برای مردم بلوچستان، دست و پای قوی یعنی جراتی برای ادامه زندگی و آنقدری که آنها به زور بازوهایشان ایمان دارند پول‌های تو جیب‌شان مهم نیست.

باشگاه خبرنگاران جوان - فرقی نمی‌کند یک بچه هفت ساله باشید، یا نوجوان سیزده ساله و حتی شاید جوان بیست و سی و چند ساله؛ چون اسم بازی که بیاید، بلوچستانی‌ها طوری برایتان سرگرمی می‌سازند و نشاط، جفت و جور می‌کنند که محال است بتوانید در برابر تجربه شادی‌هایش مقاومت کنید. خجالت نکشید؛ هیچ‌وقت برای بازی دیر نیست. در تعریف‌های علمی، دانشمندان، بازی را فعالیتی که تنها مخصوص کودکان نیست می‌دانند؛ آنها معتقدند حتی بازی‌هایی برای سرگرمی افراد بزرگسال نیز طراحی شده است و هر فعالیت اختیاری که بر اساس ایجاد لذت و خوشایندی باشد و کم یا زیاد دارای قواعد باشد، بازی محسوب می‌شود.

کسی دنبال بازی می‌گردد؟

اما این روزها، شاید دیگر کمتر کسی را پیدا کنید که در هیاهوی شهر‌ها و ازدحام جمعیت و کوتاه و بلندی ساختمان‌های کم‌متراژ و ترافیکی که ماشین‌ها را با آدم‌هایش می‌بلعد دنبال سرگرمی آن هم با بازی‌های محلی باشد. در این میان، اگر کسی هم جرات کند و بخواهد تعطیلاتش را با بازی بگذراند، بچه‌ها و نوجوان‌ها پای بازی‌های موبایلی و کامپیوتری و سیستمی می‌نشینند و یک خورده بزرگ‌ترهایشان می‌روند دنبال بازی‌های پرخطری که همه ما فیلم‌هایش را در فضای مجازی دیده‌ایم و دست و دلمان لرزیده.

ولی تا حالا چیزی درباره «لگوش» شنیده‌اید؟ یک بازی محلی بلوچستانی که آن‌قدر قدیمی و شیرین و پرفعالیت است که اگر یک بار بازی‌اش کنید مطمئن باشید بار‌ها و بار‌ها در جمع‌های خانوادگی و دوستانه‌تان تکرارش می‌کنید و هیچ‌وقت از آن سیر نمی‌شوید.

بهتر از نوشابه انرژی‌زا

شاسوار، دانشجوی ترم شش مهندسی صنایع غذایی دانشگاه شهید چمران است. از وقتی دانشجو شده آمده اهواز، اما خانواده پرجمعیت و تمام ایل و تبارش هنوز در روستای بمپور غربی زندگی می‌کنند. جایی که نخل‌هایش دست کمی از نخل‌های خوزستان ندارند در قد و بالا و سر و شانه. وقتی سراغ یکی از بازی‌های محبوب روستایشان را می‌گیرم صاف می‌رود سر اصل مطلب و می‌گوید: «لگوش! با بازی لگوش، خون توی دست و پاهایتان جریان پیدا می‌کند. ما توی روستا که از این نوشابه‌های انرژی‌زا و پودر‌های بدن‌سازی نمی‌خوریم. اصلا برایمان زشت است بخواهیم اینطور عضله دربیاوریم و قوی شویم. اما به جایش تا دلتان بخواهد بازی می‌کنیم و بازی‌ها پرورشمان می‌دهند. یکی از بهترین‌هایشان هم لگوش.»

دست و پای قوی یعنی جرات

برای مردم بلوچستان، دست و پای قوی یعنی جراتی برای ادامه زندگی. آدم‌های آنجا آنقدری که به زور بازوهایشان ایمان دارند پول‌های تو جیب‌شان مهم نیست. شاسوار می‌گوید: «یک بار وقتی بچه بودم کل نخلستانمان سوخت. فقط یک نخل آن هم پشت دیوار جنوبی برایمان مانده بود. یادم می‌آید بابا پس‌انداز داشت. یعنی آن‌قدری داشت که برود و یک نخلستان سالم را اجاره بگیرد تا فصل بار. اما آستین‌هایش را بالا زد و از همان یک نخل بالا رفت برای زنده کردن بقیه نخل‌ها. بابا همیشه یادمان داد که بیشتر از جیب‌مان به زور بازویمان تکیه کنیم و تا می‌توانیم زندگی بسازیم. به خاطر همین همیشه توی نخلستان با ما لگوش بازی می‌کرد و حواسش به فرزی و چابکی‌مان بود.»

نگران نباشید. برخلاف اسمش، لگوش بازی پیچیده‌ای نیست. فقط یک تعداد آدم خوش‌خنده می‌خواهد، یک پارچه و چند تا درخت نخل. یکی می‌شود گرگ و بقیه همان آدم‌هایی می‌مانند که تا بالای نخل‌ها قرار است از دست گرگ فرار کنند. گرگ دنبالشان می‌دود و پارچه‌اش به هرکس خورد همان گرگ می‌شود. اما اگر آدم‌ها بتوانند زودتر از گرگ از نخل پایین بیایند و بلند داد بزنند «لگووووووش» از گرگ در امانند.

بلند داد بزنیم لگووووش

درست مثل همین بازی، زندگی هم گاهی دست و پاگیر است و گاهی خوشایند. گاهی باید سریع پایین بیاییم و فریاد بزنیم «لگووووش» و گاهی باید با تمام توان از دست گرگ فرار کنیم. همین بازی ساده و بی‌ادعا یادمان می‌دهد که در روز‌های سخت، تنها چیزی که می‌تواند به کمک‌مان بیاید، قدرت اراده و شجاعت است. مردم بلوچستان، از دل همین بازی‌ها، شجاعت زندگی را یاد می‌گیرند و جانانه برای زندگی می‌جنگند؛ شجاعتی که به هیچ پودر بدنسازی و هیچ دستگاهی نیاز ندارد، چون خودش به اندازه کافی قوی است؛ و قدرتش این را می‌گوید: گاهی، برای زنده ماندن و پیش رفتن، کافی است که در دل نخلستان‌های زندگی بایستیم، آستین‌ها را بالا بزنیم، و با تکیه بر همان نیروی درونی که در بازی به ما یاد داده‌اند، به سوی فردای روشن‌تر بدویم و در گوش سختی‌هایی که گرگ زندگی‌مان شده‌اند بلند داد بزنیم: «لگووووووووش!»

منبع: فارس

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
آخرین اخبار