شبکه‌های اجتماعی بیش از هر زمان دیگری ما را در حلقه‌ای بسته از باور‌های خودمان حبس کرده‌اند؛ جایی که لایک‌ها جای استدلال را می‌گیرند.

باشگاه خبرنگاران جوان - شبکه‌های اجتماعی قرار بود جهان را به هم نزدیک‌تر کنند؛ اما در عمل، آنچه بیش از هر چیز تقویت شد، نه گفت‌وگو بلکه «اطمینان کاذب» بود. اطمینانی که به ما القا می‌کند حق با ماست، اکثریت با ما هستند و روایت ما، روایت غالب جامعه است. این همان چرخه‌ خودفریبی است؛ چرخه‌ای آرام، نامرئی و بسیار قدرتمند.

ساختار شبکه‌های اجتماعی بر پایه‌ «تعامل» طراحی شده است، نه بر پایه‌ «حقیقت». الگوریتم‌ها محتوایی را تقویت می‌کنند که بیشتر دیده شود، بیشتر واکنش بگیرد و بیشتر احساس برانگیزد. نتیجه آن است که ما بیش از آنکه با دیدگاه‌های متنوع مواجه شویم، با نسخه‌ای تقویت‌شده از باورهای خودمان روبه‌رو می‌شویم. آنچه لایک می‌کنیم، دوباره به ما برگردانده می‌شود؛ آنچه می‌پسندیم، بیشتر نمایش داده می‌شود؛ و آنچه مخالف ماست، به‌تدریج از میدان دیدمان حذف می‌شود، این فرایند ما را دچار یک نابینایی تدریجی می‌کند.

در چنین فضایی، ما وارد «اتاق پژواک» می‌شویم؛ جایی که صداها بازتاب همان صدای خودمان هستند. چند ده یا چند صد کامنت همسو کافی است تا این تصور شکل بگیرد که «همه همین را می‌گویند». اما آن «همه»، در واقع فقط دایره‌ای محدود از کاربران مشابه ماست. شبکه اجتماعی، با انتخاب‌گری هوشمند خود، واقعیت را فیلتر می‌کند و ما را در یک جهان کوچک اما پرهیاهو قرار می‌دهد، حالا در این مرحله علاوه بر نابینایی، ناشنوایی هم بر ما عارض شده است.

چرخه خود فریبی با چنین مکانیسمی کار می‌کند:

  1. باور اولیه
  2. تقویت الگوریتمی
  3. دریافت بازخورد همسو
  4. افزایش اطمینان
  5. طرد دیدگاه مخالف
  6. رادیکال‌تر شدن باور

این روند به‌تدریج قدرت تردید را از ما می‌گیرد. ما کمتر می‌پرسیم، کمتر می‌شنویم و بیشتر قضاوت می‌کنیم.

خطر اصلی این چرخه، صرفاً اختلاف نظر نیست؛ بلکه «فروپاشی گفت‌وگو» است. وقتی هر گروه تصور می‌کند اکثریت مطلق است، هیچ‌کس خود را نیازمند شنیدن دیگری نمی‌داند. نتیجه، جامعه‌ای است متشکل از جزایر جداگانه که هرکدام خود را مرکز حقیقت می‌دانند.

در این میان، احساس قدرتی که از همراهی مجازی می‌گیریم، اغلب با واقعیت بیرونی همخوانی ندارد. بارها دیده‌ایم موجی که در شبکه‌های اجتماعی عظیم به نظر می‌رسد، در جهان واقعی بازتاب محدودی دارد. این شکاف، خود می‌تواند به سرخوردگی تازه‌ای منجر شود؛ زیرا تصویری که از «اکثریت بودن» ساخته‌ایم، ناگهان با واقعیت اجتماعی تطابق پیدا نمی‌کند.

چرخه‌ خودفریبی، آرام و بی‌صدا عمل می‌کند. نه نیازی به سانسور دارد و نه به اجبار؛ کافی است ما تمایل طبیعی‌مان به تأیید شدن را دنبال کنیم. الگوریتم‌ها همین تمایل را تغذیه می‌کنند و به ما نسخه‌ای راحت‌تر، ساده‌تر و مطمئن‌تر از جهان ارائه می‌دهند.

خروج از این چرخه دشوار اما ممکن است. نخستین گام، پذیرش این واقعیت است که آنچه می‌بینیم، «تمام واقعیت» نیست؛ بلکه «واقعیتی گزینش‌شده» است. تردید سالم، گفت‌وگوی واقعی و مواجهه آگاهانه با دیدگاه‌های مخالف، تنها ابزارهایی هستند که می‌توانند این چرخه را متوقف کنند.

در نهایت، مسئله فقط تکنولوژی نیست؛ مسئله شیوه‌ زیستن ما در دل تکنولوژی است. اگر نپذیریم که ممکن است خطا کنیم، اگر نخواهیم بشنویم، و اگر از احساس اکثریت بودن لذت ببریم، چرخه ادامه خواهد یافت.

و در جهانی که هرکس خود را مرکز حقیقت می‌داند، حقیقت بیش از همیشه تنها خواهد ماند.

منبع: مهر

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha