باشگاه خبرنگاران جوان - در جنوب لبنان، جغرافیا بار دیگر به بخشی از معادله امنیتی و سیاسی منطقه تبدیل شده؛ این بار نام «تپه علیالطاهر» در مرکز توجه قرار گرفته؛ ارتفاعاتی که طی هفتههای اخیر به یکی از نقاط حساس درگیری میان رژیم تروریستی اسرائیل و حزبالله تبدیل شده و اکنون ادعای تلآویو درباره تسلط بر آن، واکنشهای گستردهای در لبنان و منطقه به دنبال داشته است.
تپه علیالطاهر در منطقه نبطیه و در شمال رود لیتانی قرار گرفته و از موقعیت مرتفعی برخوردار است. این ارتفاعات بر بخشهایی از نبطیه، اقلیم التفاح و مناطق پیرامونی اشراف دارد و همین موقعیت جغرافیایی موجب شده است که در محاسبات امنیتی اسرائیل اهمیت ویژهای پیدا کند. گزارشهای منطقهای نیز تأکید دارند که موقعیت این تپه به گونهای است که امکان دیدهبانی و اشراف بر بخش قابل توجهی از مناطق اطراف را فراهم میکند.
چرا علیالطاهر مهم است؟
اهمیت علیالطاهر تنها به ارتفاع آن محدود نمیشود. در جنوب لبنان، ارتفاعات مسلط میتوانند نقش مهمی در رصد تحرکات زمینی و ایجاد عمق دیدهبانی داشته باشند. به همین دلیل، این منطقه طی ماههای گذشته بارها در کانون عملیات و حملات اسرائیل قرار گرفته است.
در واقع، تلاش رژیم اسرائیل برای ایجاد یک واقعیت جدید در جنوب لبنان را نمیتوان صرفاً یک عملیات محدود دانست. تلآویو طی دوره اخیر تلاش کرده است در نقاط مختلف جنوب لبنان حضور و نفوذ خود را تثبیت کند و از ایجاد شرایطی سخن گفته که به ادعای این رژیم، مانع از شکلگیری تهدید علیه شهرکهای شمال سرزمینهای اشغالی شود.
در چنین شرایطی، علیالطاهر به دلیل موقعیت جغرافیایی خود به یکی از نقاطی تبدیل شده که اسرائیل تلاش دارد کنترل آن را یک دستاورد امنیتی معرفی کند.

ادعای اسرائیل درباره کنترل ارتفاعات
در تازهترین تحولات مربوط به علیالطاهر، ارتش اسرائیل مدعی شده که کنترل عملیاتی بر زیرساختهای وابسته به حزبالله در ارتفاعات علیالطاهر را به دست آورده است. ارتش اسرائیل همچنین مدعی شد که عملیات مربوط به شناسایی و پاکسازی برخی زیرساختهای زیرزمینی در این منطقه را انجام داده است.
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل نیز روز پنجشنبه اعلام کرد که عملیات نظامی در ارتفاعات علیالطاهر تکمیل شده و این منطقه دیگر تهدیدی برای اسرائیل محسوب نمیشود. نتانیاهو مدعی شد نیروهای اسرائیلی در جریان این عملیات شمار زیادی از نیروهای مسلح را از بین برده و تسلیحات و تجهیزات مختلفی را کشف و ضبط کردهاند.
اما مسئله مهم آن است که این روایت هنوز با ابهامهایی روبهرو است. در لبنان، برخی مقامها و نمایندگان سیاسی نسبت به روایت اسرائیل درباره میزان و کیفیت کنترل این ارتفاعات تردید مطرح کردهاند. یک عضو پارلمان لبنان نیز اعلام کرده که درباره ادعای تسلط اسرائیل بر ارتفاعات علیالطاهر همچنان ابهام وجود دارد و صحیح نیست.
به همین دلیل، باید میان «ادعای کنترل» و «اثبات کنترل کامل و پایدار» تفاوت قائل شد.

جنگ رسانهای نتانیاهو برای پیروزی در کارزار انتخاباتی
ماجرای علیالطاهر تنها در میدان نظامی دنبال نمیشود؛ بلکه همزمان یک جنگ رسانهای نیز در جریان است.اسرائیل تلاش دارد عملیات خود را به عنوان یک موفقیت امنیتی و نظامی به افکار عمومی داخلی ارائه کند. در مقابل، حزبالله و جریانهای سیاسی لبنان روایت متفاوتی از تحولات این منطقه ارائه میکنند و نسبت به بزرگنمایی ادعاهای اسرائیل هشدار میدهند.
همین موضوع باعث شده است که تصاویر، بیانیهها و گزارشهای مربوط به علیالطاهر با حساسیت زیادی دنبال شود؛ هر طرف تلاش میکند برداشت خود از وضعیت میدانی را به روایت غالب تبدیل کند.
در این میان، اهمیت رسانهای موضوع برای نتانیاهو کمتر از اهمیت نظامی آن نیست.

وقتی پای علیالطاهر به انتخابات اسرائیل باز میشود
یکی از مهمترین ابعاد ماجرای اخیر، زمانبندی این تحولات است. گزارشهای تحلیلی منتشرشده در هفتههای گذشته نشان میدهد که موضوع علیالطاهر با فضای انتخاباتی اسرائیل نیز گره خورده است.
برخی تحلیلگران معتقدند نتانیاهو در آستانه انتخابات به دنبال نمایش دستاوردهای امنیتی و نظامی است تا تصویری از خود به عنوان سیاستمداری که میتواند امنیت اسرائیل را تضمین کند، به رأیدهندگان ارائه دهد. الجزیره نیز پیشتر در تحلیلی درباره تحولات علیالطاهر، این احتمال را مطرح کرده بود که نتانیاهو قصد دارد الگوی ارائه یک عملیات نظامی به عنوان «دستاورد» را در این منطقه تکرار کند.
از این منظر، اعلام موفقیت در علیالطاهر میتواند برای نتانیاهو صرفاً یک خبر نظامی نباشد؛ بلکه ابزاری برای بازسازی تصویر سیاسی او باشد. نتانیاهو در سالهای اخیر با مجموعهای از بحرانها و شکستهای سیاسی و امنیتی مواجه بوده و مسئله امنیت همچنان یکی از مهمترین محورهای رقابت سیاسی در اسرائیل محسوب میشود؛ بنابراین طبیعی است که هرگونه عملیات نظامی که بتوان آن را به عنوان «دستاورد امنیتی» معرفی کرد، ظرفیت تبدیل شدن به ابزار تبلیغاتی در رقابت انتخاباتی را داشته باشد.
به بیان دیگر، ادعای نتانیاهو درباره علیالطاهر میتواند تلاشی برای تبدیل یک تحرک نظامی به یک دستاورد سیاسی و انتخاباتی باشد.این همان نقطهای است که مرز میان میدان جنگ و میدان انتخابات برای نخستوزیر اسرائیل کمرنگ میشود.

چرا نتانیاهو به چنین دستاوردی نیاز دارد؟
برای فهم انگیزه سیاسی پشت این ادعا باید به شرایط داخلی اسرائیل توجه کرد. در فضای انتخاباتی، امنیت یکی از مهمترین موضوعاتی است که میتواند بر رفتار رأیدهندگان تأثیر بگذارد. نخستوزیری که بتواند خود را به عنوان فردی معرفی کند که تهدیدهای امنیتی را از مرزهای اسرائیل دور کرده، میتواند از این موضوع برای تقویت موقعیت خود استفاده کند.
از همین منظر، معرفی علیالطاهر به عنوان منطقهای که «دیگر تهدیدی برای اسرائیل نیست»، پیام سیاسی مشخصی دارد: نتانیاهو میخواهد به رأیدهنده اسرائیلی بگوید که دولت او در حال ایجاد امنیت و عقب راندن تهدیدهاست.
اما این روایت الزاماً به معنای تغییر قطعی معادله میدانی نیست. حتی برخی گزارشها درباره نحوه کنترل این منطقه، از وجود اختلاف روایت و ابهام درباره میزان تسلط واقعی اسرائیل حکایت دارند.

برای اسرائیل، کنترل یا ادعای کنترل علیالطاهر سه پیام همزمان دارد. پیام نخست، امنیتی است؛ تلآویو میخواهد نشان دهد قادر است در عمق جنوب لبنان عملیات انجام دهد و نقاط مرتفع و حساس را تحت فشار قرار دهد.
پیام دوم، سیاسی است؛ نتانیاهو میتواند چنین عملیاتی را به عنوان نمونهای از سیاست امنیتی دولت خود معرفی کند؛ و پیام سوم، رسانهای است؛ انتشار تصاویر و بیانیههای رسمی درباره «تکمیل عملیات» میتواند فضای افکار عمومی اسرائیل را تحت تأثیر قرار دهد.
در طرف مقابل، لبنان و حزبالله تلاش دارند نشان دهند که ادعاهای اسرائیل نباید بدون بررسی مستقل به عنوان واقعیت قطعی پذیرفته شود. همین اختلاف روایت نشان میدهد که نبرد بر سر علیالطاهر، فقط نبرد بر سر یک ارتفاع نیست؛ بلکه نبرد بر سر «روایت پیروزی» نیز است؛ پیروزی که هنوز برای هیچ کدام از طرفین به دست نیامده و امیدواریم رزمندگان اسلام طعم این پیروزی را بچشند.

علیالطاهر؛ مسئلهای فراتر از یک تپه
علیالطاهر را باید در چارچوب بزرگتر تحولات جنوب لبنان بررسی کرد. در این منطقه، هر تغییر در وضعیت ارتفاعات و نقاط مسلط میتواند بر محاسبات امنیتی دو طرف اثر بگذارد. از سوی دیگر، استمرار حضور یا عملیات اسرائیل در جنوب لبنان میتواند به افزایش تنش و دشوارتر شدن روندهای سیاسی و امنیتی منجر شود. به همین دلیل، موضوع علیالطاهر صرفاً یک حادثه مقطعی نیست و میتواند بخشی از روند گستردهتری باشد که در آن اسرائیل تلاش میکند محدودهای از جنوب لبنان را به عنوان منطقهای با تهدید کمتر برای خود تعریف کند.
اکنون پرسش اصلی این است که آیا علیالطاهر یک دستاورد پایدار نظامی برای اسرائیل است یا بیشتر یک دستاورد رسانهای و سیاسی؟ واقعیت آن است که شواهد موجود درباره وضعیت کامل منطقه هنوز یک روایت یکپارچه ارائه نمیکند. اسرائیل از پایان عملیات و رفع تهدید سخن میگوید، در حالی که در حزبالله نسبت به ادعای کنترل کامل تردیدهایی مطرح کرده است, همچنین که هنوز هم درگیریها در منطقه با شدت ادامه دارد.
در چنین شرایطی، استفاده سیاسی از این موضوع برای نتانیاهو محتمل به نظر میرسد؛ بهویژه آن که تحلیلهای منتشرشده، ارتباط میان عملیات علیالطاهر و فضای انتخاباتی اسرائیل را مورد توجه قرار دادهاند؛ بنابراین میتوان گفت علیالطاهر اکنون در دو میدان دنبال میشود: میدان جنوب لبنان و میدان سیاست داخلی اسرائیل.

در میدان نخست، مسئله بر سر کنترل زمین و تغییر معادلات امنیتی است؛ اما در میدان دوم، مسئله بر سر این است که چه کسی بتواند این تحولات را به عنوان «پیروزی» به افکار عمومی خود بفروشد.
برای نتانیاهو، چنین روایتی اهمیت ویژهای دارد. او میتواند ادعای عملیات موفق در علیالطاهر را در چارچوب سیاست امنیتی دولتش قرار دهد و از آن برای تقویت تصویر خود نزد رأیدهندگان استفاده کند. به همین دلیل، این احتمال وجود دارد که بخشی از برجستهسازی این عملیات، با هدف کسب سرمایه سیاسی و تقویت موقعیت نتانیاهو در انتخابات انجام شده باشد؛ هرچند میزان تأثیر آن بر رأیدهندگان و نتیجه انتخابات را نمیتوان از پیش قطعی دانست.
در نهایت، علیالطاهر نشان میدهد که در منازعه جنوب لبنان، جغرافیا و سیاست به شکل فزایندهای در هم تنیده شدهاند. یک تپه میتواند همزمان برای یک ارتش «هدف نظامی»، برای طرف مقابل «خط دفاعی» و برای یک نخستوزیر در آستانه انتخابات، «دستاورد تبلیغاتی» باشد؛ از همین رو، اهمیت واقعی علیالطاهر تنها در ارتفاع و موقعیت جغرافیایی آن خلاصه نمیشود؛ بلکه در نبردی است که همزمان بر سر زمین، امنیت، روایت و افکار عمومی جریان دارد.