جهان امروز، عالَم موازنه براساس قواعد ژئوپلیتیک است که در صورت دستیابی کشورمان به موازنه مدنظر خود، عملا دنیایی متفاوت را پیش‌رو خواهیم داشت.

باشگاه خبرنگاران جوان - فردای پایان جنگ -چه امروز باشد و چه شش ماه دیگر- تمام قواعد ژئوپلیتیک برای ایران متفاوت از امروز است. ایران نجیب و خویشتن‌دار با سیاست صبر استراتژیک تبدیل به بازیگری شده که همزمان با بیش از دوازده کشور درگیر شده و آمریکا تنها یکی از آن کشورها بوده است. تنگه هرمز را برای مدتی قابل توجه بسته، انواع بمباران‌ها را در خود جذب نموده، بسیاری از پایگاه‌های آمریکایی در منطقه را از رده خارج کرده، به بسیاری از کشورهای منطقه حمله نظامی کرده و از آن ها مورد حمله قرار گرفته و یک جنگ منطقه‌ای را مدیریت کرده است. این دنیا واقعا متفاوت با گذشته است. 

اما مسئله اصلی در دنیای جدید چه خواهد بود؟ پاسخ این سوال را می‌توان در سند امنیت ملی ۲۰۲۵ آمریکا دید که به وضوح از عبور آمریکا از «نظم مبتنی بر قواعد» و حقوق بین‌الملل سخن می‌گوید. همان چیزی که ماه پیش نخست‌وزیر کانادا درباره پایان یافتن این حقوق پرسروصدا گفته بود. دنیای مذاکره برای رسیدن به توافقی مبتنی بر قواعد حقوقی، مدت‌هاست که تمام شده. همان طور که ایران دوبار برای رسیدن به چنین شکلی از توافق، گارد خود را باز کرد اما در میانه‌ آن با آتش دشمن مواجه شد. 

مسئله درباره پرونده‌های غیر ایران هم همین است. وقتی ترامپ با اروپایی‌ها -به عنوان نزدیک‎ترین هم‌پیمان تمدنی خود- قراردادی مبتنی بر ۱۵ درصد تعرفه را بسته بود اما کمتر از چهار ماه بعد، پنج درصد اضافی را بر آن افزود. همین کار را با قرارداد متقابل با انگلستان نیز به کار بست. کاری که نتوانست با چینی‌ها و ژاپنی‌ها انجام دهد. اما تفاوت این دو دسته از کشورها در چیست؟ اروپایی‌ها به علل مختلف، وابستگی بسیاری به آمریکا پیدا کرده‌اند، لذا آمریکا اهرم‌های بیشتری برای فشار به آنان دارد. درحالی‎که ژاپن در مقابل آمریکا، اهرم قوی اوراق بهادار را دارد و چین هم به واسطه بزرگی اقتصادش، امکان تقابل آشکار با آمریکا را داشته و دارد. پس مسئله اصلی، نه حقوق بین‌الملل، قواعد سابق، دوستی‌های قدیمی و... بلکه توان ژئوپلیتیک است. البته همه آن موارد قبلی هم اهمیت دارد اما در اولویت‌بندی، در جایگاه‌های بعدی اهمیت در تنظیم سیاست‌ورزی آمریکا نقش دارد. 

رخداد این جنگ، دقیقا در همین مسیر بوده است؛ هم علت وقوع آن و هم نتایج پسینی آن. ایران به این علت مورد حمله واقع شد که از لحاظ ژئوپلیتیک، ضعیف فرض شد و ابزارهایش کمرنگ دیده می‌شد. حالا هم پس از این جنگ، یا از لحاظ ژئوپلیتیک و قواعد جهانی ارتقا خواهد یافت یا سقوطی شدید و چند دهه‌ای بر سرش خواهد آمد. 

متغیرهای مهمی برای توجه به وضعیت روز پس از جنگ وجود دارد. یکی از مهم‎ترین آن‎ها، جلوگیری از تبدیل شدن ایران به زمین سوخته است. این وضعیت که دشمن به زیرساخت‌های ایران حمله کند و حتی در صورت عدم شکست ایران، وضعیت داخلی به حدی وخیم باشد که امکان بازسازی یا بازسازی متناظر با کشورهای همسایه و رقیب وجود نداشته باشد. اما این متغیر بسیار مهم، قطعا مهم‎ترین متغیر روز پس از جنگ نیست. 

مهم‎ترین مسئله برای رسیدن به روز پس از جنگ، «موازنه» است. مفهومی که شامل بازدارندگی، امنیت ملی، توسعه تضمین شده، چشم‌انداز روشن و تعادل بین بازیگران منطقه‌ای و جهانی می‌شود. آنچه ایران را در دهه ۹۰ به جنگ نرساند، موازنه‌ای بود که در منطقه شکل گرفته بود. با برهم‌خوردن قواعد اصلی این موازنه پس از رخدادهای هفت اکتبر، این وضعیت به بحران جنگ ۱۲ روزه و حالا جنگ رمضان منتهی شد. فاصله این دو نیز با وضعیت «نه جنگ-نه صلح» پر شد که عملا امکان توسعه ایران را با خطری اساسی مواجه ساخت. 

اگر موازنه شکل نگیرد و جنگ به اتمام برسد، بهترین حالت همان وضعیت نه جنگ-نه صلحی است که برای ایران پرضرر و برای تمام کشورهای مقابل، فضایی برای تنفس در دور بعدی جنگ است. حال این‎که این‎بار ایران تنگه هرمز را بسته و عملا به کشورهای متعددی حمله کرده است. اگر موازنه شکل نگیرد، امکان همکاری ایران با کشورهای غیرهمسایه و بزرگ مانند چین و روسیه نیز مختل خواهد شد. اگر موازنه نباشد، با همین چیزهایی که داریم، نمی‌توانیم به پیشرفت برسیم چراکه کسی با ما کار نمی‌کند. اما اگر موازنه شکل بگیرد، زمین سوخته را هم می‌توانیم بازسازی کنیم؛ حال این‎که تا رسیدن به زمین سوخته فاصله بسیاری وجود دارد و به علت توان آفندی ما، دشمن فعلا به سمت آن نرفته است. پس موازنه همان چیزی است که اگر باشد، می‌توان روی پایه‌هایش دیگر موارد مانند توسعه را بنا کرد و اگر نباشد، نه چیزی بنا می‌شود و نه چیزی باقی می‌ماند. 

اما منظور ما از موازنه چیست؟ موازنه به معنای تعادل بازیگران ناهمخوان در یک شرایط چالش‌برانگیز است که به علت‌های مختلف، تنش را بین خودشان کنترل می‌کنند. ساختاری از کارت‌های بازی که به هر طرف محدودیت‌هایی برای اعمال قدرت بر طرف دیگر را تحمیل می‌نماید. جایی که بازدارندگی به معنای نظامی آن معنا می‌یابد و شرایط ژئوپلیتیک را در دل خود دارد. موازنه نه براساس قواعد حقوقی که براساس عنصر قدرت و ساختارهای واقعی روی زمین شکل می‌گیرد. قواعد حقوقی نیز بر روی آن سوار می‌شود و نه این که آن را بسازد. 

موازنه در مصداق چه معنایی دارد؟ برای مثال پس از این جنگ، ایران دیگر درباره مسئله هسته‌ای با کسی مذاکره نمی‌کند چراکه دوره مذاکره در دنیای امروز گذشته و اساسا مذاکره نیز بیست و پنج سال تجربه شده؛ پس اگر کشورهای غربی خواستند علیه ایران اقدامی مثلا حقوقی داشته باشند، ایران پاسخ آن‎ها را در تنگه هرمز خواهد داد. موازنه مطلوب در مصداق یعنی ایران دیگر تحریم به عنوان اختلال در ساختار اقتصادی خود را نمی‌پذیرد بلکه خود می‌تواند بخشی از اختلال در ساختار اقتصادی جهان باشد. پس کشورهای مختلف باید با ایران همکاری لازم را داشته باشند والا با مشکلاتی در عرصه ژئوپلیتیک مواجه خواهند شد. این همان مصداقی است که امروز در شکلی اولیه با هند دیده می‌شود؛ عبور کشتی در مقابل آزادسازی کشتی تحریمی و توقیف شده. همین مدل می‌تواند به ساختاری بزرگ‎تر در کل محور مقاومت هم پیاده شود. برای مثال این که اگر رژیم در روزهای پس از پایان جنگ، به لبنان هر حمله‌ای کند، ایران در امارات پاسخ آن را به شرکت‌های صهیونیست خواهد داد و اگر جنگ شکل بگیرد، ایران دوباره تنگه را خواهد بست. مهم این است که این تهدیدات از طرف کشورها و دولت‌های مقابل، معتبر و بسیار پرضرر پنداشته شود نه این که واقعا و لزوما هر بار اتفاق بیفتد. اساسا معنای بازدارندگی، همین اعتبار تهدید است .

موازنه، امکان شکل‌دهی به همکاری و گروه‌بندی جدید در مسیر توسعه را نیز مهیا خواهد ساخت. توسعه می‌تواند بر روی آن سوار شود. به ویژه آن که دنیای امروز واقعا به سمت چندقطبی شدن حرکت می‌کند و تامین مالی توسعه دیگر معنای یک طرفه سابق را ندارد. چین می‌داند که برای امنیت تنگه هرمز باید با چه طرفی همکاری کند و حتی آمریکا نیز از گزینه‌های سلبی خود در بیست سال گذشته، چیز خاصی عایدش نشده است و ممکن است به سمت گزینه‌های ایجابی و همکاری محدود برود.

دنیای امروز، دنیای موازنه براساس قواعد ژئوپلیتیک است. اگر ایران بتواند موازنه مدنظر خود یا چیزی نزدیک به آن را در این جنگ به دست آورد، عملا دنیایی متفاوت را پیش‌روی خود خواهد داشت. گزینه‌هایی بسیار بیشتر برای توسعه خود؛ به این فکر کنید که ایران در مقابل اجازه به عبور امن برخی کشتی‌ها، بخشی از حدود ۲۰ میلیارد دلار پول بلوکه شده خود را از برخی کشورها بازپس گیرد، چنین امکانی، عملا تمام نیازهای بازسازی را تامین خواهد کرد. پس موازنه، مهم‎تر از هر اولویت دیگری در این لحظه است. موازنه‌ای که گذر زمان، آن را به نفع ما پیش می‌برد؛ اگرچه دشمن ابزارهای بسیاری دارد و تمام توان خود را به کار خواهد بست تا موازنه «هژمونی اسرائیل در منطقه» را تحمیل کند. راهی جز ایستادن در مقابل این تحمیل نداریم تا بتوانیم آینده را تضمین کنیم؛ پس منطقا باید فشارها و هزینه‌ها را بپذیریم. 

منبع:روزنامه خراسان

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha