باشگاه خبرنگاران جوان؛ مهدی سیف تبریزی - در روزهای که جهان در شوک ابعاد حیرت آور پرونده اپستین و التهاب تنشهای میان ایران و آمریکا قرار دارد اوکراین روزهای سردِ سردِ خود را چه در میدان و چه در حوزه دیپلماسی میگذراند. جمعه شب، آسمان اوکراین بار دیگر شاهد یکی از سنگینترین عملیاتهای ترکیبی روسیه بود؛ حملاتی که با استفاده از بیش از ۴۵۰ پهپاد انتحاری و ۷۰ فروند موشک بالستیک، شاهرگهای باقیمانده انرژی در کییف، خارکف و اودسا را هدف قرار داد. این بمبارانها که شرکت «اوکرینرگو» آن را ویرانگرترین ضربه به بدنه صنعت برق اوکراین از ابتدای سال ۲۰۲۶ توصیف کرده. این موضوع بار دیگر نشان داد جنگ اوکراین وارد مرحلهای فرسایشی و بیرحمانه شده است؛ مرحلهای که در آن، فشار اصلی نه بر خطوط مقدم، بلکه بر توان زیستی و اقتصادی کشور وارد میشود. حملات سنگین روسیه در شرایطی رخ میدهد که همزمان، گزارشهای از پشت پردههای دیپلماتیک در واشنگتن، یک «معامله بزرگ» را به مشام میرساند.
خبرگزاری رویترز در گزارشی فاش کرد که دولت ایالات متحده به رهبری تیم مذاکرهکننده جدید خود، هدفی بلندپروازانه را دنبال میکند: «دستیابی به توافق صلح تا ماه مارس (اسفند ماه) و برگزاری انتخابات سریع در اوکراین در ماه مه». این گزارش نشان میدهد که واشنگتن برای خروج از باتلاق پرهزینه اوکراین عجله دارد. کنار هم قرار گرفتن این دو خبر یعنی خاموشی شهرها و شتاب دیپلماسی، برای بسیاری در اوکراین این پیام نگرانکننده را دارد که سرنوشت جنگ، شاید نه در میدان نبرد، بلکه پشت درهای بسته و بدون حضور واقعی کییف رقم بخورد.
کییف و کابوس صلح بدون اوکراین
ولودیمیر زلنسکی بیش از هر زمان دیگری نگران است؛ نه فقط از پیشروی تدریجی نیروهای روسیه، بلکه از احتمال شکلگیری یک تفاهم راهبردی میان مسکو و واشنگتن. نگرانی اصلی رئیسجمهور اوکراین این است که دو قدرت اصلی درگیر، به این جمعبندی برسند که ادامه جنگ هزینهای بیش از منافع آن دارد و بتوان بدون حضور مؤثر نمایندگان کییف، چارچوبی برای پایان جنگ ترسیم کرد.
برای دولت اوکراین، چنین سناریویی چیزی فراتر از یک شکست دیپلماتیک است؛ این به معنای از دست رفتن کنترل بر آینده سیاسی و جغرافیایی کشور خواهد بود. زلنسکی بهخوبی میداند که در هر توافق احتمالی میان آمریکا و روسیه، اولویت واشنگتن نه حداکثر خواستههای کییف، بلکه مهار بحران، کاهش هزینهها و تمرکز بر پروندههای مهمتر جهانی خواهد بود. در چنین شرایطی، اوکراین از یک «شریک استراتژیک» به یک «پرونده حلوفصلشده» تنزل پیدا میکند.
اظهارات مقامات اوکراینی در هفتههای اخیر، که بر «ضرورت حضور کییف در هر مذاکرهای» تأکید دارد، بیش از آنکه نشانه اعتمادبهنفس باشد، بازتاب نوعی اضطراب سیاسی است. اضطرابی که ریشه در واقعیتهای میدانی و توازن قوا دارد؛ واقعیتی که نشان میدهد اوکراین دیگر در موقعیت دیکتهکردن شروط صلح نیست.
توافق سخت؛ صلحی که بهای آن زمین است
بحث از «توافق سخت» در مورد اوکراین، بهمعنای پذیرش مجموعهای از تصمیمات تلخ و پرهزینه است؛ تصمیماتی که سالهاست کییف تلاش کرده از آنها بگریزد. چنین توافقی، در سادهترین تعریف، به معنای توقف جنگ در ازای واگذاری عملی بخشهایی از شرق و جنوب اوکراین است؛ مناطقی که روسیه یا بهطور کامل در اختیار دارد یا کنترل نظامی آن را تثبیت کرده است.
واقعیت این است که در ماههای گذشته، روسیه نهتنها موفق شده خطوط خود را حفظ کند، بلکه در برخی محورها پیشرویهای تدریجی، اما پیوستهای داشته است. این پیشرویها، هرچند کند، اما نشاندهنده برتری در جنگ فرسایشی است؛ جنگی که در آن، طرفی پیروز است که ذخایر انسانی، صنعتی و انرژی بیشتری داشته باشد. در این معادله، روسیه با وجود تحریمها، همچنان از عمق راهبردی، توان صنعتی و ظرفیت بسیج بالاتری نسبت به اوکراین برخوردار است.
در مقابل، اوکراین با کاهش شدید نیروی انسانی، فرسودگی تجهیزات، وابستگی کامل به کمکهای خارجی و بحران انرژی روبهروست. ادامه جنگ، بدون چشمانداز روشن پیروزی، به معنای از دست دادن زمینهای بیشتر است. بهبیان دیگر، هر ماه تأخیر در توافق، میتواند نقشه نهایی اوکراین را کوچکتر کند؛ پارادوکسی تلخ که زلنسکی و متحدانش حاضر نیستند بهصراحت آن را بپذیرند. توافق سخت، از نگاه بسیاری از تحلیلگران، نه نتیجه ضعف دیپلماتیک، بلکه پیامد اجتنابناپذیر یک جنگ نابرابر است؛ جنگی که با خوشبینی سیاسی آغاز شد و با واقعگرایی ژئوپلیتیک به پایان خواهد رسید.
ماراتن ابوظبی و ضربالاجل ژوئن
دور دوم مذاکرات سهجانبه در ابوظبی، با حضور نمایندگان روسیه، اوکراین و میانجیگری مستقیم تیم استیو ویتکاف و جرد کوشنر، اگرچه به آزادی ۳۱۴ اسیر جنگی منجر شد، اما پرده از یک «ضربالاجل» بزرگ برداشت. واشنگتن به صراحت اعلام کرده است که میخواهد تا ژوئن ۲۰۲۶ (تیرماه ۱۴۰۵) پرونده نظامی اوکراین را ببندد. این فشار زمانی، اوکراین را در موقعیت ضعف قرار داده است.
در مذاکرات ابوظبی، روسیه با موضعی مقتدرانه بر روی خواستههای خود ایستادگی کرد. آنها میدانند که زمان به نفع مسکو و به ضرر کییف در حرکت است. آینده این مذاکرات که قرار است در دورهای بعدی در میامی ادامه یابد، به شدت تحت تاثیر این واقعیت است که غرب دیگر تمایلی به تأمین هزینههای سرسامآور دفاعی اوکراین ندارد. ضربالاجل ژوئن در واقع پیامی به زلنسکی است: «یا تا تابستان به توافق میرسی، یا به تنهایی با ماشین جنگی روسیه روبهرو خواهی شد.»
فرسایش یک کشور؛ بهای جاهطلبی سیاسی
آمارهای مربوط به کشتهها، زخمیها و مهاجران اوکراینی، تصویری تلخ از وضعیت کنونی این کشور ارائه میدهد. میلیونها نفر کشور را ترک کردهاند، صدها هزار نفر از چرخه تولید خارج شدهاند و بخش انرژی، بهعنوان ستون فقرات اقتصاد، زیر ضربات مستمر حملات روسیه در حال فروپاشی است. این فرسایش، صرفاً نظامی نیست؛ بلکه اجتماعی و اقتصادی است و اثرات آن برای دههها باقی خواهد ماند.
در این چارچوب، بسیاری معتقدند جنگی که با ترکیبی از حماقت سیاسی، محاسبات اشتباه و جاهطلبی شخصی زلنسکی تشدید شد، اکنون به نقطهای رسیده که ادامه آن هیچ دستاوردی جز ویرانی بیشتر ندارد. واقعیت تلخ این است که پایان جنگ، بهاحتمال زیاد با واگذاری ارضی همراه خواهد بود؛ واگذاریای که اگر زودتر انجام شود، شاید از خسارات بیشتر جلوگیری کند.
اروپا و آمریکا، که اوکراین را به ادامه مقاومت تشویق کردند، اکنون بهتدریج در حال فاصله گرفتن از هزینههای این جنگ هستند. در این میان، روسیه با صبر راهبردی و اتکا به منطق قدرت، توانسته معادله را به نفع خود تغییر دهد. شاید به همین دلیل است که «روزهای خاموش اوکراین» تنها یک توصیف شاعرانه نیست؛ بلکه بازتاب واقعیتی است که در آن، صدای تصمیمگیری از کییف بهتدریج دور میشود و سرنوشت کشور در جایی دیگر رقم میخورد.