باشگاه خبرنگاران جوان؛ رضوان پاک منش - لرستان زیستگاه گونههایی، چون کل و بز کوهی، گراز، کبک و پلنگ ایرانی است؛ اما سالهاست که صدای شلیک گلوله، تلههای سیمی و معاملههای پنهانی، تعادل این طبیعت شکننده را بر هم زده است.
شکار غیرمجاز و بازار سیاه گوشت وحشی، امروز به یکی از بحرانهای خاموش لرستان تبدیل شده؛ بحرانی که هم ریشههای اقتصادی دارد و هم ضعف نظارتی و فرهنگی.
چهرهٔ پنهان یک تجارت زیرزمینی
در بسیاری از روستاهای کوهستانی، شکار غیرمجاز دیگر یک اتفاق نادر نیست؛ بلکه به فعالیتی نیمهپنهان تبدیل شده است. برخی شکارچیان با استفاده از سلاحهای غیرمجاز یا مجوزهای قدیمی، شبانه به ارتفاعات میروند. گوشت شکار بهویژه کل و بز یا گرازدر شبکهای غیررسمی میان واسطهها دستبهدست میشود و در نهایت به مشتریانی در شهرهای اطراف میرسد.
بررسیهای میدانی نشان میدهد که قیمت گوشت وحشی، بسته به گونه و فصل، چند برابر گوشت دام است. همین اختلاف قیمت، انگیزهٔ اصلی تداوم بازار سیاه است. در برخی موارد، این گوشتها بدون نظارت بهداشتی عرضه میشوند و خطر انتقال بیماریهای مشترک انسان و حیوان را افزایش میدهند.
ما کم هستیم، شکارچی زیاد!
یکی از محیطبانان باسابقهٔ منطقه در مورد وضعیت شکار غیرمجاز در لرستان میگوید: فشار زیاد است ما نیرو کم داریم. وسعت مناطق حفاظتشده بالاست، اما تعداد محیطبانها محدود است. برخی شبها باید چند ده کیلومتر گشت بزنیم، آن هم در مسیرهای صعبالعبور.»
وی میافزاید: «سلاح غیرمجاز و شبکهٔ واسطهها. شکارچی فقط یک نفر نیست؛ پشت او خریداری هست که حاضر است پول خوبی بدهد. وقتی تقاضا باشد، عرضه هم قطع نمیشود.»
محیط بان لرستانی میگوید: «قانون هست، جریمه هم هست؛ اما اجرای مؤثر و پیگیری قضایی زمانبر است. ضمن اینکه برخی مناطق از نظر معیشتی ضعیفاند و بعضی افراد شکار را منبع درآمد میبینند.»
نقش فقر و بیکاری
لرستان از استانهایی است که سالها با بیکاری دستوپنجه نرم کرده است. در چنین شرایطی، شکار غیرمجاز برای برخی جوانان به راهی سریع برای کسب درآمد تبدیل میشود. نبود فرصتهای شغلی پایدار، انگیزهٔ حفظ حیاتوحش را کاهش میدهد.
کارشناسان معتقدند که بدون توسعهٔ معیشتهای جایگزین مانند گردشگری پایدار، صنایع دستی یا دامداری مدرن مقابلهٔ صرفاً امنیتی با شکار غیرمجاز نتیجهٔ بلندمدت نخواهد داشت.
پیامدهای زیستمحیطی
کاهش جمعیت علفخواران وحشی، زنجیرهٔ غذایی را مختل میکند. برای نمونه، کم شدن طعمههای طبیعی میتواند باعث نزدیک شدن گوشتخوارانی مانند پلنگ به روستاها شود و تعارض انسان و حیاتوحش را افزایش دهد. از سوی دیگر، شکار بیرویه در فصل زادآوری، احیای جمعیت گونهها را دشوار میکند.
کارشناسان هشدار میدهند که اگر روند کنونی ادامه یابد، برخی گونههای بومی زاگرس با خطر جدی کاهش جمعیت روبهرو خواهند شد.
بازار سیاه؛ از کوه تا سفره
مسیر گوشت وحشی معمولاً از شکارچی آغاز و به واسطههای محلی ختم میشود. معاملهها اغلب شفاهی و در شبکههای غیررسمی صورت میگیرد. نبود نظارت بهداشتی، نگهداری نامناسب گوشت و حملونقل غیراستاندارد، سلامت مصرفکننده را تهدید میکند.
برخی رستورانهای غیررسمی نیز، بهصورت پنهانی، از این گوشتها استفاده میکنند. هرچند اثبات این موارد دشوار است، اما گزارشهای غیررسمی چنین ادعاهایی را تقویت میکند.
شکار غیرمجاز در لرستان فقط یک تخلف فردی نیست؛ بازتابی از مشکلات عمیق اقتصادی، نظارتی و فرهنگی است. اگرچه محیطبانان با کمترین امکانات در خط مقدم ایستادهاند، اما حل این بحران نیازمند عزمی فراگیر است از سیاستگذار تا شهروند. زاگرس، با همهٔ شکوهش، به سکوت ما وابسته نیست؛ به اقدام ما نیاز دارد.