در ماه‌های اخیر اندیشکده‌های آمریکایی چندین بار به شیوه‌های مختلف ایده پیوستن ارمنستان به جهان ترک را مطرح کرده‌اند، ایده‌ای که برای نابودی هویت و تمدن مستقل این کشور به طور جدی پیگیری می‌شود این تلاش‌ها برای قانع کردن ارمنستان و تاجیکستان جهت پیوستن به جهان ترک بخشی از پروژه کلان دستکاری تمدنی، هویتی و ژئوپلیتیک در منطقه است.

باشگاه خبرنگاران جوان؛ احسان موحدیان* - در ماه‌های اخیر اندیشکده‌های آمریکایی چندین بار به شیوه‌های مختلف ایده پیوستن ارمنستان به جهان ترک را مطرح کرده‌اند، ایده‌ای که برای تکمیل مسیر ترامپ در قفقاز جنوبی و نابودی هویت و تمدن مستقل این کشور به طور جدی پیگیری می‌شود. اندیشکده شورای آتلانتیک و مرکز اوراسیا در این اندیشکده در بحث‌های تحلیلی و میزگرد‌های خود در واشینگتن، با حضور نمایندگانی مانند برایانا تاد تصریح کرده‌اند که دو کشور ارمنستان و تاجیکستان به‌عنوان دست نخورده‌ترین کشور‌های منطقه قفقاز و آسیای مرکزی باید به سازمان کشور‌های ترک بپیوندند.

افزایش تلاش‌ها در این زمینه از سوی اندیشکده‌های جریان ساز در آمریکا باعث شده برخی تحلیل‌گران مستقل دراین باره اظهار نگرانی کرده و تصریح کنند تلاش‌ها برای قانع کردن ارمنستان و تاجیکستان جهت پیوستن به جهان ترک بخشی از پروژه کلان دستکاری تمدنی، هویتی و ژئوپلیتیک در منطقه است.

لوک کافی پژوهشگر مشهور موسسه هادسون نیز در برخی مقاله‌ها و سخنرانی‌های خود بر اهمیت سازمان کشور‌های ترک در سیاست کلان آسیای مرکزی و قفقاز تأکید و استدلال کرده که آمریکا باید تعامل مستقیم‌تری با این سازمان داشته باشد و نقش راهبری چنین بلوکی را جدی بگیرد. در این چارچوب، او از چشم‌انداز راهبردی به موضوع نگاه می‌کند و درباره این که چگونه ممکن است سازمان مذکورپیشبرد نقشه ژئوپلیتیک آمریکا علیه روسیه و چین را تسهیل کند، مطالبی به رشته تحریر درآورده است.

اینکه برخی مطبوعات و اندیشکده‌های آمریکایی مکررا ایده پیوستن ارمنستان به جهان ترک را مطرح می‌کنند ابعادی گسترده دارد و رویداد‌هایی مانند خرید سوخت ارزان از باکو توسط ایروان را باید در چارچوب هضم ارمنستان در معده جهان ترک و نابودی تدریجی هویت مستقل این کشور تعبیر کرد. در این شرایط اجرای طرح‌هایی مانند مسیر ترامپ که باعث اتصال مستقیم ترانزیتی باکو و ارمنستان می‌شود، کاتالیزوری برای گنجاندن ارمنستان در جهان ترک است که پیامد‌هایی ویران گر برای این کشور خواهد داشت.

نکته جالب این است که اندیشکده‌ها و رسانه‌های آمریکایی تلاش دارند با کادوپیچ کردن این ایده‌های خطرناک آنها را افکار روشنی در ذهن تحلیلگران غربی توصیف کنند که باعث سعادت ارمنستان می‌شود و این ایده‌های موذیانه کم کم در حال تبدیل به فرامین اجباری است.

چالش‌ها برای ارمنستان

بریانا تاد در سایت شورای آتلانتیک این مساله را به صورت مفهومی توجیه کرده و ادغام ارمنستان در سازمان کشور‌های ترک را یک عنصر گمشده توصیف کرده است. وی معتقد است سازوکار‌های این جذب با اجرای پروژه مسیر ترامپ رخ می‌دهد. تحلیل‌های وی نکات زیر را به ذهن متبادر می‌کند:

۱. سوخت صادراتی باکو رشوه اقتصادی به مردم ارمنستان است: وی به صراحت اذعان می‌کند که ادغام ارمنستان در جهان ترک آغاز شده، زیرا باکو تأمین سوخت ارمنستان را شروع کرده و این امر قیمت‌های بنزین و گازوئیل را در این کشور تا ۱۵ درصد کاهش داده است. این ابزار کلاسیک اعمال قدرت نرم» است: عادت دادن جامعه ارمنی به رفاهی کاذب و ناپایدار و ایجاد این طرز تفکر در ارامنه که آسایش آنها تنها از طریق وابستگی مستقیم به باکو ممکن است.

۲. از دست رفتن نهادینه حاکمیت ارمنستان: پروژه مسیر ترامپ که توسط شرکت توسعه TRIPP (TDC) مدیریت خواهد شد، کنسرسیومی آمریکایی است که ارمنستان تنها سهم اندکی در آن دارد. این بدان معناست که قطعه ۴۳.۴ کیلومتری از مرز ارمنستان با ایران عملاً تحت مدیریت خارجی آمریکا برای خدمت به منافع کریدور میانی ترک‌ها قرار می‌گیرد و منافع اقتصادی و تجاری و امنیت ایران تحت تاثیر قرار می‌گیرد.

تاثیرگذاری سیاسی بر انتخابات ارمنستان: این پروژه به شدت به انتخابات پارلمانی ارمنستان در سال ۲۰۲۶ مرتبط است که نتیجه آن نخست وزیر آینده این کشور را مشخص می‌کند. آمریکا، باکو و ترکیه قصد دارند از این طریق به پاشینیان چک تضمین شده‌ای برای موفقیت ستاد انتخاباتی وی بدهند تا او در انتخابات پیروز شده و اجرای مسیر ترامپ بدون هیچ مشکلی ادامه یابد. در ازای این امتیاز مهم از وی خواسته می‌شود که به طور کامل از روسیه فاصله بگیرد و منطق پیوستگی با ترک‌ها را بپذیرد.

ایده آمریکایی‌ها درباره اتحاد قفقاز جنوبی و آسیای مرکزی به عنوان یک کل واحد روز به روز به طور جدی تری مطرح می‌شود و در قالب آن اذعان می‌شود که واشنگتن دیگر ارمنستان را یک بازیگر مستقل تلقی نمی‌کند. حفظ هویت ارمنی مستقل جمهوری ارمنستان برای آمریکا اهمیتی ندارد و وظیفه این کشور تنها تضمین ترانزیت بی‌وقفه بین ترکیه و آسیای مرکزی است و وابسته کردن ایروان به ترکیه و باکو برای تامین نیاز‌های اقتصادی باعث خواهد شد این کشور در آینده هم امکان بازگیری مستقل را از دست بدهد و هم نتواند استقلال و تمامیت ارضی خود را حفظ کند.

دستور کار واقعی که شورای آتلانتیک در امریکا به پیش برده و به وضوح توسط چند بازیگر غربی مورد تایید است، ادغام نهایی ارمنستان در نظام کشور‌های ترک است. پروژه مسیر ترامپ در نهایت به دروازه ژئوپولیتیکی تبدیل می‌شود که در آن حاکمیت یک کشور در  قالب بازی دیگران مبادله می‌شود.

چنین تحولی چالش‌های جدی تاریخی و اخلاقی را برای ارمنستان به همراه دارد که مربوط به پذیرش فضای ژئوپلیتیکی تحت رهبری ترکیه با هدایت آمریکا بوده و این امر برای ارمنستان دردناک است. ترکیه کشوری است که نقش آن در از دست رفتن مکرر قلمروی ارمنستان، نسل‌کشی ارامنه و همچنین در حمایت از باکو در جنگ‌های قراباغ و پاکسازی قومی در این منطقه همچنان زخمی التیام نیافته در حافظه جمعی مردم ارمنستان محسوب می‌شود. به همین دلیل است که انتخابات آینده ۲۰۲۶ نه تنها اهمیت سیاسی، بلکه اهمیت تمدنی نیز پیدا می‌کند و تعیین می‌کند که آیا ارمنستان قادر به حفظ هویت و حاکمیت منحصر‌به‌فرد خود خواهد بود یا خیر. کلید حل مساله این است که مردم ارمنستان درک کنند تسلیم قراباغ پایان درگیری‌های نظامی آنها نبود، بلکه اولین مرحله از فرایند ادغام این کشور در جهان ترک بود. شکست در جنگ قراباغ، خلأ امنیتی برای ارمنستان ایجاد کرد که برای پرکردن آن طرح‌هایی با هدف کشاندن ارمنستان به عضویت در سازمان کشور‌های ترک اجرا می‌شود.

ارمنستان چه باید بکند؟

به نظر می‌رسد تقویت مولفه‌های هویتی و تمدنی ملی گرایانه در ارمنستان باید مورد توجه جدی باشد. اگر چه منطقی است که ارمنستان به دنبال افزایش تنوع در شرکای اقتصادی، تجاری و امنیتی خود باشد. اما منطقی نیست ایروان کشور‌هایی را بدین منظور انتخاب کند که در صورت امکان برای نابودی هویت مستقل این کشور تردیدی ندارند. ارامنه باید به تاریخ ۳۰۰۰ ساله خود، قهرمانان ملی خود، زبان و خط و کلیسای مستقل ارمنی ببالند و برای معرفی این عقبه تاریخی و هویتی و تمدنی به نسل جوان در این کشور تلاش کنند و تصور نکنند رفاه موقت ناشی از وعده‌های غرب به مردم ارمنستان قرار است دائمی باشد. استقلال را نباید با تکیه مطلق بر یک قدرت خارجی اشتباه گرفت. این اشتباه قبلا در مورد روسیه انجام شده و اگر قرار باشد دوباره در مورد آمریکا و متحدان آن مانند ترکیه انجام شود، ویرانگر خواهد بود. ارمنستان نباید به طور کامل در هیچ بلوک هویتی ـ امنیتی (جهان ترک، اوراسیای روسی و ناتو) قرار بگیرد.

از سوی دیگر ایران نیز باید برای افزایش درهم تنیدگی اقتصادی با ارمنستان و رفع نیاز‌های این کشور تلاش جدی تری می‌کرد. همکاری در حوزه تامین سوخت پایدار و دیگر حوزه‌های مغفول اقتصادی بار‌ها مورد تاکید کارشناسان قفقاز بوده که مورد توجه قرار نگرفته است. دو کشور با همکاری در حوزه‌هایی همچون فناوری اطلاعات و ایجاد شبکه کریدوری کامل از دریای عمان تا گرجستان می‌توانند منافع متقابل یکدیگر را تامین کنند.

بازسازی رابطه راهبردی ایران و ارمنستان و امضای یک توافقنامه جامع راهبردی بین دو کشور اهمیت دارد. ایران تنها همسایه ارمنستان است که پروژه حذف هویت ارمنی را تعقیب نمی‌کند، به جهان مهاجم ترک تعلق ندارد و از اتصال زمینی مستقیم ایران و ارمنستان حمایت می‌کند. ارمنستان برای حفظ استقلال خود نیازمند تعمیق همکاری با ایران در حوزه‌های انرژی، ترانزیت و امنیت مرزی است و باید در برابر فشار غرب برای کاهش روابط با تهران مقاومت کند. زیرا قطع مرز زمینی یا تضعیف روابط با ایران به معنای محاصره مرگبار ارمنستان توسط جهان ترک است.

نه گفتن شفاف به پروژه‌های هویتی پان‌ترکی باید در دستور کار ارمنستان باشد. ارمنستان باید به طور رسمی و علنی ایده ادغام فرهنگی و تمدنی در جهان ترک را رد کند و هر نوع عضویت ناظر، مشارکت نرم، یا پروژه فرهنگی مشترک هویتی با ترکیه و باکو را خط قرمز خود اعلام کند. تردیدی نیست که نخست همکاری اقتصادی با باکو و ترکیه مطرح خواهد شد، پس از آن نفوذ فرهنگی در دستور کار خواهد بود و سپس بازنویسی و جعل تاریخ ارمنستان به گونه‌ای رخ خواهد داد که نسل‌های بعدی این کشور واقعیت را از یاد خواهند برد. گفتنی است که پان ترک‌ها طرح‌های مشابهی را برای جعل تاریخ و هویت مناطق آذری ایران و ایجاد پیوند نزدیک اقتصادی میان استان‌های آذری ایران با باکو و ترکیه و دور کردن آذری زبان‌های ایران از سایر مردم کشور در سال‌های اخیر در دست اجرا داشته‌اند و با توجه به یکسان بودن کارفرمای این طرح‌ها (غرب و اسرائیل) روش پیشبرد این طرح‌ها نیز یکسان است.

سیاستمداران ارمنستان باید امنیت ملی خود را به طور مستقل و نه نیابتی تعریف کرده و آن را به افراد غیرقابل پیش بینی و دمدمی مزاجی مانند ترامپ گره نزنند. ارمنستان نباید ارتش خود را به پیمانکار امنیتی غرب یا روسیه تبدیل کند یا امنیتش را به تضمین‌های کلامی ترامپ بسپارد. ایران می‌تواند در این زمینه مانند همیشه نقشی موثر ایفا کرده و به ارمنستان کمک کند تا برای خود بازدارندگی دفاعی ایجاد کند. فراموش نکنیم تنها ایران بود که با انجام مانور‌های مستقل و مشترک با ارمنستان و تاکید ده‌ها باره بر ضرورت حفظ مرز‌های دو کشور جدیت خود در این زمینه را ثابت کرده است. فراموش نکنیم کشوری که توان دفاع از خود را نداشته باشد، ناچار خواهد شد هویتش را معامله کند.

ارمنستان در جنگ روایت‌ها نیز عقب افتاده و منفعل عمل می‌کند. در حالی که باکو مرتبا ایده آذربایجان غربی را برای اسکان دادن اتباع خود در ارمنستان مطرح می‌کند، مقامات ایروان تنها نظاره گر این یاوه گویی‌ها هستند. پان‌ترکیسم هم در ایران و هم در ارمنستان فعال بوده و با رسانه‌های خود به صورت هدفمند عمل می‌کند. در این شرایط روایت ارمنی نباید تدافعی، احساسی و محدود به گذشته باقی بماند. تمدن ارمنی به‌عنوان پل متصل کننده قفقاز، مدیترانه و ایران باید بازتعریف شده و در دانشگاه‌ها، اندیشکده‌ها و رسانه‌های ایرانی و غربی مطرح شود. هر دو کشور باید نسل جدید دیپلمات و روایت‌گر تربیت کنند که سربازان جنگ نرم باشند.

*کارشناس مسائل قفقاز و آسیای مرکزی

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha
آخرین اخبار