پاسی از شب گذشته و خیابانها تقریبا خلوت است، دست دل را گرفتیم و به اتفاق روانه حرم جانان شدیم، نسیم ملایمی صورت جان و دل را نوازش میداد، وقتی به سمت خیابان بابالقبله پا گذاشتیم از دور گنبد و مناره طلائی حرمی دیده میشد که بیشک دیدن آن آرزوی هر زائر عاشقی بوده و تن و جان آدمی را جلا میدهد...