باشگاه خبرنگاران جوان- سیدجواد حسینی فعال فرهنگی در یادداشتی که در اختیار ایسنا قرار داده است، نوشت: خوشا به حالت که دانستن برایت تنها افتخاری شخصی نبود؛ رسالتی بود برای روشنتر شدن راه دیگران. دانشات آرام و عمیق بود، همچون چشمهای که بیهیاهو میجوشد و تشنگان را سیراب میکند. علم برایت انباشتن دانستهها نبود؛ جستوجوی حقیقت بود. فیلسوفانه میاندیشیدی، ژرف مینگریستی و میکوشیدی میان عقل و ایمان پلی استوار بسازی.
خوشا به حالت که دانش را با تواضع درآمیختی. هرچه بیشتر میدانستی، فروتنتر میشدی و در محضر علم همواره شاگرد باقی میماندی. دانایی در تو به سکوتی پختهتر و نگاهی مهربانتر بدل شده بود.
خوشا به حالت که دل در گرو آرمانها داشتی. برای تو باورها شعار نبودند؛ راهی بودند برای زیستن و ایستادن. در روزگاری که بسیاری به آسودگی دل میبندند، تو راه مسئولیت را برگزیدی.
خوشا به حالت که با رهبرت دوست بودی؛ برادر بودی، همفکر بودی و رفیق. اعتمادی میان شما بود که با سالها صداقت و پایبندی ساخته شده بود و آنچنان مورد اعتماد بودی که رفتنت برای ایشان خسارتی بزرگ بود؛ آنان که تو را میشناختند میدانستند بر سخنات میتوان تکیه کرد و بر قدمت میتوان اعتماد داشت.
خوشا به حالت که کلامت سنجیده و روشنگر بود. وقتی سخن میگفتی، حقیقت بیتکلف در واژههایت جاری میشد و شنونده صداقت را در کلامت احساس میکرد.
خوشا به حالت که در روزهای دشوار، دلگرمکننده دلها بودی. آنگاه که نگرانی بر دلها سایه میانداخت، حضورو سخنات یادآور امید بود؛ یادآور اینکه میتوان ایستاد و آینده را ساخت.
خوشا به حالت که در برابر دشمنان استوار ایستادی و بیانصافیها تو را از راه بازنداشت. صبرت از جنس بزرگی بود و میدانستی حقیقت سرانجام راه خود را خواهد یافت؛ و خوشا به حالت که زندگیات میان دانایی، ایمان، مسئولیت و صبر معنا یافت؛ و سرانجام نامت در شمار کسانی قرار گرفت که رفتنشان پایان نیست، بلکه آغاز حضوری عمیقتر در دل مردم است؛ و سرانجام، خوشا به حالت که این مسیر پُرافتخار را با سرخی شهادت امضا کردی. برای تو شهادت اتفاقی ناگهانی نبود؛ مزد سالها مجاهدت علمی و عملی بود. خوشا به حالت که علم و ایمان را درآمیختی و در اوج خدمت، به دیدار معبود شتافتی.
راستی… فقط نمیتوانم بگویم خوشا به حالت که با پسرت رفتی؛ چرا که اندوه توان از انگشتان میگیرد و قلم یارای نوشتن را از دست میدهد. دل در برابر این داغ از اندوه لبریز میشود، بغض گلو را میگیرد و اشک جلوی دیدگان را میبندد.
منبع: ایسنا