باشگاه خبرنگاران جوان؛ رضوان پاک منش - «اُرُسی» آن پنجرههای کشوییِ چوبی با شیشههای الوان نه صرفاً عنصری معماری، که بیانی از زیستبوم، ذوق و جهانبینی مردمان این دیار است؛ و اُرُسیساز، نگهبان خاموش این زبانِ نور و چوب است.
اُرُسی در لرستان، برخلاف تصور رایج که آن را محدود به خانههای اعیانی شهرهای مرکزی میداند، ریشهای بومی دارد. در بافتهای قدیمی خرمآباد، بروجرد و الشتر، اُرُسیها پاسخی هوشمندانه به اقلیم بودهاند: کنترل نور تند تابستان، حفظ حریم، و تهویهٔ طبیعی. اما آنچه این پنجرهها را ماندگار کرده، دست استادکاری است که بدون نقشههای مدرن، با «چشمسنجی» و تجربه، تناسب را میسازد.

گفتوگو با استاد «رحمان بیرانوند»، اُرُسیساز لرستانی
سؤال: استاد، اُرُسی برای شما چیست؟
پاسخ: اُرُسی پنجره نیست؛ راهِ آمدن نور است. وقتی شیشه رنگی جا میخورد، انگار خانه نفس میکشد.
سؤال: این هنر را از کجا آموختید؟
پاسخ: از پدرم. نه با کتاب؛ با نگاه. اول چوب را میشناسی، بعد دستت راه میافتد. سالها طول میکشد تا بفهمی هر چوب کِی لجبازی میکند.
سؤال: چرا در لرستان اُرُسیها حالوهوای خاصی دارند؟
پاسخ: اقلیم و خلقوخو. نور اینجا تند است، رنگها باید آرامش بدهند. نقشها هم خیلی شلوغ نیست؛ مثل کوهها، محکم و ساده.
سؤال: سختترین بخش کار چیست؟
پاسخ: اندازه و اتصال. اگر فاقوزبانه نیم میلیمتر خطا داشته باشد، سال بعد خودش را نشان میدهد. اُرُسی عجله را دوست ندارد.
سؤال: امروز بازار این کار چطور است؟
پاسخ: کمرمق. بیشتر سفارشها مرمتی است. خانههای نو کمتر سراغش میآیند، مگر کسی که دلبسته باشد.
سؤال: راه نجات این هنر چیست؟
پاسخ: شاگرد. اگر جوانها بیایند و معماری امروز قدرش را بداند. اُرُسی میتواند با شیشهٔ دوجداره هم ساخته شود، به شرط احترام به اصل.
سؤال: اگر یک اُرُسی برای خودتان بسازید، چه میکنید؟
پاسخ: ساده. چوب گردو، شیشه سبز و آبی. نور که بیاید، خودش حرفش را میزند.

روایتی از رنگ ها در دستان نجار
چوبِ گردو، چنار یا توت بسته به دسترس بدنه را شکل میدهد. اتصالات غالباً فاقوزبانهاند؛ بیمیخ و بیپیچ، تا چوب نفس بکشد و سالها تاب بیاورد. شیشهها، رنگگرفته از سبز و لاجورد و کهربا، نور را میشکنند و اتاق را به قالیچهای از سایه و رنگ بدل میکنند. هر نقش، هندسهای آرام دارد؛ تکرار و تقارن نه برای نمایش، که برای تعادل است.
اُرُسیساز لرستانی بیش از آنکه «نجار» باشد، روایتگر است. هر پنجره داستان خانهای را میگوید: اندازهٔ قاب از شأن فضا میآید، رنگها از سلیقهٔ صاحبخانه، و ریزهکاریها از حالوهوای زمانه. در دورههایی نقشها سادهترند زمان تنگناو گاه پرکارتر، وقتی فراغت و امید بیشتر بوده است.
ارسی سازی، هنری در حاشیه مانده!
با این همه، این هنر در حاشیه مانده. معماری مدرن، شیشههای دوجدارهٔ بیهویت و شتاب ساختوساز، اُرُسی را به «یادگاری» بدل کردهاند. استادکاران اندکاند و شاگرد کم. آنچه مانده، عشق به کار است و باور به اینکه خانه بدون نورِ معنا، صرفاً چهار دیوار است.
احیای اُرُسی در لرستان، نه بازگشت نوستالژیک، که حرکتی آیندهنگر است: پیوند پایداری اقلیمی با زیبایی بومی. اگر معماری امروز، به جای تقلید، به گفتوگو با این میراث بنشیند، اُرُسی میتواند دوباره زنده شود نه بهعنوان تزئین، بلکه بهمثابه راهحل است.