نمایندگی رژیم صهیونیستی در تهران در پاییز ۱۳۴۶ (۵۹ سال قبل) با پرداخت ۲ میلیون تومان سرمایه اولیه و خرید یک دستگاه چاپ رتاتیو، روزنامه «آیندگان» به مدیریت داریوش همایون را راه‌اندازی کرده است.

باشگاه خبرنگاران جوان - «داریوش همایون از مئیر عزری خواسته است در روزنامه آیندگان تا حدود دو میلیون تومان سرمایه‌گذاری نمایند و تعهد می‌نماید که برای همیشه مطالب روزنامه را علیه اعراب و به نفع اسرائیل تنظیم نماید.» این افشاگری صریح سند شماره ۳۰۴۸ت ساواک به تاریخ ۱۲ مهر ۱۳۴۶، نقطه‌عطفی در درک ماهیت پیوند کثیف میان رژیم پهلوی و صهیونیسم است.

پرونده‌ای سیاه از معامله قلم و شرف که با پول‌های اهالی تل‌آویو در تهران کلید خورد و امروز در معادلات منطقه‌ای، صورت‌حساب سنگینی روی دست طراحانش گذاشته است.

بررسی اسناد نویافته و برگه دادوستد‌های پنهان دهه چهل و پنجاه شمسی نشان می‌دهد آنچه امروز به‌عنوان الگوی درگیری و پاسخ موشکی و منطقه‌ای میان ایران و رژیم صهیونیستی شناخته می‌شود، ریشه در یک خیانت کهنه رسانه‌ای دارد.

صهیونیست‌ها در دهه ۴۰ شمسی با بهره‌گیری از سناریو‌های نفوذ فرهنگی، نه فقط نفت ایران که تسخیر افکار عمومی ملت را نشانه رفتند. آنها منطبق بر آموزه‌های پروتکل‌های صهیون که تصریح می‌کرد «روزنامه یکی از بهترین و مهم‌ترین وسایل نشر افکار ماست… و توانستیم افکار خود را در اذهان مردم بگنجانیم»، سرمایه‌گذاری سنگینی در مطبوعات ایران انجام دادند.

معامله کثیف داریوش همایون برای راه‌اندازی روزنامه آیندگان با پول مستقیم صهیونیست‌ها، تنها به اعتبارات نقدی ختم نشد. او حتی ۱۱ شماره نشریه «بامداد» را به مئیر عزری ارائه داد تا برای وزارت خارجه اسرائیل بفرستد و اثبات کند که در سفرش به تل‌آویو، شایستگی دریافت کمک مالی را دارد.

صهیونیست‌ها هزینه‌های خرید یک دستگاه چاپ رتاتیو را برای داریوش همایون متقبل شدند و برای پنهان ساختن این ردپای مالی، طبق گزارش رسمی وزارت اطلاعات به ساواک، چاپخانه «امید نو» متعلق به یک یهودی به نام نجات‌الله یزدانی در خیابان ناصرخسرو (کوچه خدابنده‌لوها) را طی سند شماره ۸۰۷۰ به داریوش همایون مصالحه کردند تا با انتقال آن به خیابان شاه و تغییر نامش به «یادگار»، خاستگاه سرمایه صهیونیستی پنهان شود.

ساواک نیز در بخشنامه‌ای محرمانه به تاریخ ۲۹ آذر ۱۳۴۶ به تمام دفاتر خود دستور داد میزان فروش و علاقه‌مندی مردم به آیندگان را بسنجند و به‌طور غیرمحسوس از این روزنامه حمایت کنند.

حتی جریان‌های روشن‌فکری و چپ غیراستالینی نیز از این آنالیز نفوذ در امان نماندند؛ چنان‌که افرادی، چون خلیل ملکی، حسین ملکی، داریوش آشوری و جلال آل‌احمد پس از انشعاب از حزب توده در آذر ۱۳۲۶، شیفته الگوی کشاورزی اشتراکی اسرائیل موسوم به «کیبوتص» شدند.

حسین ملکی در سال ۱۳۲۷ در مجله «اندیشه نو» مقاله‌ای در تمجید از کیبوتص نوشت؛ سوسیالیسمی که پارادوکس بزرگ آن، تأمین مالی‌اش از سوی سرمایه‌دار صهیونیست، بارون ادموند روچیلد بود. هم‌زمانی انتشار این مقاله با جنایات و بحران خونین فلسطین، خط تبلیغاتی تطهیر صهیونیسم را علنی‌تر ساخت؛ خطی که خلیل ملکی نیز در بهار ۱۳۳۲ با نگارش مقالاتی در مجله «علم و زندگی» آن را پی گرفت.

پهلوی دوم نیز در قبال این خدمات تبلیغاتی، پاداشی متقابل می‌خواست؛ رفتاری که دقیقاً بر اساس پروتکل هجدهم صهیون طراحی شده بود: «عُمال ما همچون گوسفند به راحتی رام می‌شوند… به این شرط که از آنها تمجید و در برابر مردم به عنوان قهرمانان جهان سیاست یاد شود.» سفارتخانه‌ها و نشریات تحت نظارت تل‌آویو به‌خوبی این رگ خواب و خودشیفتگی محمدرضا پهلوی را شناخته بودند.

روزنامه عبری‌زبان «الانباء» در ۲۲ تیر ۱۳۵۵ در گزارشی با قلم کارول روان، شاه را این‌گونه توصیف کرد تا او را رامِ سیاست‌های خود کند: «شاهنشاه ایران یکی از شخصیت‌های نادر جهان امروزند که سیاستشان مبتنی بر تأمین رفاه میلیون‌ها میلیون از ابناء بشر نه تنها در ایران بلکه در سراسر جهان است… شخصیت‌های بزرگ جهان امروز در این امر متفق‌القول هستند که امپراطور محمدرضا پهلوی یک سیاستمدار طراز اول جهان هستند.»

در کنار این تمجیدها، صهیونیست‌ها مجله فارسی‌زبان «ستاره شرق» را به مدیرمسئولی مئیر عزری در تهران چاپ و رایگان توزیع می‌کردند. شبکه نفوذ آنها از طریق «کانون فرهنگی کوروش کبیر» تا اعماق دربار، مجلس سنا (تقی‌زاده، علی دشتی، دکتر بیانی)، دانشکده‌ها (دکتر سیاسی، دکتر هشت‌رودی، دکتر آزاد)، وزارت خارجه (دکتر آدمیت، خسرو افشار، عظیما، دکتر عاملی)، سازمان برنامه (علی بیانی) و مطبوعات اصلی مانند اطلاعات (عباس مسعودی)، پیغام امروز و مجله اکونومیست (دکتر باقر شریعت) ریشه دوانده بود. حتی چهره‌های حوزوی و دانشگاهی مانند بدیع‌الزمان فروزانفر نیز در قالب تور‌های فرهنگی همراه دخترش به اسرائیل دعوت شدند.

دستگاه تبلیغاتی تل‌آویو با ارسال گزارش‌های هدفمند برای روزنامه‌نگاران وابسته‌ای، چون عباس شاهنده (مدیر روزنامه فرمان)، چهره‌ای منجی‌گونه از خود می‌ساخت.

شاهنده در «یادداشت‌های سفر اسرائیل» در مهر ۱۳۳۵ با سرپوش گذاشتن بر اشغالگری و کشتار مردم فلسطین نوشت: «روابط سیاسی ایران با اعراب با تمام تعارفاتی که طرفین به هم می‌کنند طبعاً نمی‌تواند رضایت‌بخش باشد… اگر یک کفه به نام اسرائیل در گوشه خاورمیانه و در قلب سرزمین‌های عربی باشد، طبعاً نفع سیاسی ایران ایجاب می‌کند که از آن کفه استفاده کند…

کوروش کبیر یهودیان را آزاد کرد و به کشور اسرائیل بازگردانید… و برای سپاسگزاری از این خدمت تاریخی در تورات او را مسیح خدا خوانده و هم‌اکنون زیباترین خیابان‌ها را در شهر‌های مختلف اسرائیل به نام کوروش و ایران نام نهاده‌اند.».

اما این بازی یک‌طرفه و وقاحت صهیونیست‌ها، حتی دیپلمات‌های پهلوی را هم کلافه کرده بود. رژیم اسرائیل برای رسمیت بخشیدن به روابط پنهانی، تعمداً اخبار دیدار‌های محرمانه را در روزنامه‌هایش فاش می‌کرد تا ایران را در برابر عمل انجام‌شده قرار دهد؛ همان‌طور که مرتضی مرتضایی (رئیس نمایندگی ایران در تل‌آویو) در گزارش سالیانه خود با ابراز خشنودی و ساده‌لوحی نوشت که «رویه کلی مطبوعات اسرائیلی نسبت به ایران مثبت و سازنده است.».

اما گزارش دکتر ابراهیم تیموری (رئیس بعدی نمایندگی ایران در اسرائیل) به وزارت امور خارجه، اوج استیصال و باج‌گیری صهیونیست‌ها را فاش می‌سازد.

تیموری پس از اعتراض به خبررسانی‌های افشاگرانه روزنامه کثیرالانتشار «معاریو» در ۱۵ مرداد ۱۳۴۲ درباره ارتقای دکتر دوریل به مقام سفیرکبیری و دیدار با خانم «ورد» (رئیس اداره خاورمیانه وزارت خارجه اسرائیل) می‌نویسد: «صریحاً گفتم این ترتیب به روابط ما و شما لطمه خواهد زد.

حتی به او یادآوری کردم که وقتی تیمسار سپهبد ریاحی مدت نسبتاً زیادی در اینجا بودند و از همه نقاط بازدید کردند، جلوی انتشار خبرش را گرفتید، پس اگر بخواهید می‌توانید!
اما خانم ورد صریحاً گفت ما آنچه باید کرده‌ایم و بیش از این همکاری نمی‌توانیم بکنیم. از بس در این باره گفته‌ایم و عکس‌العملی نشان نداده‌ایم، اینها که تاکنون لااقل وعده‌ای می‌دادند، حالا تقریباً می‌گویند همین است که هست!»

سرمایه‌گذاری روی مطبوعاتِ پهلوی و بزک کردن چهره رژیم صهیونیستی در تهرانِ دهه چهل، قرار بود تضمین‌کننده بقای تاج‌وتخت و خفه‌کننده صدای مقاومت در منطقه باشد، اما تاریخ، مسیر دیگری را پیمود.

امروز که توان موشکی و دفاعی جمهوری اسلامی ایران، معادله اقتدار را در سطح منطقه بازتعریف کرده و رژیم صهیونیستی را در گستره‌ای از بن‌بست‌های نظامی و امنیتی محاصره ساخته، مشخص می‌شود که آن القاب سفارشی و چاپخانه‌های اهدایی صهیونیست‌ها، نهایتاً نتوانستند مانع از تقاص تاریخی شوند.

پرونده‌ای که روزی با سرمایه‌گذاری روی قلم‌های فروشی باز شده بود، امروز با سیلی‌های سخت میدان به نقطه پایانی خود رسیده است.

منبع: فارس

برچسب ها: اسرائیل ، پهلوی ، ساواک
اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha
نظرات کاربران
انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
Iran (Islamic Republic of)
ناشناس
۱۸:۵۹ ۱۲ شهريور ۱۴۰۵
پهلوی بدرک بگید چطو میخایین جواب مردمو بدین با این تورم
آخرین اخبار