باشگاه خبرنگاران جوان - در حالی که اقتصاد جهانی درگیر پیامدهای منع تردد از تنگه هرمز است، تنگه بابالمندب فراتر از یک مسیر ترانزیتی ساده، به نقطهای حساس تبدیل شده که اختلال یا بسته شدن آن میتواند زنجیره تأمین انرژی، امنیت غذایی و اقتصاد کشورهای در حال توسعه و اقتصاد غرب را فلج کند.
بابالمندب که دومین گلوگاه حیاتی پس از هرمز محسوب میشود، امروز بیش از هر زمان دیگری در کانون توجه بازیگران بزرگ ژئوپلیتیک قرار گرفته است. اگرچه پیش از این نیز بحثهایی درباره این آبراه مطرح بود، اما پرسشهای اخیر محمدباقر قالیباف در پلتفرم ایکس مبنی بر «سهم دقیق این تنگه از تجارت نفت، گاز، غلات و کود» و «شناسایی کشورها و شرکتهای وابسته»، هشداری جدی درباره آسیبپذیری زنجیرههای تأمین جهانی بود.
آژانس بینالمللی انرژی برآورد کرده است که در سال ۲۰۲۵، حدود ۴.۲ میلیون بشکه نفت خام و مایعات نفتی روزانه از این مسیر عبور میکند. این رقم معادل ۵ درصد تولید جهانی است، اما نکته نگرانکننده کاهش چشمگیر آن نسبت به دوران قبل از بحران است؛ چرا که در سال ۲۰۲۳ این عدد به ۸.۶ میلیون بشکه میرسید.
برخلاف تنگه هرمز که گزینههای زمینی محدودی دارد، بابالمندب کاملاً انحصاری است. خط لوله شرق-غرب عربستان در بندر ینبع، اگرچه راهکاری برای دور زدن هرمز است، اما برای رساندن نفت به بازارهای آسیا و اروپا، ناچار به عبور از بابالمندب است، زیرا نفتکشهای غولپیکر نمیتوانند از کانال سوئز عبور کنند.
اما فاجعه واقعی زمانی رخ میدهد که صحبت از امنیت غذایی و انرژی اروپا باشد. قطر، بزرگترین صادرکننده گاز طبیعی مایع (LNG)، برای رساندن سالانه ۳۰ میلیون تن گاز به اروپا، هیچ مسیری جز خروج از خلیج فارس، عبور از دریای عرب، ورود به بابالمندب و گذر از کانال سوئز ندارد. قطع این مسیر به معنای توقف کامل صادرات گاز قطر به اروپاست.
همچنین، حدود ۱۹ تا ۲۲ درصد از گندم و نزدیک به ۲۰ درصد از تجارت جهانی برنج از این گذرگاه میگذرد. این ارقام نشان میدهد که اختلال در بابالمندب مستقیماً امنیت غذایی غرب آسیا و شرق آفریقا را هدف قرار میدهد. این مسیر شریان اصلی انتقال محمولههای صادرکنندگان بزرگ جنوب و جنوبشرق آسیا در برنج از هند و تایلند گرفته تا ویتنام است.
در بخش کشاورزی، وابستگی به این مسیر حتی شدیدتر است؛ حدود ۴۰ درصد از تجارت جهانی کود از بابالمندب عبور میکند. افزایش نرخ حمل و بیمه در زمان تنش، قیمت نهایی کود را بالا برده و چرخه تولید محصولات کشاورزی را مختل میکند. شرکتهای کشتیرانی غولپیکری مانند MSC ،Maersk و COSCO که بخش عمدهای از ناوگان خود را در این منطقه دارند، مجبور شدند در سالهای گذشته مسیر خود را به دماغه امید نیک منحرف کنند.
این تغییر مسیر عواقب سنگینی دارد. افزایش ۴ تا ۶ هزار مایل دریایی در طول سفر، زمان تحویل کالا را تا ۲۰ روز به تعویق میاندازد و هزینه حملونقل را تا سه برابر افزایش میدهد. علاوه بر این، کاهش درآمد ارزی مصر از محل عبور کشتیها در کانال سوئز، فشار اقتصادی مضاعفی بر این کشور وارد میکند.
کارشناسان معتقدند که تشدید تنشها میتواند ۳۰ درصد از زنجیره تأمین جهانی را تحت تأثیر قرار داده و موجهای تورمی جدیدی را به بازارهای نوظهور تحمیل کند. به نظر میرسد بابالمندب دیگر فقط یک مسیر دریایی نیست، بلکه اهرمی قدرتمند در دست گروه مقاومت است که میتواند با اعمال فشار بر این گلوگاه، اقتصاد جهانی را در وضعیت بیثباتی فرو ببرد. آینده این آبراه، سرنوشت تجارت جهانی و امنیت انرژی را رقم خواهد زد.
منبع: فارس