باشگاه خبرنگاران جوان؛ مریم رضایی - مصطفی ملکوتیان در شانزدهمین نشست سالانه اندیشمندان و استادان درس انقلاب اسلامی دانشگاهها با موضوع «واکاوی ابعاد مختلف دفاع مقدس ۱۲ روزه و فتنه آمریکایی – صهیونی دیماه ۱۴۰۴» اظهار کرد: در دانشگاههای غربی، پژوهشهای علمی درباره پیامدهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی انقلابها چندان مورد توجه قرار نمیگیرد؛ بلکه تمرکز اصلی آنان بر بررسی علل و عوامل شکلگیری انقلابهاست.
او با اشاره به دیدگاه فِرد هالیدی، متخصص روابط بینالملل و امور خاورمیانه، گفت: هالیدی در مقاله «انقلاب و روابط بینالملل» تأکید میکند که غرب اصولاً با وقوع انقلابها مخالف است، زیرا انقلابهای اصیل منافع آنها را به چالش میکشد؛ از همین رو درباره انقلابهایی که موجب تغییرات داخلی و بینالمللی میشوند، کمتر سخن میگویند.
ملکوتیان با اشاره به اینکه انقلاب اسلامی ایران در دسته انقلابهای بزرگ قرار میگیرد، افزود: انقلابها از منظرهای مختلف دستهبندی شدهاند. برخی آنها را به انقلابهای سیاسی و اجتماعی تقسیم میکنند و برخی مانند ساموئل هانتینگتون، از انقلابهای شرقی و غربی سخن میگویند. به گفته همین نظریهپردازان، انقلاب اسلامی ایران در زمره انقلابهای اجتماعی قرار میگیرد. یکی از دلایل اطلاق عنوان «انقلاب کبیر» به انقلاب اسلامی، آرمانهای جهانشمول و وجود رهبری قدرتمند و تحولآفرین است که در پی برهم زدن نظم سلطهگرای جهانی بوده است.
عضو گروه علوم سیاسی شورای تحول علوم انسانی ادامه داد: هرچه ابعاد بینالمللی یک انقلاب گستردهتر باشد، احتمال قرار گرفتن آن در گروه انقلابهای بزرگ بیشتر است. انقلاب اسلامی ایران طی ۴۷ سال گذشته، از نظر منطقهای، بینالمللی و الهامبخشی، انقلابی قدرتمند بوده و در هیچیک از دستهبندیهای شرقی یا غربی نمیگنجد.
ملکوتیان با اشاره به «جامعیت آرمانی» بهعنوان یکی از دلایل گستردگی بازتاب انقلاب اسلامی در سطح منطقه و جهان گفت: آرمان انقلاب ۱۷۸۹ فرانسه بر آزادی، انقلاب ۱۹۱۷ روسیه بر برابری اقتصادی و انقلاب ۱۹۶۲ الجزایر بر استقلال متمرکز بود؛ اما انقلاب ۱۳۵۷ ایران مجموعهای از آرمانهای عدالت، آزادی، معنویت، پیشرفت، استقلال و اخلاق را در کنار هم داشت. همین جامعیت سبب شد انقلاب اسلامی در سراسر جهان بازتاب یابد. برای نمونه، در آمریکای لاتین، جنبشهای استقلالطلبانه و جریان «الهیات رهاییبخش» بهطور جدی از انقلاب ایران الهام گرفتند و امروز بسیاری از دولتهای مخالف غرب در این منطقه، انقلاب اسلامی را الگوی خود معرفی میکنند. همچنین رهبری الهی، قاطع و شجاع امام خمینی (ره) و پس از ایشان رهبر معظم انقلاب، نقش مهمی در این الگوپذیری جهانی داشته است.
او در ادامه با اشاره به «عدم ارتجاع، تأثیرگذاری جهانی و نقش دائمی مردم» در انقلاب اسلامی گفت: استمرار انقلاب اسلامی خود الهامبخش است. اینکه غرب نتوانسته با آن مقابله کند و بارها شکست خورده، نشاندهنده تأثیرگذاری آن در نقاط مختلف جهان است. نظریهپردازان روابط بینالملل چهار نوع بازتاب و تأثیر انقلاب اسلامی را شناسایی کردهاند.
ملکوتیان نخستین بازتاب را «بازتاب علمی، فکری و فرهنگی» دانست و افزود: انقلاب اسلامی چالشهایی در حوزه فرا نظری، ساختاری، هنجاری و نهادی برای غرب ایجاد کرده است. چالش فرا نظری به مسائل هستیشناختی بازمیگردد؛ همانگونه که مارکسیستها در نهایت در این حوزه دچار شکست شدند. یکجانبهگرایی غرب نیز سرانجام به بنبست خواهد رسید. در آمریکای لاتین شاهد چالشهای ساختاری کشورها با آمریکا هستیم. در حوزه هنجاری، مردمسالاری دینی بهویژه در جهان اسلام تأثیرگذار بوده و در حوزه نهادی، پیشنهادهای ایران در پارلمان بینالمجالس اسلامی بازتابهای مهمی در روابط بینالملل داشته است. از نظر فرهنگی نیز انقلاب اسلامی با ترویج فرهنگ استقلال، مردمسالاری دینی، استکبارستیزی و احیای نمادهای دینی مانند حجاب، عزاداری، نماز جمعه و جماعت، تقریب مذاهب و بیداری اسلامی، اثرات آشکاری بر جهان گذاشته است. در مجموع، انقلاب اسلامی افق جدیدی را در برابر جهان گشوده و مسیر تازهای را در علوم انسانی ایجاد کرده است.
او در توضیح دومین بازتاب انقلاب اسلامی، یعنی «تحولات قدرت راهبردی»، گفت: پیروزی انقلاب و خروج ایران از پیمان سیتو، دیواره دفاعی غرب را فرو ریخت و تصویر قدرتمند آمریکا در ذهن جهانیان را تضعیف کرد.
استاد دانشگاه سپس به «بازتاب انقلاب اسلامی بر حرکتها و جنبشها» اشاره کرد و گفت: با پیروزی انقلاب، بسیاری از جنبشهای اسلامی و غیر اسلامی که پیشتر غیرفعال بودند، مانند اخوانالمسلمین، حزبالله لبنان، جهاد اسلامی فلسطین، حماس و جنبشهای شمال آفریقا، به حمایت از انقلاب اسلامی پرداختند.
او در پایان با اشاره به «بازتاب انقلاب اسلامی بر نظام جهانی» اظهار کرد: انقلاب اسلامی با شعار «نه شرقی، نه غربی» و مبارزه با استعمار و استکبار، زمینه تغییرات بزرگ در نظام سیاسی جهانی را فراهم کرده است. عضویت ایران در سازمان همکاری شانگهای و بریکس، گامی در جهت مشارکت در یک اقتصاد جهانی عادلانه است. ایران با موقعیت ژئوپلیتیک ممتاز خود در اتصال سه قاره، میتواند به قلب ترانزیت جهانی تبدیل شود.