فرماندهان و سربازان عراق گفتند: «شما میتوانید دو کار انجام دهید، یا باید به ایران بروید یا شما را به جایی میبریم که تا عمر دارید رنگ آزادی را نبینید.» بچهها گفتند: «ما همین جا میایستیم تا بقیه بیایند.»
در ماه محرم، پتوهایشان را که اغلب رنگ تیره داشت را بهم میدوختند و با صابون و با خط خوش روی آن شعار مینوشتند. خود آزادگان نوحه میساختند و میخواندند. زمانی که افسران عراقی متوجه عزاداری آنها شدند، به مدت ۸ روز آب و غذا را بر اسرا بستند.
هرگاه یکی از دوستان یا همکارانش به شهادت میرسید، خلوتش بارانیتر از همیشه میشد. در یکی از عملیات ها، یک دستش از کار افتاد. خوابش را قبلا دیده بود. این را در دفترچهاش خواندم. خواب شهیدی را دیده بود به نام شهید «حسین اسکندرلو».
مدیرکل حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس استان سمنان از تدوین دانش نامه دفاع مقدس استان خبر داد و گفت: تاکنون ۲۲۰ مقاله در سطح استان برای تکمیل این دانش نامه تدوین شده است.