وقتی زور گلوله و موشک‌ به یک ساختار سیاسی مستقل نظیر ایران نرسد، نوبت به عملیات‌های شبکه‌ها، سایت‌های خبری، سینما و تلویزیون می‌رسد.

باشگاه خبرنگاران جوان - دستگاه تبلیغاتی «بی‌بی‌سی» بخش فارسی خود را یک سال پیش از اشغال ایران توسط قوای متفقین، در سال ۱۳۱۹ و با هدف تأثیرگذاری روی افکار عمومی ایرانیان راه‌اندازی کرد. آن ایام با سنبه پر زور نظامی آلمان در جنگ بین‌الملل دوم مصادف شده بود و همین مسئله بهانه‌ای دست رضاخان داد تا با نزدیک‌شدن به فاشیست‌ها از شر ارباب انگلیسی خلاصی پیدا کند. اشتباه شاه دست‌نشانده فارغ از باز کردن حساب ویژه روی ارتش نازی در صحنه نبرد این بود که اهمیتی برای فاکتور قدرت نرم رژیمش قائل نشد و درنهایت فکر کرد صرفاً با اتکا به مدرنیزاسیون آمرانه و وارداتی می‌تواند در برابر امپراتوری‌های جدید و قدیم دوام بیاورد و شعبه‌ای از حکومت رایش سوم را در منطقه غرب آسیا تأسیس کند.

از همین رو، رادیو‌های بیگانه با دریافت دستور کار از دولت‌های خویش پیش از آنکه موتور دستگاه و ادوات نظامی‌شان روشن و به سمت ایران روانه شود، عملیات خلع سلاح روانی یک ملت را با رادیو و رسانه‌های جمعی استارت زدند تا پیش از نزدیک‌شدن به مرزها، ایران را پل پیروزی بنامند. حال پس از گذشت دهه‌ها از آن روزهای نکبت‌بار، بی‌بی‌سی به همراه باقی رسانه‌های فارسی‌زبان بیگانه همان تاکتیک‌ها و تکنیک‌ها را در جهت به ثمر رساندن فرامین دولت‌های خود به کار بسته‌اند تا چیزی را که در میدان جنگ نتوانسته‌اند از ایران بگیرند با رژه‌رفتن روی روان و دستگاه فکری و ادراکی مخاطبان هدف از آن خود کنند.

به بیان دیگر وقتی زور توپ و گلوله و موشک‌ برای حل‌شدن در نظم غربی به‌عنوان «گاو شیرده» به یک ساختار سیاسی مستقل نظیر ایران نرسد، نوبت به عملیات‌های عجیب و محیرالعقول شبکه‌ها، سایت‌های خبری و مدیوم‌‌هایی مانند سینما و تلویزیون می‌رسد که کار ارتش‌های جنایتکار را ادامه دهند. در فقره جنگ رمضان هم بی‌بی‌سی فارسی با قبول نقش پلیس خوب، مکمل «اینترنشنال» در جایگاه پلیس بد بود و برای دسته باهوش‌تر بینندگان مسخ‌شده به تولید محتوا می‌پرداخت. حال سؤال اینجاست که بی‌بی‌سی برای تکمیل پازل نظامی آمریکا و رژیم صهیونی در صحنه رزم نمادین چه ابزاری در دست دارد؟

مراسم برائت از ایران با چاشنی بازجو - خبرنگار

الگوریتم موجود در شبکه‌های اجتماعی غربی به مخاطب و کاربر شرقی و ایرانی می‌گوید که «تو نباید وطنت را دوست داشته باشی و در راه اعتلای آن تلاش کنی»! حال اگر شخص یا گروهی بخواهد بدون اهمیت به این هشدار، مارپیچ سکوت را دور بزند و در مواقعی که کشورش به وی احتیاج دارد، از ایران و اعتقاد مردمش بگوید، با برچسب‌هایی نظیر «خون‌شور»، «مزدور» و «حکومتی» بدرقه می‌شود. در واقع اینستاگرام و توییتر نقش یاری‌رسان رسانه‌های قدیمی و سنتی‌تر را در اتهام‌زنی به چهره‌ها و گروه‌های مستقل‌تر ایفا می‌کنند و از بی‌بی‌سی، اینترنشنال و... خوراک می‌گیرند.

در نمونه‌ای جدید، وقتی شبکه دولت فخیمه بریتانیای سابقاً کبیر برای گفت‌وگو در قالب پادکست «تاپ کامنت» سراغ یکی از اعضای گروه «اکسپلوسیو مدیا» - به‌عنوان تیمی که با استفاده از هوش مصنوعی در راستای قدرت نرم ایران انیمیشن لگویی می‌سازند- می‌رود به‌خاطر دفاع از ایران تمام جوانب مثبت کار را نادیده می‌گیرد و هویت این تیم را زیرسؤال می‌برد. «مت شی» و «لوری کالوس» در جایگاه مصاحبه‌کننده از تاکتیک بازجویی به سبک سرویس‌های اطلاعاتی غربی استفاده کردند تا نشان دهند گروه اکسپلوسیو مدیا از ساختار سیاسی ایران پروژه می‌گیرند. این مسئله می‌تواند دست یوتیوب و باقی بسترهای پخش آنلاین را در محدودکردن فعالیت‌های هنری و رسانه‌ای گروه‌های منتقد آمریکا و غرب باز بگذارد تا دیگر هوس جذب مخاطب این کشورها به سمت واقعیت‌های موجود به سرشان نزند.

 مصاحبه‌کنندگان بی‌بی‌سی در حالی محتوای کلیپ‌های اکسپلوسیو مدیا را «اغراق‌آمیز» و «بی‌ظرافت» لقب می‌دهند که هیچ نشانه و دلیلی که به‌درستی این ادعا حکم کند از خود ارائه نمی‌دهند و در عوض اذعان به شور و اشتیاق کاربران غربی در دست‌به‌دست کردن کلیپ‌های لگویی این تیم توسط بی‌بی‌سی، خود به‌مثابه مثال نقضی در جهت رد ادعای شی و کالوس در اغراق‌آمیز و بی‌ظرافت دانستن تولیدات اکسپلوسیو مدیا عمل می‌کند. کار برای مصاحبه‌کنندگان بی‌بی‌سی تا جایی بیخ پیدا می‌کند که ترجیح می‌دهند کاری با شعار خویش مبنی‌بر «بی‌طرفی» نداشته باشند و در دوگانه میان ایران و باند اپستین- ترامپ، سمت دوم ماجرا را انتخاب کنند. نماینده گروه اکسپلوسیو مدیا، تقابل میان ایران و آمریکا را به جنگ بین «مدافعان حقیقت و آزادی» در برابر کسانی که روحشان را به آدم‌خواران فروخته‌اند (نقل به مضمون) تشبیه می‌کند. بی‌بی‌سی در پاسخ تشبیه هنرمندانه، ظریف، رندانه و نزدیک به واقعیت نماینده گروه انیمیشنی اکسپلوسیو مدیا را به ادعایی که هیچ‌سندی برای اثبات آن وجود ندارد، تقلیل می‌دهد.

گویا دست‌اندرکاران برنامه تاپ کامنت با زبان کنایه و همین‌طور الفبای زیبایی‌شناسی در فرایند تولید اثر رسانه‌ای و هنری کاملاً بیگانه‌اند که این‌طور زمخت و تک‌ساحتی با سوژه مواجه می‌شوند؛ حال‌آنکه اگر شناختی ولو اندک با تاریخ هنر و سینما به‌عنوان رسانه داشتند می‌دانستند «اغراق» بخشی از پروسه به نتیجه و سامان رسیدن یک اثر هنری است. سوای این مسائل، اگر جای ایران و آمریکا در تولید انیمیشن لگویی عوض می‌شد، بی‌بی‌سی با این دست‌فرمان سراغ سوژه‌ نمی‌رفت، اما ایران‌دوستی بهایی دارد که میزان آن را این شبکه‌ها تعیین می‌کنند.

کنیسه منچستر علیه کنیسه رفیع‌نیا

پس از حمله هوایی آمریکا و رژیم صهیونی به مرکز تهران در صبح ۱۸ فروردین که به ویرانی صددرصدی کنیسه «رفیع‌نیا» منجر شد، بی‌بی‌سی فارسی تنها با یک پست ویدئویی ۳۲ ثانیه‌ای به استقبال این خبر رفت تا آش حمله صهیونیست‌ها به یکی از اماکن مقدس یهودیان شورتر از این نشود و قضیه بیخ پیدا نکند. آش البته شور شد و قضیه هم به‌خاطر بازتاب رسانه‌های مختلف بیخ پیدا کرد، اما بخش فارسی بی‌بی‌سی مانند دیگر بخش‌های این شبکه از داخلی گرفته تا باقی زبان‌ها در سرویس جهانی، بلندگویی برای اوامر و خرده‌فرمایش‌های صهیونیسم است و باید حواسش باشد تاحدامکان خدشه‌ای به تصویر یهوددوستانه نتانیاهو و باقی شرکای جنایتکارش در پاسداری از این آیین ابراهیمی وارد نکند.

اما حمله به کنیسه رفیع‌نیا باعث بیرون‌زدن دم خروس این جماعت از زیر لباسشان شد و حتی دروغ بی‌طرفی و عدم وابستگی بی‌بی‌سی فارسی را برای n امین‌بار عیان کرد. بی‌بی‌سی فارسی در تنها خبری که به تخریب کنیسه یهودیان اختصاص داد، هیچ‌اشاره‌ای به آمریکا و اسرائیل به‌عنوان عاملان و آمران این حمله نکرد، درحالی‌که نزدیک به چندماه پیش از حمله آمریکایی-اسرائیلی به کنیسه رفیع‌نیا، اتفاقی مشابه در منچستر رقم خورد که تمام شبکه‌های خبری از جمله بی‌بی‌سی بار‌ها به هویت عامل مسلمان و سوری آن اشاره کردند و بخش فارسی این رسانه هم ۶ پست جداگانه را به این واقعه اختصاص داد. از کنار هم قرار دادن این دو خبر و نحوه مواجهه بخش فارسی بی‌بی‌سی به این واقعیت برمی‌خوریم که «تروریسم» تنها زمانی بار معنایی پیدا می‌کند که بتوان به‌واسطه آن روی مظلومیت صهیونیسم صحه گذاشت و حال اگر عکس این وضعیت اتفاق بیفتد هیچ‌جایی برای اشاره به عاملان اقدام تروریستی وجود ندارد. کنیسه رفیع‌نیا توسط آمریکا و اسرائیل نابود شد و از بین رفت تا برای آزادگان جهان ثابت شود یهودستیزان واقعی همان غاصبان فلسطینند، نه کسانی که برای دفاع از حق و حقیقت با این جماعت به مبارزه می‌پردازند.

میناب قربانی خون‌شویی با اسم رمز «راستی‌آزمایی»

فاجعه هولناک مدرسه «شجره طیبه» میناب توسط آمریکا در موج اول حملات به ایران صورت گرفت. رسانه‌های غربی طبق روال همیشگی  در ابتدا اصل و اساس واقعه را انکار کردند، سپس گفتند این حمله صورت گرفته، اما معلوم نیست کدام یک از طرف‌های درگیر، مدرسه را هدف قرار داده است! بعد که مشخص شد پای آمریکا به‌عنوان متهم گیر است، گفتند دبستان شجره طیبه به‌خاطر نزدیکی به یکی از پایگاه‌های سپاه مورد بمباران قرار گرفته و درنهایت وقتی صحت این ادعا هم زیرسؤال رفت، جملگی این رسانه‌ها سکوت کردند. اما اقدام بی‌بی‌سی فارسی در ساعات اولیه حمله به مدرسه شجره طیبه فراتر از کارویژه یک رسانه حرفه‌ای بود.

آن‌ها برای پاک‌کردن ردپای مشهود آمریکا در این جنایت، با انتشار گزارشی به قلم «روجا اسدی» و «فرزاد صیفی‌کاران» تلاش کردند با اسم رمز «راستی‌آزمایی» مدرک جرم ارباب خویش را در این واقعه پاک کنند یا به‌قول‌معروف روی آن ماله بکشند. بی‌بی‌سی در این گزارش عنوان کرد قطعاً مدرسه شجره طیبه مورد هدف قرار گرفته ولی آن‌ها نمی‌توانند ثابت کنند این حمله توسط نیروی نظامی چه کشوری صورت گرفته است. (نقل به مضمون) بااین‌حال نویسندگان این گزارش در پاراگراف بعدی به این نکته اشاره می‌کنند که تصاویر ماهواره‌ای مکان این مدرسه را کنار یک مجموعه‌سازمانی سپاه در بلوار رسالت شهر میناب شناسایی کرده تا اگر احیاناً مشخص شد آمریکا مقصر اصلی این جنایت است باتکیه‌بر تصاویر ماهواره‌ای به‌راحتی از قبول مسئولیت شانه خالی کنند. خوشبختانه مقر تیپ آ۳ سپاه چندسال پیش از کنار مدرسه به مکان دیگری منتقل شده بود تا آمریکا و حامیانش نتوانند به‌واسطه آن فعل عمد خود را اقدامی سهوی جلوه دهند و از قضاوت افکار عمومی نجات پیدا کنند. باری، در این میان ذوق‌زدگی بنگاه خبرپراکنی بی‌بی‌سی فارسی برای رفع اتهام از آمریکا با استناد به اطلاعات و تصاویر قدیمی نه‌تنها لکه ننگ دیگری بر کارنامه این شبکه است، بلکه کذب بودن تمام ادعاها در مورد حرفه‌ای‌گری این رسانه را می‌رساند. روایت بی‌بی‌سی از وقایع اگر برای دستگاه ادراکی مخاطب خطرناک‌تر از اینترنشنال نباشد، بی‌خطرتر از آن نیست.

هنر موذیانه تنظیم خبر برای عموسام

۲۳ آوریل، بی‌بی‌سی فارسی خبری را درخصوص دستور شلیک ترامپ به شناور‌های مین‌گذار در خروجی وب‌سایت و کانال تلگرامش قرار داد. خواننده متن خبر به‌ظاهر قرار نبود با اتفاق ویژه‌ای روبه‌رو شود. این یک خبر ساده به‌نظر می‌رسید که از مواجهه آمریکا و ایران در خلیج فارس حکایت می‌کرد، اما وقتی میان سطور و لایه‌های پنهان خبر را به میانجی کلمات مورد بررسی قرار می‌دهیم برایمان به‌روشنی آشکار می‌شود مخاطب خبر با قبول روایت بی‌بی‌سی در چرخه مغزشویی قرار گرفته است.

در بخشی از مشروح خبر نوشته شده: «وزارت دفاع آمریکا اعلام کرد که نیروهای ارتش این کشور یک کشتی تحریم‌شده که نفت ایران را حمل می‌کرد، توقیف کرده‌اند.» یک‌بار جمله داخل گیومه را با دقت بخوانید تا متوجه شوید، فرایند مغزشویی به چه صورت امکان وقوع پیدا می‌کند. روی کلمه «توقیف» و عبارت «وزارت دفاع» مکث کنید. بی‌بی‌سی وقتی از کلمه توقیف استفاده می‌کند در حال رسمیت بخشیدن به دزدی دریایی آمریکا از ایران است، زیرا این کلمه بار حقوقی مشخصی دارد و مهم‌ترین اثر آن این است که تأثیر جنگی همه‌جانبه از طرف ایالات متحده و نیروی نیابتی‌اش علیه ایران را به پرونده‌ای حقوقی فرو‌می‌کاهد تا جای شاکی و متهم یا بهتر است بگوییم مجرم و مجنی‌علیه (بزه‌دیده) را تغییر دهد و هر اقدامی علیه ایران را از سوی آمریکا و غرب روا بداند.

مورد دیگر تأکید روی عبارت «وزارت دفاع» از سوی بی‌بی‌سی فارسی است. مفهوم دفاع در ذهن خواننده فارسی‌زبان ارزشمند است و حافظه کوتاه‌مدت وی را به گذشته و جایی در دوران جنگ تحمیلی هشت‌ساله پیوند می‌زند. حال این واقعیت تاریخی باید توسط بی‌بی‌سی برساخت شود تا حق دفاع برای آمریکا در برابر ایران موضوعیت پیدا کند، آن‌ هم در شرایطی که عنوان «وزارت جنگ» با روی کار آمدن دولت دوم ترامپ بر سردر «پنتاگون» قرار گرفت تا پیام تغییر فاز دکترین نظامی ایالات متحده را به گوش جهانیان و خصوصاً «دیگری‌»‌شان برساند.

ذکر این نکته ضروری است که نوع مواجهه رسانه‌های گلوبالیستی نظیر بی‌بی‌سی با «پیت هگست» تفاوتی آشکار با شبکه‌ها و وب‌سایت‌های راست‌گرا و محافظه‌کار مانند «فاکس‌نیوز» دارد. اولی چه در سرویس فارسی‌زبان خود و چه در بخش اصلی‌اش از این ژنرال تلویزیونی تحت‌عنوان «وزیر دفاع» یاد می‌کند، درحالی‌که دومی برای خطاب قرار دادن او عبارت «وزیر جنگ» را مورداستفاده قرار می‌دهد. درحقیقت، سیاست‌های راست‌گرایان و لیبرال‌های غربی در مواقع لزوم، یعنی وقتی که فکر می‌کنند موجودیتی در حال تهدید منافع آن‌هاست به‌جای اختلاف‌افکنی و خنثی کردن اقدامات طرف مقابل، با یکدیگر همپوشانی پیدا می‌کنند تا ذهن طیف‌های مختلف خوانندگان را درگیر بازی بازنمایی خود از این میزانسن کنند. تقسیم کار به این شکل است فاکس‌نیوز و ایران اینترنشنال برای جریان‌های راست‌گرا تولید محتوا می‌کنند و در مقابل بی‌بی‌سی و یورونیوز این کار را برای طیف‌های عاقل‌تر مخاطبان انجام می‌دهند.

تیترها جای قهرمان و بدمن را تغییر می‌دهند

برای شناخت کارکرد رسانه‌های جریان اصلی نظیر «بی‌بی‌سی» و «یورونیوز» کافی است نقبی به الگوی رایج در سینمای داستانی غرب و به‌ویژه هالیوود بزنید. آن‌ها که با ساختار سه‌پرده‌ای و پنج‌پرده‌ای فیلمنامه‌های آثار قهرمان‌محور هالیوودی آشنایی دارند می‌دانند فیلمسازان و کمپانی‌های آمریکایی استاد بدمن‌سازی یا بهتر است بگوییم «دیگری‌سازی» از مخالفان سیاسی ایالات متحده در سطح داخلی و خارجی محسوب می‌شوند. در مرکز سینمای شاه‌پیرنگ یا قهرمان‌محور، بازیگر نقش محوری منبع تمام خوبی‌ها و فضیلت‌های اخلاقی انسانی به شمار می‌رود و این وظیفه را دارد که با آدم بدهای داستان مقابله کند و آن‌ها را از سر راه بردارد.

مخاطب، فارغ از رنگ پوست و ملیت با پروتاگونیست آثار «جان فورد» و «هاوارد هاکس» هم‌ذات‌پنداری می‌کند و به او این اجازه را می‌دهد که با استفاده از هر ابزار روا یا ناروایی به‌حساب آنتاگونیست‌ها و انسان‌های بیگانه برسد. این الگو در خبررسانی هم به نحو دیگری دنبال می‌شود، برای مثال، تیترهای جهت‌دار بی‌بی‌سی درخصوص مذاکرات پاکستان مبین شکلی از بازنمایی هالیوودی است. در یک سمت، از قول «اسماعیل بقایی» تیتر می‌زند که «هیچ‌دیداری بین ایران و آمریکا برنامه‌ریزی نشده است» تا هم عدم قطعیت طرف ایرانی را به مخاطبان فارسی‌زبانش انتقال دهد و هم آن‌ها را به‌خاطر فرار از عبارت همیشه مطلوب «مذاکره» و استفاده از زبانی سخت و غیرمنطقی به‌عنوان قطب منفی ماجرا معرفی کند. این در حالی است که بی‌بی‌سی فارسی وقتی به ترامپ می‌رسد با تیتر «اگر ایرانی‌ها بخواهند مذاکره کنند، کافی است تماس بگیرند» به استقبالش می‌رود تا از او مانند قهرمانان عاقل و کلبی‌مسلک فیلم‌های کلاسیک هالیوودی چون «جان فورد» و «هنری فوندا» یاد کند و به وی به‌خاطر دراز کردن دستش به سمت طرف ایرانی آفرین بگوید. انگار‌نه‌انگار این طرف آمریکایی بوده که بارها به میز مذاکره خیانت کرده است.

این لک‌لک‌ها بودند که به ناوشکن دنا و ورزشگاه لامرد حمله کردند!

وقوع جنایت میناب توسط آمریکا تنها یک نمونه بود تا ذهن مخاطب را نسبت به فرایند انکار و سپس سفیدشویی اقدامات محور آمریکایی-اسرائیلی به‌وسیله رسانه‌های غربی مانند «بی‌بی‌سی» و «یورونیوز» جلب کند. در بازتاب بی‌بی‌سی فارسی و یورونیوز یک الگوی مشابه مدام تکرار می‌شود و میان میناب و حمله به ورزشگاه لامرد تفاوت چندانی وجود ندارد. پس از حمله آمریکا به ورزشگاه لامرد که باعث شهادت ۲۱ نفر شد، بی‌بی‌سی فارسی تنها با انتشار ۳ پست در فضای مجازی و اختصاص دادن بخش کوتاهی از آنتن به این خبر واکنش نشان داد.

اولین پست ۲۱ اسفند، یعنی ۱۲ روز پس از حمله منتشر شد و محتوای آن حاوی دو نکته مهم و اساسی بود؛ نخست آنکه در متن خبر هیچ‌فعلی وجود ندارد که با انتساب به آن بتوان تقصیر را متوجه آمریکا یا اسرائیل کرد. نکته بعدی اما جالب‌تر است؛ در متن خبر، یک راه فرار تعبیه شده تا مخاطب هدف با خواندن آن اتهام حمله به غیرنظامیان را از دامان طرف آمریکایی پاک کند. بی‌بی‌سی فارسی می‌گوید در همسایگی سالن ورزشی لامرد پایگاه سپاه قرار داشته، به‌طوری که این مسئله ممکن است حمله‌کننده - که ما دقیقاً نمی‌دانیم چه کسی ا‌ست- را در انهدام هدفش به‌اشتباه انداخته باشد! الگویی که از مدرسه میناب تا حمله به میدان نیلوفر تهران و ورزشگاه لامرد تکرار می‌شود و پایانی برای این چرخه وجود ندارد.

در فقره حمله وحشیانه آمریکا به ناوشکن دنا چون پایگاه نظامی زمینی و کلانتری روی آب‌های آزاد احداث نمی‌شوند، برای کمک به آمریکا باید از فعل مجهول «شد» استفاده کرد. برای نمونه، وقتی بی‌بی‌سی به فاجعه دنا واکنش نشان می‌دهد، فاعل حمله، یعنی ایالات متحده را حذف می‌کند و با عبارت مجهول «غرق‌شدن» به استقبال این خبر مهم می‌رود. اگر هم بخواهد اشاره‌ای به آمریکا کند، به نقل از «رویترز» این کار را انجام می‌دهد! این الگو در حمله اسرائیل به ساختمان‌های مسکونی واقع در میدان رسالت هم با اندکی تفاوت تکرار شد. آن‌ها در ابتدا هیچ‌اشاره‌ای به دست‌داشتن اسرائیل در این حمله و شهادت ده‌ها انسان بی‌گناه نکردند و سپس در گزارشی جداگانه پرده از بخشی از جنایات رژیم صهیونی برداشتند. با این تفاوت که در بخش فارسی به این خبر واکنش نشان ندادند و محتوای موجود را در بخش «دَری» بی‌بی‌سی منتشر کردند.

منبع: فرهیختگان

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha
نظرات کاربران
انتشار یافته: ۴
در انتظار بررسی: ۰
Iran (Islamic Republic of)
ناشناس
۱۳:۰۸ ۱۳ ارديبهشت ۱۴۰۵
100 درصد ولی چرا ایران تدبیری نمیکنه که این وضعیت رو خاتمه بده جالبه؟ فک کنم دوست داره برکت تحریم ها و جنگهای تحمیلی رو.
Iran (Islamic Republic of)
ناشناس
۱۲:۵۷ ۱۳ ارديبهشت ۱۴۰۵
در جنگ روسیه با اکراین! اینترنت کدام طرف جنگ قطع شد؟ در سوریه، غزه، کرانه باختری و لبنان چطور..؟!
Iran (Islamic Republic of)
ناشناس
۱۱:۲۷ ۱۳ ارديبهشت ۱۴۰۵
بایست تکلیف مزدور و خائن و فاسد در این کشور یکسره بشه تا مردم نفس راحت بکشند. همشون رو یکجا به درک واصل بفرمایید
Iran (Islamic Republic of)
ناشناس
۱۱:۲۱ ۱۳ ارديبهشت ۱۴۰۵
بی بی سی یک شبکه وطن فروش و ضد ایرانی باید درش تخته بشه .فقط هم کارش نشر اکاذیب.