باشگاه خبرنگاران جوان؛ احمد کاظمی* - همزمان با تشدید رقابت قدرتهای جهانی و منطقهای که به موازات شدت یافتن فروپاشی نظم حقوقیِ – سیاسیِ بین المللی صورت میگیرد، سفر جی دی ونس معاون رئیس جمهور امریکا به ارمنستان و جمهوری آذربایجان، حاکی از شتاب گرفتن مجموعه اقدامات واشنگتن برای تحمیل نظم امریکایی – ساکسونی به قفقاز میباشد؛ پس از سفر دو ساعته جرج بوش به گرجستان در اردیبهشت ۱۳۸۴ و سفر نانسی پلوسی رئیس مجلس نمایندگان آمریکا به ارمنستان در شهریور ۱۴۰۱، ونس بلندپایهترین مقام امریکا است که در دو دهه اخیر به قفقاز سفر میکند؛ این موضوع حاکی از اهمیت این سفر میباشد. سفر ونس و مذاکرات و توافقات صورت گرفته با باکو و ایروان شامل طیف گستردهای از مسایل سیاسی، نظامی، انرژی، هستهای، ترانزیتی، تجاری، هوش مصنوعی و امنیتی بوده است؛ با نگاهی به طیف توافقات صورت گرفته و اسناد امضاء شده مانند «منشور مشارکت استراتژیک بین دولت جمهوری آذربایجان و دولت آمریکا»، هدف سفر ونس به قفقاز را در یک جمله کلیدی میتوان خلاصه کرد: «فاز جدید اقدامات واشنگتن برای اخراج همه جانبه ایران و روسیه از قفقاز و تنظیم نظم قفقازی در مدار امریکا»؛
از این منظر در باره نتایج سفر ونس به قفقاز شش نکته تبیینی قابل طرح است:
اول؛ توافقات صورت گرفته ونس با رئیس جمهوری آذربایجان و نخست وزیر ارمنستان صرفا حاصل مذاکرات ماههای اخیر نیست بلکه نتیجه فرایندی است که جبهه آنگلوساکسونی از سال ۲۰۲۰ و در پوشش جنگ دوم قراباغ در قفقاز آغاز کرده است؛ شاهکار امنیتی امریکا و انگلستان در این خصوص، قراردادن رهبران هر دو کشور (علی اف و پاشینیان) در مَدار حرکت در مسیر منافع امریکا ولو به بهای زیان منافع ملی آنها میباشد که خود ریشه در مهندسی تحولات منطقه بویژه فرایند تضمین حکومت موروثی در جمهوری آذربایجان و انقلاب رنگین ۲۰۱۸ در ارمنستان میباشد. به همین دلیل نیز مشخص بود که از همان سال ۲۰۲۰ آنچه به عنوان کریدور ارتباطی جمهوری آذربایجان به نخجوان نامیده میشد نه یک ایده روسی بلکه یک کریدور امریکایی، ناتویی، تورانی و عبری بود که امروز در قالب مسیر ترامپ ابعاد آن آشکار شده است.
دوم؛ مهمترین هدف امریکا در ارمنستان، تضعیف زیرساختهای حضور روسیه و ایران در این کشور است. این موضوع در سالهای اخیر بیشتر در بعد زیرساختهای سیاسی نمود داشته است که مهمترین آن اقدام ارمنستان در تعلیق همکاری با سازمان پیمان امنیت دسته جمعی، اولویت دادن به همکاری با اتحادیه اروپا در مقایسه با اتحادیه گمرکی اوراسیا بود. اکنون تلاش امریکا تضعیف زیرساختهای حضور روسیه در قفقاز بویژه در حوزه نظامی و انرژی است از اینرو نیز در کنار بحث فروش پهپادهای شناسایی V-BAT آمریکا به ارمنستان، با توجه به لزوم توقف فعالیت نیروگاه هستهای متسامور در آینده نزدیک، در خصوص احداث نیروگاههای هستهای کوچک توسط امریکا در ارمنستان توافق شده است. در این فرایند اصلیترین طرح امریکا، تحقق مسیر ترامپ میباشد که طی آن نفت، گاز، سوخت و حتی برق ارمنستان به جمهوری آذربایجان و شرکتهای امریکایی وابسته شده و متعاقب آن همکاری انرژی ارمنستان با روسیه و ایران بویژه در حوزه گاز و برق در یک شیب ملایم به طور کامل قطع خواهد شد.
سوم؛ توافق فروش قایق نظامی از سوی امریکا به جمهوری آذربایجان در سفر ونس، در راستای تحرکات پیشین واشنگتن برای نظامی کردن دریای کاسپین میباشد که طی سه دهه اخیر در قالب برخی از تمرینهای مشترک دریایی باکو با امریکا و رژیم صهیونی در دریای کاسپین پیگیری شده است؛ نظامی شدن دریای کاسپین توسط امریکا و ناتو و حضور شپهادهای امریکایی در این پهنه آبی، میتواند یک کانون جدید ضربه و آسیب برای روسیه و ایران ایجاد نماید؛ ضمن اینکه برای انتقال گاز کشورهای آسیای مرکزی بویژه ترکمنستان و قزاقستان به جمهوری آذربایجان و از آنجا به ترکیه و اروپا، دریای کاسپین از نقش کلیدی برخوردار است؛ در حال حاضر به لحاظ حقوقی و بدلیل عدم تصویب کنوانسیون رژیم حقوقی دریای کاسپین در مجلس شورای اسلامی که متاثر از مخاطرات زیست محیطی این دریا و رعایت نشدن سهم منصفانه ایران در این دریا است، امکان احداث خطوط لوله از بستر دریای کاسپین وجود ندارد؛ طبیعتا در چشم انداز آینده، روسیه تحت تحریم شدید صادرات انرژی حاضر نخواهد شد در مقابل چشمانش، گاز مناطق «دور نزدیک» خود در آسیای مرکزی به اروپا منتقل شود، بنابراین امریکا تلاش دارد با حضور نظامی در دریای کاسپین به قزاقستان، ترکمنستان و جمهوری آذربایجان برای تضمین تداوم انتقال انرژی در قالب تانکرهای دریایی اطمینان دهد.
چهارم؛ یکی از مهمترین محورهای مطرح شده در سفر ونس به باکو تقدیر امریکا از همراهی جمهوری آذربایجان در باصطلاح عملیاتهای نظامی ناتو در افغانستان، عراق و بوسنی بود، بویژه اینکه جمهوری آذربایجان یکی از خطوط اصلی لجستیکی امریکا و ایساف به افغانستان بود و نیروهای آذری آخرین گروهی بودند که در کنار امریکاییهای متجاوز، افغانستان را ترک کردند. با وجود این بنظر میرسد این تقدیر ونس از نقش باکو فراتر از نقشها یا خوشخدمتیهای مورد اشاره باکو میباشد. جمهوری آذربایجان تنها کشوری در منطقه است که در تمام تجاوزات نظامی یا باصطلاح عملیاتهای ناتو و امریکا که تحت عنوان صلح بانی یا مبارزه با تروریسم یا ... برگزار شده است، شرکت داشته است. جدیدترین جنبه این مشارکت، مشارکت کامل جمهوری آذربایجان در حمله ۱۲ روزه امریکا و رژیم صهیونی به ایران بوده است بطوریکه حتی اندیشکدههای امریکایی از شکل گیری مثلث واشنگتن- تل آویو – باکو سخن گفتهاند؛ بنابراین بخشی از تقدیر ونس به صورت غیرمستقیم متوجه نقش ضدایرانی باکو و تضمین علی اف برای ادامه این نقش در آینده میباشد.
پنجم؛ مجموعهای از توافقات و مذاکرات در سفر ونس به جمهوری آذربایجان و ارمنستان در خصوص «مسیر ترامپ برای صلح و رفاه بین المللی» صورت گرفت. طبیعی است که با مطرح شدن «عبور بلامانع» جمهوری آذربایجان در توافقات سه جانبه واشنگتن در اوت ۲۰۲۵، مسیر ترامپ همان «کریدور جعلی زنگزور» یا «دالان تورانی ناتو» است که در وهله اول، کارکردی سیاسی، امنیتی، ژئوپلیتیکی، قومی و سپس کارکرد ترانزیتی، انرژی و تجاری دارد؛ با وجود این، سود حاصله در اختیار جمهوری آذربایجان و ارمنستان -که تنها ۲۴ درصد کنسرسیوم بخش ارمنی مسیر را خواهد داشت-، قرار نخواهد گرفت. تاکنون بی پی انگلستان، بزرگترین منتفع میادین انرژی جمهوری آذربایجان بود و پس از این، اکسون موبیل و شرکتهای امریکایی نزدیک به ترامپ، منتفع اصلی خواهند بود؛ این بزرگترین دلیل ورود مستقیم دونالد ترامپ به این مساله است. از منظر ترامپ در فرایند حذف نقش روسیه در تامین انرژی اروپا با شروع جنگ اوکراین و پس از آن، باید گاز اروپا از طریق ال ان جی امریکا تامین شود و اگر غیر از این باشد، باید امریکا در منافع آن سهیم باشد. از اینرو بی پی و اکسون موبیل بزرگترین منتفع تامین انرژی ۱۶ کشور اروپایی توسط باکو میباشند.
ششم؛ طرح این موضوع از سوی الهام علی اف رئیس جمهور آذربایجان مبنی بر اینکه روسیه به طور هدفمند مراکز انرژی و دیپلماتیک باکو در اوکراین را هدف قرار داده است، در فاصله اندکی پس از سفر ونس، تصادفی نیست. علی اف از این طریق تلاش دارد ضمن توجیه حرکت شتابان باکو به سوی امریکا و ناتو، اطمینان خود از حمایتهای واشنگتن از این کشور که در دوره ترامپ -با لغو مصوبه ۹۰۷ (مصوبه کنگره امریکا برای تحریم مالی و تسلیحاتی باکو از سال ۱۹۹۲) و قراردادهای آتی تسلیحاتی نمود پیدا خواهد کرد-، نشان دهد؛ اما تاریخ روابط بین الملل و جغرافیایی سیاسی، نشان میدهد که دو کشور کوچک که در یک منطقه ژئوپلیتیک، همسایه یا همجوار سه قدرت جهانی و منطقهای هستند، نمیتوانند در مَدار دشمنان آنها، آزادانه حرکت کنند. به گواه تاریخ، چنین پل گذاریهای سیاسی، دیر یا زود فرو میریزند و تنها شکل فرو ریختن آنها در تاریخ روابط بین الملل متفاوت بوده است.
*پژوهشگر ارشد اوراسیا