باشگاه خبرنگاران جوان - این روزها اگر کمی در فضای مجازی بچرخیم، با ویدیوهایی مواجه میشویم که در ظاهر طنز و سرگرمکنندهاند؛ شخصیتهایی مثل «آقای پرتقال»، «خانم هلو» و «خانم پیاز» که ماجراهای روابط عاطفی، زندگی مشترک، پنهانکاری و خیانت را دستمایه خنده قرار میدهند. چند دقیقه میبینیم، میخندیم، برای دوستانمان میفرستیم و از کنار آن عبور میکنیم. اما آیا واقعاً موضوع فقط یک شوخی ساده است؟
طنز، وقتی درباره یک مسئله اجتماعی ساخته میشود، فقط آن را بازگو نمیکند؛ گاهی آرامآرام نگاه ما را به آن مسئله تغییر میدهد. وقتی خیانت بارها و بارها در قالب شوخی، دیالوگ بامزه و شخصیتهای کارتونی نمایش داده میشود، اتفاق خطرناکی ممکن است رخ دهد: قبح یک رفتار، کمکم شکسته شود. خیانت در زندگی مشترک فقط یک «سوتی خندهدار» یا یک ماجرای سرگرمکننده نیست.
پشت یک خیانت، معمولاً اعتماد یک انسان شکسته میشود. گاهی یک خانواده از هم میپاشد. گاهی کودکی قربانی تصمیم بزرگترها میشود. گاهی انسانی که سالها برای ساختن یک زندگی زحمت کشیده، با یک حقیقت تلخ، تمام گذشتهاش را زیر سؤال میبرد. اما فضای مجازی، همه این دردها را در چند ثانیه تبدیل میکند به یک کلیپ کوتاه و خندهدار. مسئله این نیست که چرا درباره خیانت طنز ساخته میشود. طنز همیشه بخشی از زندگی انسان بوده است.
مسئله این است که وقتی یک رفتار نادرست آنقدر تکرار شود که دیگر کسی از دیدنش تعجب نکند، چه اتفاقی برای حساسیت اخلاقی جامعه میافتد؟
امروز ممکن است به ماجرای «آقای پرتقال و خانم هلو» بخندیم؛ فردا ممکن است شنیدن خیانت برایمان آنقدر عادی شده باشد که دیگر حتی زشتی آن را احساس نکنیم.
از طرف دیگر، این ویدیوها یک واقعیت تلخ را هم به ما نشان میدهند: خیانت دیگر فقط یک موضوع پنهان در چهار دیواری خانهها نیست؛ تبدیل به بخشی از محتوای مصرفی روزانه ما شده است؛ و اینجا یک سؤال جدی مطرح میشود: آیا این حجم از محتوای خیانتمحور فقط نتیجه تغییر ذائقه مردم است، یا خودش هم در حال ساختن همین ذائقه است؟
فضای مجازی بر اساس توجه کار میکند. هرچه چیزی بیشتر دیده شود، بیشتر تولید میشود. هرچه بیشتر خندیده شود، بیشتر تکرار میشود؛ و وقتی خیانت تبدیل به سوژهای پربازدید میشود، سازنده محتوا هم انگیزه بیشتری برای بازتولید آن پیدا میکند.
در این میان، خطر اصلی شاید خودِ یک ویدیو نباشد؛ خطر، عادیشدن تدریجی یک فرهنگ است. فرهنگی که در آن همسر خیانتکار تبدیل به یک شخصیت بامزه میشود، فرد سوم تبدیل به سوژه شوخی، دروغ تبدیل به «زرنگی»، و شکستن اعتماد تبدیل به «طنز رابطه»! این در حالی است که زندگی واقعی، مثل پایان یک کلیپ چند دقیقهای نیست.
در زندگی واقعی، خیانت میتواند سالها اثر روانی و عاطفی بر آدمها بگذارد. اعتماد ازدسترفته همیشه بهسادگی برنمیگردد؛ و کودکی که شاهد فروپاشی خانواده است، نمیتواند با یک دکمه «بعدی» از آن ماجرا عبور کند. البته نباید هر محتوای طنزی را متهم به ترویج خیانت کرد. گاهی طنز دقیقاً برای نشان دادن زشتی یک رفتار ساخته میشود.
تفاوت در همینجاست: آیا ما داریم به یک رفتار نادرست میخندیم، یا داریم خودِ آن رفتار را خندهدار و بیاهمیت جلوه میدهیم؟ این دو، یکی نیستند. طنز میتواند آینه جامعه باشد؛ اما اگر مراقب نباشیم، میتواند به عینکی هم تبدیل شود که با آن زشتیها را زیبا و دردها را سرگرمی ببینیم. شاید بد نباشد وقتی دفعه بعد به چنین ویدیوهایی خندیدیم، چند ثانیه مکث کنیم و از خودمان بپرسیم: اگر به جای «آقای پرتقال» و «خانم هلو»، یک زن و شوهر واقعی بودند چه؟ اگر به جای یک کلیپ چند دقیقهای، یک زندگی بیستساله بود چه؟ اگر به جای یک کامنت خندهدار، فرزندی بود که شاهد فروپاشی خانهاش میشد چه؟ آن وقت شاید همان چیزی که در صفحه گوشی ما خندهدار به نظر میرسد، در زندگی یک انسان، یکی از تلخترین اتفاقات عمرش باشد.
خیانت، حتی وقتی لباس طنز میپوشد، خیانت است؛ و شاید جامعهای که به خیانت زیاد میخندد، باید قبل از خندیدن، کمی درباره دلیل این خنده فکر کند.
منبع: قدس آنلاین