به گفته مجله آتلانتیک دونالد ترامپ در مسیر شکست قرار دارد و حتی برخی از دستیارانش از انتخاب‌های سیاسی و نظامی او ناامید شده‌اند.

باشگاه خبرنگاران جوان - مجله «آتلانتیک» در گزارشی با تمرکز بر چالش‌ها و ناکامی‌های دولت دونالد ترامپ در مدیریت جنگ ایران می‌نویسد: شما حتما این شوخی را شنیده‌اید: کاخ سفید قرار است دوباره درباره پرونده‌های اپستین صحبت کند تا توجه‌ها را از اینکه جنگ ایران تا چه اندازه بد پیش می‌رود منحرف کند.

اما آنچه این «واگ د داگ» معکوس را قابل‌توجه می‌کند، این است که بر پایه واقعیتی عجیب شکل گرفته است: بانوی اول آمریکا، ملانیا ترامپ، اواخر هفته گذشته بدون هیچ مقدمه‌ای نام این سرمایه‌دار بدنام را مطرح کرد تا خود را از این ماجرا دور کند؛ اقدامی که—آن‌گونه که قابل پیش‌بینی بود—دوباره این پرونده را به مرکز توجه بازگرداند. در همین حال، در شرایطی که مذاکرات با ایران به کندی و پیچیدگی پیش می‌رود، تنگه هرمز همچنان در اختیار تهران باقی مانده و اکنون رئیس‌جمهور ترامپ محاصره‌ای دریایی و پرریسک را مجاز اعلام کرده که احتمال می‌رود فشار‌های قیمتی را بیش از پیش افزایش دهد.

افزون بر این، میزان محبوبیت ترامپ در نظرسنجی‌ها همچنان روندی نزولی دارد، جمهوری‌خواهان نگران از دست دادن هر دو مجلس کنگره در ماه نوامبر هستند و رئیس‌جمهور بخش قابل‌توجهی از سرمایه ژئوپلیتیک خود را صرف حمایت از متحد غیرلیبرال خود، ویکتور اوربان، کرده که اکنون شکست خورده است. در کنار همه این موارد، ترامپ در طول تنها یک هفته، پیروان دو دین بزرگ جهان را نیز آزرده است.

آتلانتیک می‌نویسد: ترامپ سال‌هاست با تکیه بر ابزار فشار و ترس حکمرانی کرده است. او از جمهوری‌خواهان وفاداری کامل می‌طلبد و در عرصه بین‌المللی نیز تلاش می‌کند رهبران دیگر کشور‌ها را تحت فشار قرار دهد. او را اغلب به‌عنوان یک «فرارکننده سیاسی» توصیف می‌کنند. اما این بار، به نظر می‌رسد خود را در موقعیتی قرار داده که خروج از آن به‌سادگی ممکن نیست. جنگ ایران، انتخاب مستقیم او بود، اما برخلاف تصورات اولیه، مسیر متفاوتی را طی کرده است. ترامپ گمان می‌کرد این جنگ شبیه یک عملیات برق‌آسا خواهد بود؛ مشابه آنچه در مورد نیکلاس مادورو تصور می‌کرد—حمله‌ای سریع و دقیق که ظرف چند روز یا نهایتاً چند هفته به نتیجه برسد.

اما اکنون این درگیری به مرز ۵۰ روز نزدیک شده است. ایران با وجود تحمل فشارها، توانسته موقعیت خود را حفظ کرده و حتی با نوعی بازیابی هوشمندانه، کنترل مؤثرتری بر این گذرگاه حیاتی—که حدود ۲۰ درصد نفت جهان از آن عبور می‌کند—اعمال کند و از آن به‌عنوان ابزاری تعیین‌کننده در معادلات اقتصادی جهانی بهره ببرد. ترامپ خواستار بازگشایی این مسیر شده و حتی تهدید‌هایی تند مطرح کرده، اما واکنش تهران نشان داده که این نوع ادبیات الزاماً به نتیجه مطلوب واشنگتن منجر نمی‌شود.

در ادامه این گزارش آمده است: حمله به ونزوئلا در ابتدای سال، مسیر ریاست‌جمهوری ترامپ را تغییر داد. تا ماه‌های پایانی ۲۰۲۵، شتاب اولیه دولت او کاهش یافته بود و حزبش با شکست‌های انتخاباتی مواجه شده بود. برخی او را به‌عنوان رئیس‌جمهوری که زود وارد دوره افول شده می‌دیدند. اما عملیات نظامی در کاراکاس، به باور اطرافیانش، تا حدی این روند را معکوس کرد. ترامپ—که پیش از آن نیز چندان محدود به چارچوب‌های سنتی نبود—بیش از پیش بر تصمیمات لحظه‌ای و رویکرد‌های پرریسک تکیه کرد.

مشاورانش نیز این شرایط را فرصتی برای گسترش اختیارات اجرایی می‌دیدند. او بیش از پیش به قدرت نظامی آمریکا اتکا کرد و آن را نیرویی غیرقابل توقف توصیف می‌کرد. گرینلند، ایران، کوبا—او تصور می‌کرد میراثش در بازترسیم نقشه جهان خلاصه خواهد شد.

آتلانتیک در ادامه می‌نویسد: ارتش آمریکا بخش‌هایی از توان دفاعی ایران را هدف قرار داده و زرادخانه موشکی آن را آسیب زده است. عملیات مشترک با اسرائیل به کشته شدن برخی از رهبران ارشد ایران انجامیده است. با این حال، ایران تسلیم نشد. ترامپ توان جامعه ایران برای مقاومت و نیز ظرفیت ساختار سیاسی آن برای تحمل فشار را کمتر از واقعیت برآورد کرده بود. در جریان این درگیری‌ها، سیزده نظامی آمریکایی کشته شدند.

در مقابل، تهران توانست همچنان قابلیت تأثیرگذاری بر معادلات منطقه‌ای، به‌ویژه در حوزه انرژی، را حفظ کند. حتی با وجود آسیب به نیروی دریایی، ایران با بهره‌گیری از ابزار‌هایی مانند مین‌ها، قایق‌های تندرو و پهپادها، توانست کنترل عملیاتی تنگه را در دست بگیرد. در نتیجه، نفتکش‌های بزرگ از عبور خودداری کردند و قیمت‌ها در بازار جهانی افزایش یافت.

این گزارش می‌افزاید: در این مرحله، محدودیت‌های قدرت آمریکا بیش از پیش نمایان شد. ترامپ از اینکه چنین ابزار‌های نسبتاً کم‌هزینه‌ای توانسته‌اند شرکت‌های کشتیرانی را به عقب‌نشینی وادار کنند، ابراز نارضایتی کرد و از آنها خواست با جسارت بیشتری عمل کنند. اما شرکت‌ها ترجیح دادند ریسک نکنند. او از کشور‌های اروپایی نیز خواست وارد عمل شوند، با این استدلال که آنها بیش از آمریکا از نفت عبوری از تنگه هرمز بهره‌مند می‌شوند. اما اروپا، که نه در آغاز جنگ در جریان قرار گرفته بود و نه تمایلی به تبعیت از فشار‌های بعدی داشت، از همراهی خودداری کرد. این وضعیت نشانه‌ای از شکاف در روابط فراآتلانتیک نیز تلقی شد.

در داخل آمریکا نیز برخی چهره‌های جمهوری‌خواه شروع به ابراز مخالفت کردند. افرادی مانند تاکر کارلسون، استیو بنن و میگن کلی اعلام کردند که ورود به جنگ جدید در خاورمیانه با وعده «اول آمریکا» همخوانی ندارد. هرچند بسیاری از جمهوری‌خواهان با اکراه از حملات هوایی حمایت کردند، اما نسبت به هرگونه اقدام زمینی هشدار دادند. پنتاگون طرح‌هایی آماده کرده، اما اجرای آنها همچنان در انتظار تصمیم رئیس‌جمهور است. نظرسنجی‌ها نیز نشان می‌دهد افکار عمومی آمریکا از ابتدا با این جنگ همراه نبوده و اکنون به‌طور جدی با گسترش آن مخالف است.

آتلانتیک در ادامه اشاره می‌کند که اظهارات تند ترامپ در شبکه‌های اجتماعی—از جمله درخواست صریح برای بازگشایی تنگه و استفاده از ادبیاتی نامتعارف—با واکنش منفی مواجه شد و حتی برخی رهبران مذهبی آن را توهین‌آمیز تلقی کردند. چند روز بعد نیز تهدید‌های شدیدتری مطرح شد که واکنش‌های گسترده‌تری را به دنبال داشت.

این گزارش می‌نویسد: حتی در میان مشاوران نزدیک ترامپ نیز نگرانی‌هایی شکل گرفته است. برخی از آنها پیش‌تر توصیه کرده بودند از تعیین ضرب‌الاجل‌های مکرر خودداری شود، اما رئیس‌جمهور چندین بار چنین اقداماتی انجام داد و هر بار با عبور از آنها، موقعیتش تضعیف شد. به گفته منابع نزدیک، او در شرایطی قرار گرفته که گزینه‌هایش محدود شده و به‌نظر می‌رسد بیش از پیش به سمت تشدید تنش متمایل شده است.

در همین چارچوب، پیشنهاد آتش‌بس از سوی میانجی‌گران پاکستانی مطرح شد، اما مذاکرات اسلام‌آباد به نتیجه نرسید و در نهایت، تصمیم به اجرای محاصره دریایی گرفته شد—اقدامی که قرار بود هم بر ایران فشار وارد کند و هم اروپا را به همراهی وادارد، اما تاکنون به نتایج مورد انتظار منجر نشده است.

در بخش دیگری از گزارش آمده است: در محافل سیاسی آمریکا، نگرانی درباره آینده انتخابات میان‌دوره‌ای افزایش یافته است. کاهش محبوبیت جمهوری‌خواهان و افزایش قیمت‌ها—به‌ویژه در حوزه انرژی—چالش‌هایی جدی ایجاد کرده است. در چنین شرایطی، دولت ترامپ هنوز نتوانسته توجیه قانع‌کننده‌ای برای ادامه این جنگ ارائه دهد و حتی در صورت پایان آن، تبعات اقتصادی آن احتمالاً تا ماه‌ها ادامه خواهد داشت.

این گزارش همچنین به بازگشت پرونده جفری اپستین به صدر اخبار اشاره می‌کند و می‌نویسد: اظهارات اخیر ملانیا ترامپ موجب شد این موضوع بار دیگر مورد توجه قرار گیرد. این پرونده یکی از معدود مواردی است که برخی جمهوری‌خواهان در آن فاصله‌گیری از ترامپ را ممکن دانسته‌اند. درخواست برای برگزاری جلسات علنی برای قربانیان نیز باعث شده این موضوع همچنان در فضای رسانه‌ای باقی بماند.

در عرصه بین‌المللی، شکست ویکتور اوربان—که از حمایت ترامپ برخوردار بود—به فشار‌های سیاسی بر او افزوده است. حضور جی‌دی ونس در کارزار انتخاباتی بوداپست نیز نتوانست نتیجه را تغییر دهد و رأی‌دهندگان مسیر متفاوتی را انتخاب کردند.

در پایان، آتلانتیک به تنش میان ترامپ و پاپ‌لئو چهاردهم اشاره می‌کند. پاپ که پیش‌تر نیز نسبت به برخی سیاست‌های دولت آمریکا انتقاد داشت، با آغاز جنگ ایران بر موضع ضدجنگ خود تأکید کرد. ترامپ در واکنش، او را مورد انتقاد قرار داد و حتی انتشار تصویری بحث‌برانگیز در شبکه‌های اجتماعی واکنش‌های گسترده‌ای برانگیخت. هرچند این تصویر بعداً حذف شد، اما حاشیه‌ها ادامه یافت.

آتلانتیک در جمع‌بندی می‌نویسد: پاپ اعلام کرده که «هیچ هراسی» از دولت ترامپ ندارد—و به نظر می‌رسد این احساس، محدود به او نیست.

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha
آخرین اخبار