باشگاه خبرنگاران جوان؛ مهدی سیف تبریزی - آغاز دور جدید مذاکرات میان هیئت ایرانی و تیم آمریکایی در سفارت عمان در ژنو، آنهم در شرایطی که منطقه غرب آسیا در یکی از حساسترین مقاطع امنیتی خود قرار دارد، بیش از آنکه صرفاً یک رویداد دیپلماتیک تلقی شود، بهمثابه آزمونی راهبردی برای سنجش اراده واقعی واشنگتن در عبور از سیاست فشار و تهدید ارزیابی میشود. بر اساس فضایی که منابع خبری و تحلیلی بینالمللی ترسیم کردهاند، این دور از گفتوگوها در محیطی آغاز شد که همزمان نشانههایی از احتیاط، تردید و محاسبهگری عمیق در رفتار طرف آمریکایی و در مقابل، نوعی اعتمادبهنفس و انسجام در مواضع هیئت ایرانی دیده میشد.
برخلاف دورههای پیشین که مذاکرات اغلب زیر سایه روایتسازیهای رسانهای غرب و تلاش برای القای فشار حداکثری پیش میرفت، اینبار شرایط بهگونهای رقم خورد که ابتکار عمل تا حد زیادی در اختیار تهران قرار گرفت. این تغییر، نه محصول یک تصمیم مقطعی، بلکه نتیجه تجربه تاریخی ایران از مذاکرات گذشته و درک عمیق از الگوی رفتاری آمریکا در استفاده ابزاری از گفتوگو برای مدیریت بحران به نفع خود است. در چنین بستری، مذاکرات ژنو به صحنهای تبدیل شد که در آن، وزن واقعی اراده سیاسی طرفین بیش از هر زمان دیگری قابل سنجش است.
انعطاف هستهای، خطوط قرمز راهبردی و انتقال توپ به زمین واشنگتن
یکی از محورهای اصلی این دور از گفتوگوها، نمایش همزمان انعطاف و قاطعیت از سوی ایران در پرونده هستهای است؛ رویکردی که نشان میدهد تهران نه بهدنبال تشدید تنش است و نه حاضر است از حقوق بنیادین خود عقبنشینی کند. ایران با تأکید بر ماهیت صلحآمیز برنامه هستهای خود، آمادگیاش را برای کاهش سطح غنیسازی اورانیوم در چارچوبی متوازن و قابل بازگشت اعلام کرده؛ اقدامی که بهروشنی بیانگر حسن نیت و جدیت تهران برای رسیدن به تفاهمی پایدار است.
با این حال، در کنار این انعطاف، ایران بهطور صریح بر حفظ اصل چرخه کامل غنیسازی در داخل کشور اصرار دارد؛ اصلی که نهتنها یک مطالبه فنی، بلکه مؤلفهای راهبردی از حاکمیت ملی محسوب میشود. تجربه توافقهای پیشین نشان داده است که هرگونه عقبنشینی از این اصل، نهتنها به رفع تهدیدها منجر نمیشود، بلکه اشتهای طرف مقابل برای مطالبه امتیازات بیشتر را افزایش میدهد.
در راستای اعتمادسازی و رفع نگرانیهای اعلامی غرب، ایران با اقدامی فراتر از تعهدات متعارف، آمادگی خود را برای پذیرش بازرسیهای روزانه مأموران آژانس بینالمللی انرژی اتمی از تأسیسات هستهای اعلام کرده است؛ اقدامی که در ادبیات دیپلماتیک، نشانهای روشن از شفافیت و اطمینان به صلحآمیز بودن فعالیتها تلقی میشود. این سطح از همکاری، عملاً هرگونه بهانهجویی فنی را از طرف غربی سلب کرده و شرایطی ایجاد کرده که در آن، تصمیم نهایی بیش از هر زمان دیگری به اراده سیاسی آمریکا گره خورده است.
در چنین وضعیتی، «توپ» بهمعنای واقعی کلمه در زمین واشنگتن قرار دارد؛ جایی که آمریکا باید میان تداوم سیاست فشار، یا ورود به یک مسیر عقلانی و برد ـ برد یکی را انتخاب کند. عدم پاسخ مثبت به این سطح از انعطاف، نهتنها مشروعیت ادعاهای آمریکا درباره نگرانیهای هستهای را زیر سؤال میبرد، بلکه این پیام را مخابره میکند که مسئله اصلی واشنگتن، نه پرونده هستهای، بلکه مهار قدرت مستقل ایران است.
هماهنگی دیپلماسی و میدان؛ پیام بازدارندگی از تنگه هرمز تا فراتر از منطقه
همزمان با جریان مذاکرات در ژنو، تحولات میدانی در منطقه نشان میدهد که ایران دیپلماسی را هرگز از مؤلفه قدرت سخت جدا نکرده است. نیروهای دفاعی کشور، اعم از ارتش جمهوری اسلامی ایران و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در بالاترین سطح آمادگی عملیاتی قرار دارند؛ آمادگیای که نه برای نمایش، بلکه برای جلوگیری از هرگونه خطای محاسباتی طراحی شده است.
رزمایش «کنترل هوشمند تنگه هرمز» که در روزهای گذشته در خلیج فارس و این آبراه راهبردی برگزار شد، حامل پیامی چندلایه برای طرف آمریکایی و متحدانش بود. رونمایی از سامانهها و سلاحهای بومی در جریان این رزمایش نشان داد که ایران نهتنها بر جغرافیای حساس منطقه اشراف کامل دارد، بلکه توانایی اعمال کنترل مؤثر بر یکی از حیاتیترین شریانهای انرژی جهان را نیز داراست. این پیام، بهویژه در شرایطی که تهدیدهای نظامی بهعنوان ابزار فشار سیاسی مطرح میشود، اهمیت مضاعف پیدا میکند.
در همین چارچوب، سخنان دیروز آیتالله سید علی خامنهای، رهبر معظم انقلاب، معنای روشنی به هماهنگی میدان و دیپلماسی بخشید. تأکید ایشان بر این نکته که اگرچه ناو هواپیمابر میتواند ابزار قدرت تلقی شود، اما سلاحی که آن را به قعر دریا میفرستد خطرناکتر است، نه یک شعار احساسی، بلکه بیان یک واقعیت راهبردی در معادلات بازدارندگی است. این موضعگیری نشان میدهد که ایران در عین پیگیری مسیر مذاکره، هیچگونه تردیدی در دفاع قاطع از منافع ملی خود ندارد.
در کنار این تحولات، خبر حرکت ناوگانهای دریایی روسیه و چین به سمت خلیج فارس برای برگزاری رزمایش مشترک با ایران، لایه دیگری به معادله قدرت افزوده است. این همکاری، صرفنظر از ابعاد نظامی آن، حامل پیام سیاسی روشنی است: ایران در مواجهه با رفتار خصمانه آمریکا تنها نیست و میتواند در چارچوب یک توازن راهبردی گستردهتر، هزینههای تقابل را برای طرف مقابل افزایش دهد. چنین توازنی، در صورت نادیدهگرفتهشدن از سوی واشنگتن، ظرفیت آن را دارد که دامنه تنش را فراتر از منطقه تعریفشده توسط آمریکا گسترش دهد؛ سناریویی که بهوضوح با منافع ادعایی ایالات متحده در تضاد است.
بهره سخن
مجموعه این مؤلفهها نشان میدهد که مذاکرات ژنو نه در خلأ، بلکه در پیوندی تنگاتنگ میان دیپلماسی فعال و قدرت بازدارنده در حال پیش رفتن است. ایران با ترکیبی از انعطاف هوشمندانه در حوزه هستهای و نمایش قاطعیت در میدان، شرایطی ایجاد کرده که ادامه بازی تهدید از سوی آمریکا را پرهزینه و کمثمر میسازد. در چنین فضایی، اگر واشنگتن همچنان بر منطق فشار اصرار ورزد، نهتنها فرصت دستیابی به یک تفاهم پایدار را از دست خواهد داد، بلکه خود را در برابر واقعیتی قرار میدهد که ایران مدتهاست برای آن آماده شده است: دفاع همهجانبه از منافع ملی، چه پشت میز مذاکره و چه در میدان عمل.