتوگوهای بیشتر میان ایران و آمریکا برای دستیابی به توافقهایی که بتواند خطر درگیری را کاهش دهد و ثبات منطقه را تضمین کند، ضروری است.
دور جدید گفتوگوهای هستهای ایران و آمریکا پس از جنگ ۱۲ روزه، روز جمعه ۱۷ بهمن ماه ۱۴۰۴، در مسقط با وساطت سلطنت عمان برگزار شد. همزمان با این اتفاقات، برخی رسانههای عبری مدعیاند نتانیاهو در جریان سفر به واشنگتن از ترامپ خواسته که در هرگونه توافق، محدودیتهایی را بر بُرد موشکها و خروج اورانیوم غنیشده از ایران لحاظ کند.
با توجه به این شرایط پرسشهایی درباره نقش کشورهای منطقه و اسرائیل مطرح است. محسن پاک آیین، سفیر پیشین ایران در آذربایجان و تحلیلگر سیاست خارجی در گفتوگو با فرارو، به بررسی این موضوع پرداخته است:
محسن پاک آیین گفت: «اغراق نیست اگر گفته شود امروز تقریباً همه بازیگران اصلی صحنه سیاست منطقهای، به جز رژیم صهیونیستی، از شکلگیری توافق میان ایران و آمریکا حمایت میکنند. این همراهی نه از سر همدلی با ایران است و نه در این جهت که بخواهند به تقویت مواضع امریکا کمک کنند؛ بلکه نتیجه نگرانی آشکار کشورهای منطقه از پیامدهای بحرانی است که رژیم صهیونیستی به دنبال ایجاد آن است. ما درباره منطقهای صحبت میکنیم که بخش بزرگی از انرژی جهان در آن تولید و منتقل میشود و کوچکترین تنش در این منطقه نیز میتواند بازارهای جهانی را با شوکهای غیرقابل پیش بینی مواجه کند. از همین رو است که بسیای از کشورهای منطقه به دنبال تقویت مسیر دیپلماسی هستند.»
وی افزود: «در سطح منطقه تقریباً همه دولتها نگران پیامدهای یک رویارویی مستقیم میان ایران و آمریکا هستند. کشورهای عرب منطقه خلیج فارس و حتی کشورهایی مثل ترکیه مایلند نقش میانجی داشته باشند. آنها به خوبی میدانند که یک درگیری بزرگ در منطقه میتواند به سرعت از کنترل خارج شود و همه مسیرهای تجاری و انرژی را تحت تأثیر قرار دهد. دولتهایی که طی سالهای اخیر برنامههای توسعه اقتصادی، جذب سرمایه و روابط خارجی خود را آغاز کردهاند، میدانند هر نوع جنگ، منطقه را به چرخههای بیثباتی وارد میکند. به همین دلیل، بسیاری از آنها تلاش میکنند از طریق کانالهای دیپلماتیک و ارتباطات سیاسی، وضعیت را با ثبات کنند. رفتارهای اخیر روسیه و عمان و اظهارنظرهای مقامهای روسیه را میتوان نشانهای از همین موضوع دانست.»
این دیپلمات ایرانی در ادامه گفت: «کشورهای روسیه، عمان، ترکیه، قطر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی، هر یک بنا بر روابط و منافع خود، در این مسیر فعال هستند. عمان همیشه نقش سنتی در میانجیگری میان ایران و غرب دارد. قطر از رابطه نزدیک با آمریکا و ارتباطات منطقهای بهره میبرد. عربستان و امارات نیز به دلیل آسیبپذیری مستقیم در برابر جنگ، در پی تثبیت وضعیت امنیتی منطقه هستند. همه این کشورها میدانند که یک حمله احتمالی آمریکا، بهخصوص در شرایط فعلی، ممکن است ظرف چند ساعت به جنگی با ابعادی بسیار وسیع تبدیل شود.»
وی افزود: «در مقابل، مواضع جمهوری اسلامی ایران کاملاً روشن، دقیق و بدون ابهام اعلام شده است. تهران بارها گغته است که تنها کانون فعالیت هستهای ایران، برنامه صلحآمیز است. همچنین ایران تاکید کرده که هدف از برنامه هستهای، تولید انرژی، پیشبرد پروژههای علمی و نیازهای غیرنظامی است و همیشه زیر نظر آژانس بینالمللی انرژی اتمی قرار دارد. ایران اعلام کرده که اگر قرار است اطمینان دهد هدف از توسعه هستهای، ساخت سلاح نیست، در مقابل، انتظارات طبیعی و منطقی کشور ما این است که تحریمهای اقتصادی که سالهاست زندگی مردم را هدف قرار میدهند، لغو شده و شرایط اقتصادی عادی شود.»
این تحلیلگر حوزه سیاست خارجی در ادامه گفت: «اصول اساسی مذاکره ساده است: اگر قرار باشد ایران برخی از موارد را بپذیرد یا در مورد آنها تصمیم گیری کند، در مقابل خواستههای تهران نیز باید مورد پذیرش قرار گیرد. تجربه خروج یکجانبه آمریکا از برجام، برای ایران نشانگر این واقعیت است که توافق بدون ضمانت معتبر، عملاً بیاثر است؛ بنابراین ایران در هر نتیجه احتمالی آینده باید سازوکاری داشته باشد که مانع از تکرار رفتارهای غیرقابل پیشبینی و غیرقابل اتکای گذشته شود. سازوکاری که تضمین کند تغییر دولتها یا فشار لابیها در آمریکا نتواند توافق را بیاثر کند.»
وی درخصوص برنامه موشکی ایران تاکید کرد: «ایران موضعی کاملاً شفاف درباره توان دفاعی و برنامه موشکی خود دارد: این حوزه به هیچوجه قابل بحث نیست و هرگز نخواهد بود. دلیل آن روشن است؛ برنامه دفاعی بخشی از برنامه امنیت ملی کشور است و در منطقهای که مملو از تهدیدهای آشکار و پنهان است، تضعیف توان دفاعی مساوی با افزایش آسیبپذیری کشور خواهد بود. با توجه به مواضع روشن ایران، اگر تصمیم جدی برای رسیدن به توافق وجود داشته باشد، دستیابی به هدف کاملاً ممکن است. اما اگر آمریکا همچنان تحت فشارهای داخلی کنگره، رقابتهای حزبی یا لابیهای سختگیرانه اسرائیل باشد به نتیجهای نخواهد رسید.»
منبع: فرارو