در طول زندگی چهلسالهشان هیچوقت یک سفر دونفره نرفته بودند. سیدرضی به مهنازالسادات قول داده بود که دهم دیماه با هم به کربلا بروند ولی مهناز سادات اینبار با تابوت سیدرضی همسفر شد.
شهید نوید صفری، در حالی راهی میدان نبرد شد که پیش از آن در وصیتنامهاش قاتلان خود را بخشیده بود. او لباس سپاه را لباس پسر حضرت زهرا(س) میدانست و همچون اربابش به شهادت رسید.
قبل از رفتن به شیفت گفت وقتی برگردم، برای تولد دانیال جشن کوچکی بگیریم و او را سورپرایز کنیم. اما همان روز، درست در لحظه اذان ظهر و در روز عید غدیر، وقتی مشغول تعمیر دستگاهی حیاتی در سایت پدافند بود، هدف حمله دشمن قرار گرفت و به شهادت رسید. پسرش همان روز ۱۱ ساله شد، اما پدرش دیگر برنگشت.