باشگاه خبرنگاران جوان- در تاریکترین شبهای نبرد، جایی که امواج خروشان دریای سرخ شاهد خاموش حماسهها بودند، مردان آهنین ناوگروه «دنا» در اوج اقتدار و صلابت، در مسیر افتخار گام برمیداشتند. آنان نه برای شعلههای جنگ، که برای آموختن و بالیدن، برای تمرین صلابت و نمایش اقتدار ایران، در دل آبهای آزاد لنگر انداخته بودند. رزمایشی که قرار بود نماد «قدرت صلح» و «امنیت پایدار» باشد، ناگهان به صحنه تلخ و ناجوانمردانه خصومت تبدیل گشت.
هنگامی که عقربههای ساعت، زمان موعود رزمایش را نشان میداد، و آسمان نقاشی ستارگان را بر چهره داشت، سایه شوم خصم آمریکا و رژیم صهیونیستی، ناوگروه «دنا» را در آغوش کشید.
این حمله، نه در میانه نبردی رودررو، که در اوجِ آرامش و برای نمایش اقتدار دفاعی کشورمان رخ داد. شهدای دریانورد «دنا»، قهرمانانی بودند که در راه اعتلای نام ایران، جام شهادت را نوشیدند. آنان نه سربازان خط مقدم جنگ، که دلیرمردانی بودند که در کسوت دریانوردان رشید نیروی دریایی ارتش، پیامآور صلح و ثبات در آبهای آزاد بودند.
این حمله ناجوانمردانه، که دستهای پشت پرده آمریکا و اسرائیل آن را هدایت میکردند، نه تنها ضربهای بر پیکر ناوگروه «دنا»، بلکه سیلی بر صورت صلح و امنیت منطقهای بود. یاد این شهدای گرانقدر، که در سکوت دل آبها، جان خود را فدای اقتدار ایران کردند، تا ابد در سینه تاریخ این سرزمین خواهد درخشید.
«بهعنوان یک نظامی دریانورد که از توانمندیهایمان تا حد زیادی آگاهم همیشه ذهنم درگیر این مسئله بود که چرا دائماً ما را به روزگاران گذشته و افتخارات پشتسر ارجاع میدهند. البته که تاریخ آموزنده است و به افتخاراتی که پیشینیانمان به دست آوردهاند میبالیم، اما گاهی احساس میکنم این ارجاع دادنها تحقیرآمیز است. شما در ۲۵۰۰ سال گذشته هرچه بودی، بودی؛ باید ببینی الآن چه هستی! مُدام در این فکر بودم که چرا یک کشور ۶ یا ۷ پایگاه در سطح جهان داشته باشد و ما حتی یکی هم نداشته باشیم؛ یا اینکه چرا ناوهای آنها میتوانند تا اینجا، تا پشت مرزهای ایران ما بیایند، اما ما نمیتوانیم بهسمت آنها برویم!
این سخنان امیر شهرام ایرانی، فرمانده نیروی دریایی ارتش، یک نشانه است؛ نشانهای از اینکه هر ماجرای بزرگی با یک رؤیا، حرکت کوچک یا سؤال ناگهانی شروع میشود. البته وقایع مهم و تاریخساز اغلب چنین ریشهای دارند؛ از آرزویی دستنیافتنی جان میگیرند و بعد رؤیایی محال مینمایند و درنهایت با معجزه حرکت و عمل در آغوش کشیده میشوند.
این وقایع و ماجراها هیچگاه خودبهخود پیش نیامدهاند؛ همیشه ارادههای بزرگی بودهاند که تصمیمی بزرگ گرفتهاند و با تکیه بر توانهای ناشناخته یا قدرنادیده انسانها به انجام رسیدهاند. هرآنچه امروزه بهعنوان تاریخ و تاریخسازان میشناسیم حاصل همین ارادهها و تصمیمها است.
انسان بیاراده و بیتصمیم انسان واداده و منفعل است؛ و پیشینیان ما چه خوش گفتهاند که اگر حرکتی نباشد، برکتی نیز در زندگی نخواهد بود. این ارادهها بودهاند که با راهاندازی جنبشها و حرکتهای اثرگذار ملتها را ساختهاند و بزنگاههای مهم در سرگذشت بشر را رقم زدهاند. اگر امروز انسان در رفاه و آسایش و امنیت است، و اگر امکانات در دسترس بشر چیزی فراتر از رؤیاهای حتی خیرخواهترین اندیشمندان و روشنفکران تاریخ است، همه نتیجه معطل نماندن و اقدامات مردان و زنان اهل عمل است.
نباید معطل ماند؛ باید فرصتها را ساخت و امکانات را آفرید؛ و در این مسیر همهچیز به آگاهی باز میگردد. اگر بینش و اراده معطوف به عمل باشد، اتفاقات بزرگ رقم خواهند خورد. آنچه در سفر بزرگ، هیجانانگیز و تاریخساز دور دنیای نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران رخ داد همه محصول اجتماع همین ویژگیها بود: بینش، اراده و عمل! ماجرای بزرگ ناوگروه ۸۶ نیروی دریایی راهبردی ارتش جمهوری اسلامی نیز اینچنین شروع شد؛ بینشی تاریخی و نگاهی راهبردی با اراده دریادلان پیوند خورد و بعد نوبت به عمل رسید!
بعد از سال ۱۳۹۰ که از کانال سوئز عبور کردیم و به مدیترانه رفتیم، طرحی پیشنهاد شد که تا ونزوئلا برویم؛ یعنی ایران تا قاره آمریکا برود و پرچمش را نشان دهد. در آن برهه گفتند امکانش نیست و همین حرف هم پذیرفته شد، اما از عملی کردن این رؤیا دست برنداشتیم. بلکه برعکس، اتفاقاً این خواسته و تمنا هرچه عقبتر افتاد خواستنیتر و عمیقتر شد.
این سخن امیر شهرام ایرانی نشان میدهد فرماندهان نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی آرامآرام مقدمات عملی کردن رؤیاهای بزرگ را فراهم میکنند. وقتی حرکت و تحول وضعیت را عملی کنیم، فکرهای گذرا کمکم ماندگار و جدی میشوند و آن قاعدهای که در آغاز اشاره شد خواهناخواه اجرا میشود.
در دوره جدید وقتی فرماندهی تازهنفس نیروی دریایی ارتش خدمت مقام معظم رهبری رسید جملهای از ایشان شنید که برایش راهگشا شد و آن برنامه برزمینمانده را به جریان انداخت. در آن دیدار، بعد از تقدیم برنامهها، رهبر شهیدمان نکتهای را گوشزد کرد که از انتظاری تاریخی از نیروی دریایی ارتش حکایت میکرد. ایشان فرمود: «دریانوردیهای طولانی برای نیروی دریایی نعمت است.» و بعد از فرماندهی سؤال کرد: «برای اینگونه مأموریتها چه برنامهای دارید؟» فرمانده آن روز نقشه آمادهای برای چنین مأموریتی نداشت، بنابراین به طرح فکری که داشت و رؤیایی که پیشتر ساخته بود بسنده میکند. امیر ایرانی دراینباره میگوید:
دلم را به دریا زدم و گفتم: «اگر اجازه بفرمایید، میخواهیم کره زمین را دور بزنیم!» حضرت آقا به من نگاهی انداختند و فرمودند: «هرکسی مسئول میشود اولش از این حرفهای قشنگ میزند. اما مهم این است که حرفها عملی شوند و به اجرا در بیایند.» و بعد پرسیدند: «میتوانید؟» من هم با توکل به خدا گفتم: «شما دعا بفرمایید، ما اجرا میکنیم.»
تاریخ این دیدار نهم مهرماه سال ۱۴۰۰ است، و این روزی است که آیندگان دربارهاش خواهند گفت: «ملت ایران در چنین روزی تصمیم گرفت به یکی از رؤیاهای بزرگش جامه عمل بپوشاند.» امیر ایرانی ادامه داد: از محضر ایشان که بیرون آمدیم، اهمیت کار برایم بیشتر مشخص شد و عزمم جزم شد. به نظرم دیگر وقتش بود این کار را انجام بدهیم. مسئله فقط مسئلۀ نیروی دریایی نبود؛ مسئلۀ کشور و...
«امیر ایرانی در کوتاهترین زمان دستبهکار شد و اولین جلسه را با هدف انجام دادن این مأموریت تشکیل داد؛ با این موضوع که ببینیم وضعیتمان چیست و کجای کار هستیم. باید شرایط را برآورد میکردیم و امکانات و نیروهای موجود را در مواجهه با این کار بزرگ میسنجیدیم. در آن جلسه تصمیم گرفته شد که در تمام زمینهها تحرک ایجاد شود؛ امکانات موجود تقویت و ظرفیتهای معطلمانده شناسایی شود تا نیروها آماده انجام دادن کارهای بزرگ شوند؛ زیرا تا نیرو آماده نباشد و باور نکرده باشد که توانایی انجام دادن عملیات را دارد، امکانات به هیچ کاری نمیآیند. شیء چهکار میتواند بکند وقتی ارادهای انسانی نیست تا به حرکتش در بیاورد و از آن استفاده کند؟ نکته مهم بعدی برخورد علمی و فکرشده با مسئله است. علم و دانش پایه حضور در دریا است.
میخواستیم مسیری را طی کنیم که پیش از آن نرفته بودیم؛ پس هیچ شناخت و دانشی دربارهاش نداشتیم. تصور اقیانوسنوردی با ابزار و اسبابی که برای چنین مأموریتی تهیه و تدارک نشدهاند مشکل بود. در اقیانوس جز همین ابزار و وسایل هیچ تکیهگاه دیگری وجود ندارد؛ بنابراین باید آنقدر مستحکم و قدرتمند و اتکاپذیر باشند که بتوان با خیال آسوده مأموریت را آغاز کرد. ما در نیروی دریایی اصطلاحی داریم که میگوییم اقیانوس دهانش باز است؛ فقط کافی است خطایی محاسباتی کنید تا بهسادگی بلعیده شوید و هیچ نشانی از شما بر جا نماند. مثلاً اگر طوفانی اتفاق بیفتد، تهدیدها متفاوت و بزرگ است؛ یعنی وضعیتی رقم میخورد که اصلاً چیزی کمتر از جنگ ندارد. آدمهای غیردریایی تقریباً نمیتوانند تصوری از این طوفان داشته باشند؛ بسکه مهیب، غافلگیرکننده، و نابودگر است.
امیر ایرانی تصمیمش را درباره فرمانده این مأموریت از پیش گرفته بود؛ بنابراین همان ابتدا با امیر دریادار فرهاد فتاحی تماس گرفت. بیست روز از فرماندهی امیر ایرانی گذشته بود. من (امیر دریادار فتاحی) در دوره دافوس بودم. یک نفر از دبیرخانه تماس گرفت و گفت امیر فرمانده نیرو با شما کار دارند؛ زودتر خودتان را برسانید. گفتم کی بیایم؟ گفت ساعت هفتونیم، هشت عصر بیا! من تهران بودم؛ پس به دفترشان رفتم. اما بهدلیل شلوغی دفتر، حدود ساعت ده شب توانستم ایشان را ببینم. امیر از وقتی در بندرعباس بودم من را میشناخت. با هم خدمت میکردیم. خوشوبشی کردیم و گفتم بفرمایید! گفت: «فکری در ذهنم است. میخواهم دور زمین بچرخیم و توانمان را به دنیا نشان بدهیم.» گفتم: «وظیفه من چیست؟» گفت: «برو بررسی کن ببین این کار شدنی است یا نه. هم امکانش را با توجه به ظرفیتهای نیرو بسنج، هم چگونگی و زمان و مدتش را! مسیرها را پیدا کن و وضعیتشان را در فصول سال بررسی کن.»
و بعد مأموریت را کامل شرح داد و قرار گذاشتند تا جناب فتاحی تمام ابعاد چنین سفری را مطالعه کنند، گزارشی از ناوها بدهند و نیروها را جستوجو کنند و حتی مقدار سوخت لازم و طول مأموریت و مشکلات و تهدیدات را شناسایی کنند. جناب فتاحی پرسید: «چقدر فرصت دارم؟» امیر ایرا
نی میگوید: «یک هفته!» جناب فتاحی پاسخ میدهد: «در یک هفته نمیشود جمعوجورش کرد؛ کار بسیار سنگین است. بهعلاوه ما اصلاً در این مسیری که الآن مشخص کردهاید دریانوردی نکردهایم. بهخصوص اقیانوس آرام حتی مسیر کشتیهای نفتکشمان هم نیست تا بخواهیم از آنها اطلاعات بگیریم... به فرصت بیشتری نیاز دارم.» امیر ایرانی پاسخ میدهد: «شما شروع کن، اما به کسی چیزی نگو!»
امیر فتاحی بلافاصله از همان تهران و از اوایل شهریور سال ۱۴۰۰ کار پژوهشش را آغاز کرد. طبق دستور، به چند سازمان میرود و اطلاعات در زمینههای اشارهشده را درخواست میکند، اما دریغ از حتی یک کمک کوچک؛ و اینجا بود که احساس میکند در ابتدای راهی کاملاً ناشناخته است و خود و گروهش باید تمام این مسیر را تا لحظه حرکت گامبهگام کشف کنند و پیش بروند. «تازه اینجا بود که دریافتم تمام کار بر عهده خودمان است و انتظار کمک از دیگران فقط وقتمان را خواهد گرفت و مأموریت را به عقب خواهد انداخت.»
همیشه جنگ با طبیعت از جنگهای هولناک بوده است. اگر روی بدهد، واقعاً مهلک است؛ زیرا گاهی دیده شده است که خود انسان هم در نبرد علیه خود اقدام میکند؛ چون خود نیز از طبیعت و اصلاً جزو طبیعت است. ازهمینرو نگرانی اول تسلط بر آبوهوای اقیانوس بود. شناخت رفتار این پهنه پرجوشوخروش و پیشبینی مشکلاتش بخش مهمی از اقدامات اولیه بود. در نگاه اول ابزار در دسترس توسل به دادههای ماهوارهای بود که آنهم فقط تا دو روز آینده را میتوانست پیشبینی کند و گرهای از کار مأموریتی به این بزرگی و مهمی نمیگشود. اگر از مراجع بینالمللی درخواست میشد پیشبینیهای دو هفته بعد یا دو ماه آینده را بدهند، که معمولاً صددرصد درست از آب در نمیآمد، باید پول هنگفتی میپرداختیم.
در اینجا تازه مشکل بسیار بزرگی ظاهر شد: خرید اطلاعات از دشمن! اما...»
«کدام دشمن عاقلی به رقبا و دشمنان خود در حوزه نظامی خدمات میدهد و در این کار صادق است؟ هیچکس! صداقت در کمک به گسترش امکانات دشمن خیانت به ملت و کشور و آرمانهای ملی است. یعنی حتی اگر کسی پیدا شود چنین کاری کند، حتماً انحرافی و خطایی در اطلاعات میگنجاند تا برنامهای که ارائه میدهد نتیجهبخش نباشد؛ بنابراین این نظریه که از دیگران کمک بگیریم با اجماع مسئولان بهکل کنار گذاشته شد و قرار شد از توان و تجارب داخلی استفاده کنیم.
با عزیزانی در شرکت نفت و کشتیرانی تماس گرفتم؛ از همدورهایهای خودم در دانشگاه نوشهر بودند. آنها در سفر ناوگروه ۷۵ به سنپترزبورگ به ما کمک کرده بودند و اطلاعات خوبی در اختیارمان گذاشته بودند. در این مورد، اما گفتند آن مسیر را دریانوردی نکردهایم و نمیشناسیم.
این پاسخ کار را برای امیر فتاحی دشوارتر کرد و گروه پژوهش بهناچار مجبور شد به کتابخانه برود و به آثار مکتوب و منابع خارجیزبان پناه ببرد. نقشههای گوناگون در زمانها و ملل مختلف را بررسی کردند و حتی نقشههای هواشناسی را هم بهطور کامل دیدند. این فرایند با گروهی پنجنفره تقریباً دو ماه طول کشید. در همین ایام امیر ایرانی به بندرعباس سفر کرد و از جناب فتاحی خواست نتیجه مطالعات را گزارش کند.
ما گزارشی آماده کردیم و خدمت ایشان بردیم. در گزارش که بخشی از آن مصور و همراه با نمودارها و جدولها بود نشان داده بودیم چه زمانی باید حرکت کنیم، با چه امکاناتی، چگونه و از کدام راهها و چه بندرهایی باید بگذریم! همه را گفته بودیم و نقشههای جایگزین را هم دقیق مشخص کرده بودیم. نشان داده بودیم کار چقدر دشوار و البته چقدر جذاب و هیجانانگیز است. وقتی این را به حالت گزارش اولیه تفصیلی و مستند خدمت امیر دادیم، ایشان به این نتیجه رسیدند که مأموریت شدنی است، اما ملاحظاتی دارد.
پس وقتی به تهران بازگشتند، ستاد نیروی دریایی و تمام معاونتهایش را فرا خواندند و برنامه را از محرمانگی در سطح نیروهای ستاد در آوردند و گفتند: «بروید بهصورت عملیاتی وضعیت آبوهوا، شرایط، اطلاعات و امنیت، لجستیک و فنی را تحقیق کنید.» خلاصه هرکس مکلف میشود بخشی از کار را دست بگیرد.
تصمیم نهایی گرفته شده بود. جمهوری اسلامی میخواست مسیر تازهای در برابر خودش باز کند. قرار بود تاریخ بار دیگر جسارت فرزندان ایران را به چشم ببیند.»
گزارش بیان شده از کتاب «موج بلند» نوشته علیاصغر عزتی پاک است که به اقدامات ناوگروه۸۶ و چالشهای آنان پرداخته است. مأموریت تاریخی ناوگروه ۸۶ نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، نقطه عطفی در تاریخ دریانوردی و اقتدار دریایی کشور محسوب میشود. این مأموریت که از دل رؤیایی بلندپروازانه برای دور زدن کره زمین و با تکیه بر توانمندیهای بومی و تحقیقات عمیق داخلی آغاز شد، با پشت سر گذاشتن چالشهای فراوان و با اتکا به اراده پولادین متخصصان و فرماندهان نیروی دریایی، به ثمر نشست.
در این میان، حماسه شهدای گرانقدر ناوگروه دنا، یادآور عزم راسخ، ازخودگذشتگی و تعهد عمیق این عزیزان به میهن است. فداکاری آنان، ضامن تداوم حرکت در مسیر اقتدار و خودکفایی دریایی ایران شد و نامشان را در صفحات زرین تاریخ این سرزمین جاودانه ساخت.
منبع: مهر