تا قبل از تولد پسرم اصلاً دوست نداشتم بازي كنم. به عبارت بهتر شايد زندگي من تقسيم بشود به دو بخش قبل از آمدن «گيو» و بعد از آن! اين يك حس شخصي بود و شايد الان براي توضيح چرايي آن هيچ حرف واضحي براي گفتن نداشته باشم. در يك كلام دوست نداشتم روي صحنه بازي كنم و شايد به خاطر يك ترس بود.
فکر میکنم در آقای الف کمترین زحمت روی دوش بازیگر ان بود. فکر میکنم بعد از کارگردان و بابک محقق طراح سه بعدی، بیشترین زحمت روی دوش فیلمبردار و صدابردار پروژه بود. من به عنوان بازیگر شاید فقط در برخی صحنهها باید بازیهای کنترل شدهای ارائه میکردم و خیلی تفاوتی با کارهای دیگرم سر صحنه نداشت.