با آغاز جنگ تحمیلی، پدر همراه برادران بزرگتر عبدالواحد به جبهه رفتند و مدتی بعد عبدالواحد که دفاع از اسلام را یک تکلیف الهی و همگانی میدانست، تصمیم گرفت تا به جبهه برود؛ اما با توجه به اینکه دو برادرش در جبهه بودند، مادرش با اعزام او مخالفت کرد.
هیئت گردان عمار هم از واقعهی کربلا میگوید و هم از کربلای جبهههای ایران؛ یک هیئت در سال ۱۴۰۰ شمسی که عجیب شبیه سالهای دهه ۶۰ و روزهای دفاع مقدس است.
شهید سید هادی پس از شهادت به مدت ۲۰ روز پیکرش روی زمین میماند و دشمن زمانی که بالای سر پیکر شهید میرسد و میبیند که دستش قطع و سرش نیز با خمپاره قطع شده دست دیگرش را هم قطع میکند.