باشگاه خبرنگاران جوان - در جهانی که مرز میان جنگ نظامی و جنگ رسانهای روزبهروز کمرنگتر میشود، روایتها به سلاحی تعیینکننده تبدیل شدهاند. در چنین فضایی، شبکه پرس تیوی بهعنوان رسانه انگلیسیزبان معاونت برونمرزی صداوسیما، تلاش کرده است تصویری متفاوت از جنگ آمریکایی–صهیونی علیه جمهوری اسلامی ایران را به مخاطبان جهانی ارائه دهد؛ روایتی که نهتنها در تقابل با جریان غالب رسانههای غربی قرار میگیرد، بلکه میکوشد با تکیه بر صداهای مستقل و تحلیلگران بینالمللی، مشروعیت و اثرگذاری خود را افزایش دهد.
در این چارچوب، اهمیت و کارکرد پرستیوی زمانی برجستهتر میشود که بدانیم بخش قابلتوجهی از رسانههای جریان اصلی غربی، در چارچوبی همسو با ملاحظات و جهتگیریهای سیاسی دولتهای متبوع خود به بازنمایی تحولات میپردازند. از این منظر، در «جنگ تحمیلی سوم» که با همافزایی هدفمند آمریکا، رژیم صهیونیستی و متحدان غربی و منطقهای آنها در بهرهگیری نظاممند از رسانهها به مثابه ابزار جنگ روانی، اقناع افکار عمومی و مهندسی روایت علیه ایران همراه است، ضرورت بهرهمندی از یک رسانه انگلیسیزبان با رویکردی متمایز از سوی جمهوری اسلامی ایران، بیش از پیش برجسته میشود؛ رسانهای که بتواند ضمن ایجاد موازنه در جنگ روایتها، به ارتقای تکثر گفتمانی و تقویت چندصدایی در عرصه بینالمللی کمک کند.
یکی از مهمترین ویژگیهای عملکرد پرستیوی، اتکا به طیفی متنوع از کارشناسان بینالمللی است؛ افرادی که هر یک از زاویهای خاص به تحلیل تحولات میپردازند. برای نمونه، دیوید میلر استاد دانشگاه و جامعهشناس بریتانیایی، در گفتوگو با این شبکه، با اشاره به «حقیقت خیابانهای ایران» تأکید میکند که مردم ایران شایسته احتراماند؛ مردمی که به گفته او هیچ محدودیتی را بر برنامههای راهبردی خود نمیپذیرند و خطوط قرمزی همچون تنگه هرمز را به روشنی تعریف کردهاند. این روایت، تصویری از یک جامعه مقاوم و دارای اراده سیاسی را به مخاطب انگلیسیزبان منتقل میکند.
در سطح تحلیل ژئوپلیتیک، تیم اندرسون، مدیر مرکز مطالعات ضدهژمونی، با نگاهی انتقادی به سیاستهای واشنگتن، معتقد است دونالد ترامپ بهدنبال خروجی یکطرفه از بحران است؛ نوعی عقبنشینی که بتوان آن را بهعنوان پیروزی بازتعریف کرد. او در عین حال، ادامه محاصره بنادر ایران و جلوگیری از تردد کشتیها را «مصادیق جنگ» میداند. چنین تحلیلهایی، روایت رسمی آمریکا را به چالش کشیده و آن را از چارچوب «فشار مشروع» در رسانههای جریان اصلی به «اقدام تهاجمی» تغییر میدهد.
در همین چارچوب، آلون میزراهی، نویسنده یهودی، بر این باور است که ناتوانی آمریکا و رژیم صهیونسیتی در شکست نظامی ایران، آنها را به سمت «مذاکرات غیرواقعی» سوق داده است؛ مذاکراتی که به گفته او، میتواند ابزاری برای اعمال فشار بیشتر باشد. این نگاه، دیپلماسی را نه بهعنوان راهحل، بلکه بهعنوان تاکتیکی در ادامه تقابل معرفی میکند.
در حوزه توان نظامی نیز، مکس بلومنتال روزنامهنگار تحقیقی و سردبیر وبسایت GrayZone، بر نقش بازدارندگی ایران تأکید کرده و میگوید کنترل تنگه هرمز و توسعه سیستمهای نوین پهپادی و موشکی، موقعیت ایران را نسبت به گذشته تقویت کرده است. این روایت، در تضاد با تصویرسازیهایی است که ایران را در موقعیت ضعف نشان میدهند و تلاش میکند موازنه قدرت را بهگونهای متفاوت بازتعریف کند.
پرستیوی در کنار تحلیلهای نظامی و سیاسی، به ابعاد انسانی جنگ نیز توجه ویژهای نشان داده است. بشری شیخ، روزنامهنگار و تحلیلگر سیاسی، با تأکید بر ضرورت حضور میدانی مردم، میگوید زمانی که کودکان در مدارس هدف حمله قرار میگیرند، دیگر نمیتوان از پشت میز گزارش داد. این رویکرد، بیانگر تلاش برای عبور از روایتهای رسمی و نزدیک شدن به واقعیتهای عینی و انسانی جنگ است.
در سطح نقد ساختار قدرت در آمریکا، اندرو ناپولیتانو، قاضی بازنشسته، با صراحت اعلام میکند که رئیسجمهور آمریکا درک دقیقی از ژئوپلیتیک، تاریخ و فرهنگ ایران ندارد و تهدیدهای او با واکنشهای منفی جهانی روبهرو شده است. این دیدگاه، مشروعیت تصمیمات سیاسی واشنگتن را زیر سؤال میبرد.
جان بوسنیچ، تحلیلگر سیاسی نیز با نگاهی انتقادی، دونالد ترامپ را تحت تأثیر لابی اسرائیل توصیف میکند که کارزار فشار علیه ایران را هدایت میکند. این نوع تحلیل، به بازتعریف روابط قدرت در سیاست آمریکا میپردازد و آن را پیچیدهتر از روایتهای رسمی نشان میدهد.
همچنین دیهگو سکورا، روزنامهنگار و تحلیلگر سیاسی، نسبت به پیامدهای ادامه این روند هشدار داده و معتقد است که ناکارآمدی تهدیدها میتواند آمریکا را به سمت رفتارهای غیرقابل پیشبینی سوق دهد. این هشدار، بر خطرات تشدید تنش و بیثباتی بیشتر در منطقه تأکید دارد.
آنچه از مجموع این روایتها برمیآید، تلاش پرستیوی برای ساختن یک چارچوب تحلیلی چندلایه است؛ چارچوبی که از یکسو روایت رسمی جمهوری اسلامی ایران را بازتاب میدهد و از سوی دیگر، با بهرهگیری از صداهای بینالمللی، آن را تقویت و متنوع میکند. در واقع، پرس تیوی میکوشد در برابر هژمونی رسانهای غرب، شکاف ایجاد کند و روایتهای بدیل را وارد جریان اصلی گفتوگوهای بینالمللی سازد.