باشگاه خبرنگاران جوان، سمیه خلیلی - طبق تحلیل تفصیلی واشنگتنپست در فوریه ۲۰۲۶، بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید با واقعیتی نوین در خلیج فارس همزمان شده است: «پایان دوران بلوک متحد». این گزارش استدلال میکند که رویکرد «اول آمریکا» اکنون باید با دو متحدی دست و پنجه نرم کند که دیگر بر سر یک میز نمینشینند. رقابت میان محمد بن سلمان و محمد بن زاید از سطح رقابتهای برادرانه گذشته و به یک تقابل استراتژیک برای بازتعریف نظم نوین منطقهای تبدیل شده است. واشنگتنپست معتقد است خلیج فارس به دو قطب قدرت تقسیم شده که هر کدام با ابزارهای متفاوت، به دنبال جلب حمایت انحصاری و تضمینهای امنیتی واشنگتن هستند و ترامپ در میان این دو نیروی گریز از مرکز گرفتار شده است.
نبرد پسانفت؛ فشار ریاض بر مدل اقتصادی امارات
یکی از محورهای برجسته در گزارش واشنگتنپست، نبرد سرنوشتساز برای «رهبری اقتصادی» در دوران خروج از وابستگی به نفت است. عربستان سعودی با شتاب بخشیدن به پروژههای غولآسای «چشمانداز ۲۰۳۰» و وضع قوانین سختگیرانه برای شرکتهای چندملیتی (مبنی بر انتقال دفاتر مرکزی به ریاض برای حفظ قراردادهای دولتی)، مستقیماً ستونهای مدل اقتصادی امارات و جایگاه دبی را هدف قرار داده است. این نشریه اشاره میکند که دولت ترامپ، که خود بر پایه ملیگرایی اقتصادی فعالیت میکند، در موقعیت دشواری برای میانجیگری قرار دارد؛ چرا که از یک سو ابوظبی خود را «شریک پیشرفته در هوش مصنوعی و فناوریهای نوین» معرفی میکند و از سوی دیگر، ریاض با تکیه بر بازار مصرف بزرگتر و خریدهای تسلیحاتی کلان، سعی دارد جایگاه متحد ارشد و استراتژیک را تصاحب کند.
اصطکاک ژئوپلیتیک در آبهای استراتژیک و شاخ آفریقا
در لایههای امنیتی، واشنگتنپست به تضاد منافع نگرانکننده در دریای سرخ و شاخ آفریقا پرداخته است. امارات متحده عربی با ایجاد شبکهای پیچیده از بنادر و پایگاههای نظامی مستقل، به دنبال تثبیت نفوذ دریایی و کنترل بر مسیرهای کشتیرانی است، در حالی که عربستان این تحرکات را تهدیدی برای برتری منطقهای و امنیت سواحل طولانی خود میبیند. این گزارش هشدار میدهد که تمایل ذاتی دولت ترامپ به «برونسپاری امنیت» و کاهش هزینههای نظامی مستقیم، ممکن است به اشتباه باعث تشدید این رقابتها و اصطکاکهای میدانی شود. نبود یک استراتژی مهارکننده و متوازن از سوی آمریکا برای این اختلافات، میتواند منجر به بیثباتی در مسیرهای تجاری حیاتی شود که برای اقتصاد جهانی نقشی حیاتی دارند.
خطر نفوذ راهبردی چین
در نهایت، واشنگتنپست نتیجه میگیرد که موفقیت دیپلماسی ترامپ در سال ۲۰۲۶، نه در برتری دادن به یکی از طرفین، بلکه در ظرفیت واشنگتن برای ایجاد فرمولی جهت «همزیستی رقابتی» نهفته است. اگر کاخ سفید نتواند میان بلندپروازیهای بیحدومرز بنسلمان و ظرافتهای راهبردی بنزاید موازنه برقرار کند، این شکاف عمیق راه را برای نفوذ راهبردی قدرتهای رقیب نظیر چین هموار خواهد کرد. ثبات خلیج فارس در دوران جدید دیگر بر پایه ائتلافهای سنتی استوار نیست، بلکه به توانایی آمریکا در مدیریت دو متحدی بستگی دارد که هر کدام میخواهند تنها بازیگر بلامنازع و اصلی صحنه قدرت باشند.